نشانه هایی که وجود سیاره نهم منظومه شمسی را کاملا تایید می کند

[ad_1]

آیا سیاره نهم منظومه شمسی واقعا وجود دارد؟ در این مدت بحث‌های زیادی درباره وجود این سیاره جدید شکل گرفه است. اکنون اما تحقیق جدیدی بیش از پیش واقعی بودن این سیاره را تایید می‌کند.

یک سال و نیم پیش، اولین شواهد از وجود سیاره نهم منظومه شمسی منتشر شد. در آن مقاله، جرم این سیاره فرضی ده برابر جرم زمین تخمین زده شده بود. شعاع مداری آن نیز حدود ۷۰۰ واحد نجومی بیان شد. از آن زمان تاکنون مقالات زیادی منتشر شده که هرکدام وجود سیاره نهم را تایید و یا تکذیب کرده‌اند.

برخی اینطور استدلال می‌کنند که مدارهای اجرام خاصی از TNO ها (اجرام فراتر از مدار نپتون یا فرانپتونی ها) وجود سیاره نهم را تایید می‌کنند. در حالی که سایرین عقیده دارند اینگونه استدلال‌ها به علت نبود شواهد رصدی قابل اتکا نیست. آخرین تحقیقی که در این رابطه توسط دو اخترشناس از دانشگاه مادرید انجام شده، دید تازه‌ای به ما می‌دهد که این بحث‌ها را می‌تواند تمام کند. با استفاده از تکنیک جدیدی که روی اجرام بسیار دورتر از مدار نپتون یا ETNO ها تمرکز می‌کند، باور این دو اخترشناس این است که سیاره نهم واقعا وجود دارد.

ETNO ها یا اجرام فرانپتونی دور، اجرامی هستند که در فواصلی بیشتر از ۱۵۰ واحد نجومی از خورشید قرار گرفته‌اند. بنابراین مدار این اجرام، هیچگاه مدار نپتون را قطع نخواهد کرد. بنابر این تحقیق، فواصل بین گره‌های مداری ETNO ها و خورشید، می‌تواند ما را به سوی سیاره نهم منظومه شمسی راهنمایی کند.

تصویری هنری از سیاره نهم منظومه شمسی

این دو گره مداری، بخش‌هایی هستند که مدار جرم مورد نظر، صفحه منظومه شمسی را قطع می‌کند. در این نقاط است که احتمال برخورد این اجرام، با سایر اجرام منظومه شمسی به بیشترین مقدار خود می‌رسد. بنابراین، احتمال عبور از نزدیکی یک جرم دیگر و تغیر مدار ETNO ها نیز در همین نواحی بسیار بالاست. با اندازه‌گیری دقیق محل این نقاط، می‌توان بررسی کرد که آیا ETNO دچار تغییرات مداری می‌شوند یا خیر. تغییراتی که می‌توان آن را به حضور اجرام سنگین دیگری در آن محل نسبت داد.

Carlos de la Fuente Marcos یکی از نویسندگان این مقاله جدید می‌گوید:

اگر جرمی نباشد تا مدار ETNO را مختل کند، گره‌های مداری آنها بایستی به صورت یکنواختی توزیع شده باشد. چرا که دلیلی برای اختلال این گره‌ها وجود ندارد. اما در صورت وجود یک یا دو جرم اختلال‌گر، دو اتفاق ممکن است رخ دهد. حالت نخست این است که مدار ETNO ها پایدار است و آنها تنها گره‌های مداری خود را به دور از مسیر اختلال‌گرها قرار می‌دهند. اما اگر مدارشان ناپایدار باشد، این اجرام همانند دنباله‌دارهایی عمل می‌کنند که مدارهایی بسیار کشیده دارند و به نواحی داخلی منظومه شمسی، همچون سیاره مشتری هم نفوذ می‌کنند.

این دو اخترشناس، محاسبات و داده‌کاوی خود را برای تجزیه و تحلیل گره‌های مداری ۲۸ مورد از ETNO ها و ۲۴ مورد دیگر از اجرام دور منظومه شمسی انجام دادند. نتیجه این بود که این دو جمعیت از اجرام دور، در فواصل خاصی از خورشید تجمع می‌کردند. یک ارتباط بین مکان این گره‌ها و زاویه میل اجرام با صفحه منظومه خورشیدی نیز مشاهده شد.

تصویری متحرک از مدار سیارات داخلی، سیارات خارجی، TNO ها و مدار احتمالی سیاره نهم منظومه شمسی

یافته دومی که اشاره شد بسیار غیر قابل انتظار بود و دو اخترشناس را به این نتیجه رساند که سیاره نهم منظومه شمسی بایستی وجود داشته باشد. این سیاره است که مدار اجرام بررسی‌شده را به صورتی که گفته شد، تغییر می‌دهد.

De la Fuente Marcos تاکید می‌کند:

ما اینگونه فرض می‌کنیم که ETNO ها از نظر دینامیکی، همانند دنباله‌دارهایی هستند که با مشتری برهم‌کنش دارند. بنابراین یافته‌های حاصل از بررسی داده‌های آماری اجرام دور را می‌توان این‌گونه تفسیر کرد که نهمین سیاره در فاصله‌ای بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ واحد نجومی با آنها برهم‌کنش دارد.

همان‌گونه که اشاره شد، برخی از تحقیقاتی که وجود سیاره نهم را زیر سوال قرار می‌دادند، عقیده داشتند که مطالعه TNO ها از نظر رصدی به طور دقیق و بی‌طرفانه انجام نشده است. آنها می‌گفتند که خطاهای سیستمی در محاسبات مربوط به میل مداری TNO ها وارد شده است. چرا که همه این رصدها و محاسبات معطوف به جهت‌گیری خاصی در آسمان می‌شود.

با بررسی فاصله گره‌های مداری ETNO ها که به اندازه و شکل مدارشان بستگی دارد، تحقیق جدید اولین شاهد بر وجود سیاره نهم را ارائه می‌دهد. شاهدی که دیگر نمی‌توان به آن ایراد گرفت که به جهت‌گیری خاصی وابسته است. در حال حاضر تنها ۲۸ مورد ETNO شناخته شده است. اما پژوهشگران این تحقیق جدید اطمینان دارند که با کشف ETNO های جدید، نتیجه آنها بیش از پیش تایید خواهد شد.

جرمی به اندازه سیاره مریخ کافی است تا بتواند اختلال‌های مشاهده شده در اجرام کمربند کوییپر را ایجاد کند.

این دو اخترشناس حتی احتمال وجود سیاره دهم را نیز داده‌اند.

de la Fuente Marcos می‌گوید:

با در نظر گرفتن تعریفی که از سیارات داریم، این جرم دهم نمی‌تواند یک سیاره واقعی باشد. حتی اگر جرمش هم‌ارز جرم زمین باشد. چرا که این جرم با تعداد زیادی سیارک و سیاره‌های کوتوله احاطه شده است. در هر صورت شواهد نشان می‌دهد که جرمی بزرگ دورتر از کمربند کوییپر وجود ارد. فاصله این جرم از خورشید حدود ۵۰ واحد نجومی تخمین زده شده است و امید است که تحقیقات بعدی وجود آن را اثبات کند.

به نظر می‌رسد که منظومه شمسی هر ساله شلوغ‌تر می‌شود! اگر وجود سیارات نهم و حتی دهم به طور قطع تایید شود، شاید لازم باشد تا بار دیگر تعریف سیارات را بازنگری کنیم. مطمئنا در سال‌های آینده بحث سیارات و تعریف درست آنها در انجمن‌های اخترشناسی بسیار داغ خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

بهترین شغل های جهان از لحاظ درآمد بالا را بشناسید

[ad_1]

شغل های پردرآمد در سراسر دنیا متقاضیان زیادی دارند و به همین دلیل رقابت شدیدی برای به دست آوردن آن‌ها وجود دارد؛ در ادامه ۱۵ مورد از این مشاغل را بررسی خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

به گفته‌ی جیسون جیارامان (Jason Jayaraman)، تحلیلگر ارشد داده در وب سایت شغلی Glassdoor، زمانی که تعداد متقاضیان برای یک حرفه بیشتر از میزان فرصت‌های شغلی موجود باشد، رقابت در میان افراد دارای صلاحیت شدیدتر می‌شود. این اتفاق اکثر اوقات در مورد شغل های پردرآمد جهان رخ می‌دهد که دلیل اصلی آن، اشتیاق افراد برای دریافت دستمزد بیشتر در مقابل ساعت‌های کاری برابر با سایر حرفه‌هاست.

وب سایت Glassdoor برای تهیه لیست شغل‌ های پرطرفدار و پول‌ساز جهان، پایگاه داده‌ای مربوط به مشاغلی که ظرف ۳۰ روز گذشته در این وب سایت بیش از هزار بار در مورد آن‌ها جستجو شده و حداقل هزار فرصت شغلی فعال دارند را مرجع قرار داده است.

مواردی که در ادامه به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت، شدیدترین رقابت را میان افراد جویای کار متوجه خود کرده‌اند و به ازای هر فرصت شغلی، بین ده‌ها تا صدها متقاضی به آن‌ها علاقه‌مند هستند. بر اساس اطلاعات Glassdoor، درآمد سالانه‌ی هرکدام از این مشاغل بیشتر از ۱۰۰ هزار دلار است.

لیست شغل های پردرآمد و پرطرفدار دنیا

۱٫ مدیریت نوآوری

مدیران نوآوری رهبری تیم‌های طراحانِ خلاق را بر عهده دارند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۲ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۱۲۴۳

۲٫ مدیریت فناوری اطلاعات (IT)

مدیر فناوری اطلاعات رئیس بخش IT یک کمپانی است.

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۸ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۲۷۱۸

۳٫ تحلیل داده‌ها و اطلاعات

تحلیلگران داده وظیفه‌ی تجزیه تحلیل و تفسیر اطلاعات پیچیده‌ی دیجیتالی، مانند آمار استفاده از یک وب سایت را بر عهده داشته و در فرآیند تصمیم‌گیری کسب و کارها کمک شایانی می‌کنند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۰ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۶۸۷۵

۴٫ مدیریت زنجیره تامین

متقاضیان این مورد از لیست مشاغل پردرآمد باید توانایی مدیریت تولید، خرید، انبارداری و توزیع را داشته و بتوانند مسائل مربوط به فعالیت‌ها و خدمات مالی را به منظور محدود کردن هزینه‌ها و بهبود دقت، اطمینان و کیفیت خدمات‌رسانی به مشتریان، پیش‌بینی کنند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۰۲ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۱۶۶۸

۵٫ داروسازی و کار در داروخانه

اشخاص متخصص در این زمینه داروهای تجویزشده توسط پزشکان را در اختیار بیماران قرار می‌دهند و از کاربرد، عوارض و سایر اطلاعات مربوط به هر دارو مطلع هستند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۲۰ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۴۲۱۳

۶٫ مدیریت تدارکات

مدیریت تدارکات جزو شغل های پردرآمد بوده و الزامات حرفه‌ای آن شامل برنامه‌ریزی، هماهنگی و مدیریت فعالیت‌های کارکنان در ارتباط با جمع‌آوری اطلاعات و گزارش‌ها، برای مشخص کردن لیست خرید و تهیه‌ی مواد و خدمات مختلف می‌شود.

حقوق متوسط سالانه: ۱۰۴ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۱۲۰۵

۷٫ مدیریت مالی

مدیران مالی بودجه‌ی دپارتمان‌های مختلف و یا شرکت‌ها را مدیریت می‌کنند و بر فعالیت‌های مالی نظارت دارند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۸ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۶۴۴۵

۸٫ روابط عمومی پزشکی

متخصصان روابط عمومی پزشکی (MSL) از طریق تعامل و هماهنگی با مصرف‌کنندگان، اطلاعات مربوط به مزایای استفاده از محصولات پزشکی را در اختیار مردم قرار می‌دهند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۴۰ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۱۳۷۳

۹٫ مدیریت تولید

مدیران تولید بر ساخت محصولات نظارت می‌کنند.

حقوق متوسط سالانه: هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۱۷۷۳۱

۱۰٫ مدیریت مهندسی

تیم‌های مهندسی توسط متخصصان این مورد از لیست شغل های پردرآمد ، مدیریت و رهبری می‌شوند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۴۵ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۵۲۶۳

۱۱٫ مشاوره مدیریتی

مشاوران حوزه مدیریت مشکلات موجود در سازمان‌ها و شرکت‌ها را تحلیل کرده و برای بهبود عملکرد، طرح‌ها و برنامه‌هایی را پیشنهاد می‌کنند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۰ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۳۵۶۷

۱۲٫ وکالت مالکیت فکری و ثبت اختراع

وکلای متخصص در این زمینه مخترعین، سرمایه‌گذاران و سازندگان محصولات مختلف را در مورد جنبه‌های قانونی مربوطه راهنمایی می‌کنند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۵۰ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۱۱۲۵

۱۳٫ مدیریت فناوری

یک مدیر فناوری باید توانایی طراحی، برنامه‌ریزی، مدیریت و پیاده‌سازی پروژه‌های فنی IT را داشته باشد.

حقوق متوسط سالانه: ۱۴۰ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۲۲۹۴

۱۴٫ مدیریت بازاریابی محصولات

یک مدیر بازاریابی بهترین روش فروش خدمات و محصولات را طرح‌ریزی می‌کند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۶ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۲۵۳۷

۱۵٫ مدیریت تجزیه تحلیل و برنامه‌ریزی مالی

متقاضیان این شغل پردرآمد بخش مالیِ کسب و کارها را موردبررسی و تجزیه تحلیل قرار داده و در کنار اندازه‌گیری میزان موفقیت شرکت‌ها، نیازهای بخش‌های مختلف را پیش‌بینی می‌کنند.

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۵ هزار دلار

تعداد فرصت‌های شغلی: ۱۳۸۰

[ad_2]

لینک منبع

منشاء سیگنال های مرموز فضایی ساخته دسته بشر است!

[ad_1]

در ابتدا تصور می‌شد که منشا این امواج رادیویی مرموز ، ستاره‌ای در فاصله ۱۱ سال نوری زمین باشد. اما اکنون دانشمندان به توضیح قانع‌کننده‌تری دست یافته‌اند!

همانطور که شاهد بودید، در هفته گذشته انتشار سیگنال های مرموز فضایی از یک ستاره کوتوله قرمز خبرساز شد. ستاره‌شناسان به کمک تلسکوپ‌ رادیویی رصدخانه آرسیبو (Arecibo Observatory) در تاریخ ۱۲ می از انتشار این سیگنال‌ها اطلاع پیدا کردند. اما منشا واقعی این امواج رادیویی مرموز تاکنون در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. اکنون گروهی از دانشمندان با بررسی‌های دقیق‌تر دریافته‌اند که احتمالا چندین ماهواره ساخت بشر در حال ارسال چنین سیگنال‌هایی هستند.

کشف این سیگنال ها و امواج رادیویی مرموز در ابتدا ستاره‌شناسان را حیرت‌زده کرد. شعله‌های خورشیدی می‌توانند چنین سیگنال‌هایی را تولید کنند، اما امواج دریافتی فرکانس متفاوتی را داشتند! اخترشناسان همچنین اظهار کردند که این سیگنال های فضایی مرموز احتمالا توسط سازه‌های ساخت بشر منتشر می‌شوند. اما ساختار این سیگنال‌ها به گونه‌ای بود که تصور می‌شد برای رسیدن به زمین، مسافتی بسیار طولانی را طی کرده باشد.

سیگنال دریافتی توسط ستاره‌شناسان در رصدخانه آرسیبو (Arecibo Observatory) – با عنوان «سیگنال مرموز» نام‌گذاری شد!

خوشبختانه، ستاره‌شناسان با بررسی‌های دقیق‌تر بر روی این امواج رادیویی مرموز موفق شدند به یافته‌های تازه‌تری دست یابند. اخترشناسان نتایج مشاهدات خود را همراه با سایر محققان موسسات فضایی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و در نهایت به این نتیجه رسیدند که سیگنال مذکور از فضای عمیق منتشر نشده و احتمالا منشا دیگری دارد! سرانجام با بررسی‌های دقیق‌تر ستاره‌شناسان اعلام کردند که این سیگنال‌ های رادیویی توسط یک یا چند ماهواره در مدارهای جغرافیایی بلند منتشر می‌شود؛ به همین علت است که در ابتدا تصور می‌شد این سیگنال‌ها از سوی یک ستاره منتشر می‌شود! از این جهت باید گفت که ستاره راس ۱۲۸ (Ross 128) منشا این سیگنال‌های رادیویی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ماهواره‌های ساخت بشر در این مسیر مسئول انتشار این سیگنال‌ها هستند. البته هنوز مشخص نیست که چرا ماهیت این سیگنال به شکلی‌ بود که تصور می‌شد فضایی بین ستاره‌ای را برای رسیدن به زمین طی نموده است! ستاره‌شناسان بر این باورند که احتمالا بازتاب‌های متعدد این سیگنال‌ها، چنین تصور اشتباهی را ایجاد می‌کند.

در نهایت باید گفت این سیگنال نیز همانند سایر امواج رادیویی، به تمدن‌های فرازمینی تعلق ندارد!

[ad_2]

لینک منبع

اتصال نیویورک به واشنگتن با هایپرلوپ در نیم ساعت

[ad_1]





ایلان ماسک دیشب در حساب کاربری توییتر خود اعلام کرد پروژه حفر تونل توسط Boring Company با موافقت شفاهی مقامات دولت آمریکا همراه شده و حال، این شرکت می تواند احداث مسیر هایپرلوپ بین نیویورک سیتی، فیلادلفیا، بالتیمور و واشنگتن دی سی را آغاز نماید.

اگرچه هنوز این توافق به صورت رسمی تأیید نشده، اما ماسک جزئیات بیشتری را هم در مورد این پروژه اعلام کرده است. ایده هایپرلوپ که نوعی سیستم حمل و نقل فوق سریع محسوب می شود، در سال ۲۰۱۳ توسط ماسک معرفی شد و طبق محاسبات انجام شده، دو شهر نیویورک و واشنگتن دی سی را طی ۲۹ دقیقه به یکدیگر متصل خواهد ساخت.

طبق اعلام مدیرعامل تسلا، ایستگاه های اصلی این مسیر در مراکز شهرهای فوق احداث شده و تعدادی ایستگاه / آسانسور ورودی و خروجی نیز در نقاط مختلف شهر تعبیه خواهد شد. برخی منابع احتمال می دهند موافقت اولیه بین ماسک و داماد رئیس جمهور آمریکا یعنی «جرد کوشنر» صورت گرفته است. کوشنر که یکی از مشاورین ارشد کاخ سفید به شمار می رود، پیش از این هم علاقه خود را به پروژه هایپرلوپ نشان داده بود.

ماسک در ادامه توضیحاتش، اعلام کرد فعلاً تونل نیویورک-واشنگتن دی سی در اولویت برنامه های Boring Company قرار دارد و پس از آن، ایالات دیگر هم به مسیرهای هایپرلوپ مجهز خواهند شد. البته هنوز راه زیادی برای تأیید رسمی پروژه پیش روی ماسک قرار دارد و کارشناسان حوزه حمل و نقل هم می گویند موافقت رسمی برای احداث تونل های زیرزمینی، به این سرعت ممکن نیست.


[ad_2]

لینک منبع

پاسخ متخصصین هوش مصنوعی به ایلان ماسک درباره نابودی بشر

[ad_1]

ایلان ماسک شهرت خود را مدیون محتاط بودن نیست. کارآفرین و تکنولوژیست مشهور و بنیان‌گذار برخی از مشهورترین شرکت‌های دنیا همچون اسپیس ایکس (که می‌خواهد انسان را به مریخ ببرد تا از نابودی کامل تمدن بشری جلوگیری کند) و تسلا موتورز (که می‌خواهد خودروهای بدون راننده بسازد) و دیگر شرکت‌هایی که برنامه‌هایی بزرگ برای فجایع محتمل بشری دارند، نگران آینده‌ای است که از آن به “قیام ربات‌ها” تعبیر می‌شود. داستان هشدارهای مکرر آقای ماسک در رابطه با نابودی بشریت به‌وسیله هوش مصنوعی، مدت‌هاست در جامعه علمی بحث‌های زیادی را در پی داشته.

ایلان ماسک که روز شنبه در حاشیه کنفرانس انجمن ملی فرمانداران آمریکا صحبت می‌کرد، به حاضران در نشست گفت، هوش مصنوعی خطر جدی برای تمدن بشری است. ماسک که به نظر می‌رسد، در مورد آینده ارتباط هوش مصنوعی و انسان نگران است، خواستار تصویب قوانینی مدون در این رابطه شد.

ماسک در جلسه پرسش و پاسخی که در خلال کنفرانس تابستانی انجمن ملی فرمانداران آمریکا انجام شد، در مورد انرژی خورشیدی، سفرهای فضایی، خودروهای بدون راننده و دیگر تکنولوژی‌های نوظهور صحبت کرد. این کنفرانس روز شنبه در رود آیلند برگزار شد. ماسک به احضار کنفرانس انجمن ملی فرمانداران آمریکا گفت: “”هوش مصنوعی خطر اساسی برای تمدن بشری است، فکر نمی‌کنم مردم کاملا این موضوع را درک کنند و هنگامی‌که در این مورد آگاهی به دست بیاورند، به‌شدت از هوش مصنوعی می‌ترسند.”

ایلان ماسک پیش‌ازاین هم در خلال سمپوزیومی که سال ۲۰۱۴ در ام آی تی برگزار شد، گفته بود: “فکر می‌کنم ما باید خیلی در مورد هوش مصنوعی محتاط باشیم. اگر درست حدس زده باشم، این ‌یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات موجود است، شاید ما باهوش مصنوعی در حال احضار شیاطین باشیم!”

ایلان ماسک در جلسه پرسش و پاسخی که در خلال کنفرانس تابستانی انجمن ملی فرمانداران آمریکا انجام شد، به احضار کنفرانس انجمن ملی فرمانداران آمریکا گفت: “”هوش مصنوعی خطر اساسی برای تمدن بشری است، فکر نمی‌کنم مردم کاملا این موضوع را درک کنند و هنگامی‌که در این مورد آگاهی به دست بیاورند، به‌شدت از هوش مصنوعی می‌ترسند”

ایلان ماسک بیش از یک سال قبل، در ایجاد موسسه تحقیقاتی که به توسعه هوش مصنوعی که به مردم به‌جای صدمه زدن، کمک خواهد کرد شرکت داشته. ماسک با ورود به این عرصه، خود را در میان بحث روز دنیای تکنولوژی دید که باور دارد، هوش مصنوعی قادر به نابودی انسانیت است.

غول‌های تکنولوژی از جمله گوگل، اپل و مایکروسافت در حال سرمایه‌گذاری بر روی ماشین‌های هوشمندتر هستند تا زندگی انسان را بهبود بخشند. ماسک همچنین در خلال کنفرانسی که در کالیفرنیا برگزار شد، گفته بود: “اگر ما برخی از سیستم‌های دیجیتالی فوق هوشمند را بسازیم که ما را به روش‌های بسیاری یاری دهند، چنین چیزی خوشایند خواهد بود.”

اما او استدلال می‌کند، حتی در این وضعیت خوشایند با سیستم‌های فوق هوشمند، انسان‌ها از لحاظ کارایی، هم‌راستای ماشین‌ها نبوده و همچون گربه‌های خانگی خواهند بود. ماسک سال گذشته در خلال کنفرانس Code گفت بود: “من دوست ندارم، یک گربه خانگی باشم!”

این ایده، با پیش‌بینی ساخت شبکه‌های عصبی که قادر به اتصال مغز انسان‌ها به هم است، مطرح ‌شد. مدیرعامل و بنیان‌گذار شرکت اسپیس ایکس و تسلا، باور دارد که انسان می‌تواند با ادغام با ماشین‌ها از قیام ربات‌ها پیشگیری کند. وی در جریان اجلاس جهانی دولت‌ها (WGS) در دبی به شبکه تلویزیونی CNBC گفت: “هوش مصنوعی عمیق، هوشمندتر از باهوش‌ترین انسان‌ها است.”

پدرو دمینگوس، محقق هوش مصنوعی از دانشگاه واشنگتن در سیاتل، در پاسخ‌ به هشدار ایلان ماسک در توییتر شخصی خود نوشت: “یک کلمه: آه!”

اما صحبت‌های اخیر میلیاردر مشهور شاید تندترین هشدار او در مورد هوش مصنوعی باشد. صحبت کردن در مورد هوش مصنوعی برای یک دسته تکنولوژیست موضوع دیگری است و صحبت از چنین موضوعی در جمع سیاستمداران (که ماشین‌های هوشمندی تهدیدی برای بشریت است) موضوع بسیار تکان‌دهنده‌ای است. اما در اینجا یک سؤال اساسی مطرح می‌شود: آیا حق با ماسک است و باید نگران هوش مصنوعی باشیم؟

به گفته پدرو دمینگوس، محقق هوش مصنوعی از دانشگاه واشنگتن در سیاتل، جواب این سؤال خیر است. او در توییتر شخصی خود جواب ماسک را فقط با یک کلمه داد: “آه!”

فرانکوئیس کللت محققی که در تحقیقات یادگیری عمیق با گوگل همکاری می‌کند، جواب طولانی‌تر به ماسک داد. او اشاره کرد که هوش مصنوعی ماهیتا مشکلی ندارد، اما مشکل تکنولوژی فعلی (با نحوه استفاده و ارتباط مردم با آن) تشدید می‌شود. او در توییتر خود نوشت: “هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، چند تهدید فعلی را بدتر می‌کنند. اما مشخص نیست، مشکل جدیدی هم ایجاد شود.”

سوبارو کامبامپاتی محقق علوم کامپیوتری از دانشگاه ایالتی آریزونا به Inverse گفت که مانند اکثریت دانشمندان جامعه هوش مصنوعی باور دارد که هشدار ماسک بی‌مورد است. او گفت: “درحالی‌که لازم است بحث آزادانه‌ای در مورد تأثیرات اجتماعی تکنولوژی هوش مصنوعی وجود داشته باشد، بسیاری از نگرانی‌های مکرر آقای ماسک به نظر بر اساس سناریوهای نامحتمل هوش مصنوعی فوق‌العاده قدرتمند است.”

اینکه تا چه حد نظرات ماسک را جدی بگیریم، به تصور کلی ما از این تکنولوژی‌ها بستگی دارد، اما خود ماسک بنیان‌گذار شرکت‌های تسلا و نورالینک است، هدف شرکت نورالینک توسعه تکنولوژی‌هایی برای برقراری ارتباط بین مغز انسان و کامپیوترها است. با توسعه تورهای عصبی پیشرفته، می‌توان داروها را به ناحیه خاصی از مغز انتقال داد یا سیگنال‌ها را به‌صورت وایرلس از کامپیوتر به اسمارتفون منتقل کرد و در نهایت چنین وسایلی امکان اضافه کردن اطلاعات و حافظه بیشتر به مغز انسان (همچون اضافه کردن رم بیشتر به هارد درایو کامپیوتر) را خواهند داشت. بنابراین او اطلاعات دسته اولی از اینکه آینده شبه ترمیناتور چگونه خواهد بود، دارد.

ایلان ماسک: “فکر می‌کنم ما باید خیلی در مورد هوش مصنوعی محتاط باشیم. اگر درست حدس زده باشم، این‌یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات موجود است، شاید ما باهوش مصنوعی در حال احضار شیاطین باشیم!”

کامبامپاتی این استدلال را قویا رد می‌کند. او به گزارش سال ۲۰۱۶ دولت اوباما اشاره می‌کند که در مورد آماده‌سازی آینده‌ای با هوش مصنوعی منتشرشده بود و به‌طور جامع از تأثیرات بالقوه اجتماعی هوش مصنوعی و روش‌هایی که دولت می‌تواند با تصویب قوانینی این تکنولوژی را در مسیر پیشرفت مثبتی قرار دهد، بحث کرده بود. او گفت که این گزارش صحبتی در مورد”نگرانی از هوش مصنوعی (فوق‌العاده قدرتمندی) که به نظر می‌رسد آقای ماسک را ترسانده” نکرده. دقیقا به این دلیل که نگرانی قابل‌توجهی محسوب نمی‌شود.

کامبامپاتی رئیس انجمن پیشرفت هوش مصنوعی (AAAI) است و در بخش‌های مختلف توسعه هوش مصنوعی مشارکت دارد و می‌گوید که این گروه‌ها و دیگرانی مانند آن‌ها بیشتر نگران تأثیرات واقعی و کوتاه‌مدت هوش مصنوعی هستند. به باور او، یک نگرانی چشم‌گیر در مورد هوش مصنوعی (فوق‌العاده قدرتمند) قابل مشاهده است.

کامبامپاتی گفت: “نمی‌توانم بگویم، گروه کوچکی از مردم نباید در این مورد نگران باشند، اما به نظر می‌رسد، بلندگوی آقای ماسک بدون هیچ ضرورتی، بحث عمومی در این رابطه را پیچیده می‌کند و این مایه تأسف است.”

واکنش فرمانداران به صحبت‌های ایلان ماسک نشان می‌دهد که نگرانی‌های میلیاردر مشهور تا چه حد تأثیرگذار است. جان هیکنلوپر، فرماندار کلرادو به NPR گفت: “فکر می‌کنم از بسیاری جهات احساس حضور در عصر  الکساندر گراهام بل یا توماس ادیسون را داریم.”

NPR به تردید برخی فرمانداران در مورد تصویب قوانینی در رابطه با هوش مصنوعی اشاره کرد که معتقد بودند، این تکنولوژی هنوز در مراحل اولیه پیشرفت خود است. بنابراین در اینجا این بحث مطرح می‌شود که تا چه حد می‌توان هشدارهای ایلان ماسک را جدی گرفت؟

 

منبع: inverse

[ad_2]

لینک منبع

اگر کره زمین بزرگتر بود چه اتفاقاتی رخ می داد؟

[ad_1]

سیاره مادری ما ابعاد، وزن، جایگاه و ویژگی‌های خاصی دارد که آن را از دیگر سیارات منظومه شمسی متمایز ساخته است. اما ایا تا به حال با خود فکر کرده اید که چه می‌شد اگر زمین ۵۰ درصد بزرگتر از این بود؟

دونالد پتیت (Donald Pettit)، نقطه عطف پیشرفت انسان را خیلی قبل‌تر از قدم نهادن بر روی سطح ماه می‌داند، او می‌گوید:

اولین نقطه عطف پیشرفت بشری خیلی قبل‌تر اتفاق افتاد؛ رسیدن به مدار زمین اولین قدم بزرگ انسان بوده است.

رسیدن به مدار زمین، ۴۰۰ کیلومتر آن‌طرف‌تر، از نظر پتیت نقطه عطف تاریخ بشری بوده است. به گفته او انرژی مورد نیاز برای رسیدن به مدار زمین برابر با نصف انرژی مورد نیاز برای رسیدن انسان به مریخ است، این در حالی است که انرژی لازم برای سفر از مدار زمین به ماه، کسری کوچک از آن است. دلیل این نکته هم قدرت جاذبه زمین است و به گفته فیزیک‌دان‌ها در این مورد اندکی سهل انگاری در محاسبات باعث سقوط سفینه فضایی بر روی زمین می‌شود.

برای غلبه بر گرانش زمین و فرستادن یک سفینه به فضا، ۸۰ تا ۹۰ درصد وزن راکت‌ صرف حمل سوخت می‌شود. به گفته پتیت نشستن در یک سفینه فضایی با آن حجم سنگین از سوخت مشتعل خیلی خطرناک‌تر از نشستن بر روی یک بشکه گازوئیل است! این لزوم حمل سوخت زیاد، نکته دیگری هم دربر دارد و آن عدم جای کافی برای حمل غذا، کامپیوتر، لوازمات آزمایشی و فضانوردان درون سفینه فضایی است.

با وجود تمامی این حقایق سنگین جالب است بدانید که شانس با ما یار بوده است.

به گفته پتیت:

اگر شعاع زمین از اینی که هست بیشتر بود احتمال ساخت سفینه‌ای که بتوان آن را از مدار زمین خارج کرد به صفر می‌رسید.

سپس پتیت با استفاده از معادله چایکوفسکی شرایط جدید را می‌سنجد.

بیایید فرض را بر این بگیریم که راکتی با ۹۶ درصد سوخت و تنها ۴ درصد وزن راکت داشته باشیم، علاوه بر آن سوخت را هیدروژن-اکسیژن در نظر بگیریم که در حال حاضر سوختی با بیشترین انرژی برای یک سفینه حامل انسان است. اعداد و پیش‌فرض‌های حاصل را وارد معادله می‌کنیم تا ببینیم با سرعت قابل دسترسی موجود امکان فرار از چه شعاعی از جاذبه زمین ممکن خواهد بود؛ با حل معادله، حداکثر شعاع فرارپذیر ۹۶۸۰ کیلومتر به دست می‌آید و با در نظر گرفتن شعاع حال حاضر زمین که ۶۶۷۰ کیلومتر است به نظر می‌رسد که در صورت بزرگ‌تر بودن ۵۰ درصدی زمین شانس فرار از مدار آن میسر نبود، حداقل با استفاده از راکت‌ها این امکان فراهم نمی‌شد.

از صحبت‌های پتیت می‌توان نکات خوبی به دست آورد؛ اول اینکه با وجود موفقیت‌های بسیاری که راکت‌ها برای انسان دربر داشته‌اند، برای سفرهای فضایی انتخاب‌های مقرون به صرفه‌ای نیستند و در صورت امکان باید به دنبال تکنولوژی‌های بهتر در رسیدن به این هدف باشیم. بارها و بارها راه‌های جایگزین از فیلم‌های علمی-تخیلی پیشنهاد شده و برخی حتی مورد بهبود و آزمایشات عملی قرار گرفته‌اند اما هیچ‌یک کافی نبوده‌اند. سرعت فرار از سطح ماه ۲۱٫۳ درصد زمین است و به همین اندازه هم به صرف هزینه و تکنولوژی کم‌تر نیاز دارد. استفاده از ماه به عنوان یک سکوی پرتاب در حال حاضر خیلی دور از ذهن به نظر می‌رسد اما با پیشرفت‌های به عمل آمده در پرینت‌های سه بعدی و پردازش بر روی مواد می‌توانیم رفته رفته به آن فکر کنیم. با این‌ وجود برای این‌که بتوانیم این امکان را عملی کنیم باید مواد مورد نیاز سفینه‎ فضایی خود را از سطح ماه یا سیارک‌ها و ستاره‌های دنباله‌دار اطراف آن برداشت کنیم. ایده دیگر استفاده از آب‌های یخ‌بسته ماه و تبدیل آن‌ها به سوخت هیدروژن-اکسیژنی مورد نیاز است.

براساس گفته‌های پتیت در حال حاضر زمین، ما را به نحوی درون جاذبه خود زندانی کرده است و تا به این لحضه تمامی فرضیه‌ها و راه‌حل‌های‌مان به بن‌بست رسیده، اما با پیشرفت تکنولوژی احتمال فرار از این حقیقت دیرینه ممکن است.

[ad_2]

لینک منبع

حمله باج افزار جدید KQED به زیر ساخت های آمریکا

[ad_1]

به گزارش The San Francisco Chronicle شبکه KQED از یک حمله بزرگ باج افزاری ( که چند ماه گذشته قبل به آن آلوده شده بود ) نجات پیدا کرده است. آنها ۱۵ جون ( ۲۵ خرداد ) به این باج افزار آلوده شده بودند اما ۱ ماه بعد بود که این باج افزار حمله اصلی خود را شروع کرد و بیشتر سیستم های رادیو ملی عمومی را از پای در آورد.

یکی از ادیتور های ارشد به Chronicle گفت: این حمله مانند این بود که ما به ۲۰ سال قبل برگردیم.

ضربه اصلی این کاور شامل : قفل کردن هارد درایو ، پاک کردن بخش های از پیش ضبط شده و باعث از دسترس خارج شدن سرور داخلی ایمیل ها شد. پخش زنده این رادیو بیش از ۱۲ ساعت آفلاین شد، البته پخش FM آن بدون وقفه بر روی آنتن بود.همچنین وای فای شرکت برای چند روز آفلاین شد.

برای اینکه سیستم بازیابی شود ، آنها مجبور شدند تا پرینت بگیرند یا به صورت دستی اسکریپت ها را توزیع کنند. پخش کننده ها نیز زمانبندی پخش ها را با کرونومتر انجام دادند.

این بازگشایی این باج افزار به طرز غیر معمولی گران قیمت بود و برای هر فایل رمزگذاری شده نیاز به هزاران دلار بود. در نتیجه هزینه رمزگشایی کل حدود ۱۰ میلیون دلار شد. به گفته ی این رادیو آنها به این باج افزار باجی ندادند و تیم پشتیبانی فنی بود که توانست این باج افزار را رمزگشایی کند.

به نظر نمی رسد این باج افزار ربطی به پتیا داشته باشد، باج افزاری که سیستم هایی را در اروپا آلوده کرده بود.

 

منبع: theverge

[ad_2]

لینک منبع

نگاهی به بزرگترین و عجیب ترین خورشید گرفتگی های جهان

[ad_1]

به نظر شما، واکنش مردمان قدیم و باستانی نسبت به پدیده‌های طبیعت چگونه بوده است؟ دراینجا به بررسی ۱۰ خورشید گرفتگی تاریخی در طول هزاران سال گذشته می‌پردازیم.

هرچند که در ابتدا خورشید گرفتگی به عنوان یک نشانه شیطانی در میام مردمان قدیم شناخته میشد، اما این پدیده تاثیر به سزایی در تاریخ بشریت داشته است. به طور دقیق‌تر، برخی از این خورشیدگرفتگی‌ها به دانشمندان و فیلسوفان قدیم کمک کردند که به درک صحیحی از جایگاه فعلی انسان در جهان دست یابند.

بررسی ۱۰ خورشید گرفتگی تاریخی که دنیای دانش را تغییر دادند!

۱- خورشید گرفتگی اوگاریت (۱۲۲۳ سال پیش از میلاد مسیح – سوریه)

مشاهده خورشید گرفتگی توسط ستاره‌شناسان بین النهرین در حدود ۳۰۰۰ سال قبل، در میان نخستین شواهد ستاره‌شناسی تاریخ قرار دارد. در حقیقت دستاوردهای بابلی‌ها، آشوری‌ها و دیگر تمدن‌های خاورمیانه باستان، از قدیمی‌ترین پرونده‌های علمی به شمار می‌روند.

در آن زمان، ستاره‌شناسان معتقد بودند که پدیده‌های نجومی می‌توانند بر زندگی انسان‌ها در زمین تاثیرگذار باشند. برای مثال، ستاره‌شناسان باستانی ضمن مشاهده خورشید گرفتگی، حرکت ستاره‌های دنباله‌دار و دیگر پدیده‌های کیهانی، آنان را به عنوان رویدادی موثر بر زمین، به ویژه بر سرنوشت پادشاهان و امپراطوری‌ها معرفی می‌کردند. با وجود آنکه مشاهدات آنان با هدف طالع‌بینی انجام می‌گرفت، اما باز هم فعالیت‌های آنان را می‌توان به عنوان اولین قدم‌های موفقیت‌آمیز در پیشرفت علم نجوم به شمار آورد.

اولین مشاهدات خورشید گرفتگی تاریخی که در خاورمیانه ثبت شده است، به خورشید گرفتگی اوگاریت اختصاص دارد. شواهد مربوط به این خورشید گرفتگی تاریخی ، با کشف یک کتیبه باستانی در سوریه به دست آمد.

بر اساس یک مطالعه منتشر شده توسط دانشمندان در سال ۱۹۸۹ میلادی، نوشته‌های حک شده بر روی این کتیبه از وقوع یک خورشید گرفتگی کلی در حدود ۱۲۲۳ سال پیش از میلاد مسیح خبر می‌دهد. این خورشید گرفتگی تاریخی در زمانی رخ داد که اوگاریت قسمتی از امپراطوری آشوری بود.

مطالعات انجام گرفته بر روی این کتیبه نشان می‌دهد که این خورشید گرفتگی کلی به گونه‌ای بود که محیط را به کلی تاریک می‌کرد و در پی آن تمامی ستاره‌ها و حتی سیاره مریخ به خوبی قابل مشاهده بودند.

۲- خورشید گرفتگی آنیانک (۱۳۰۲ سال پیش از میلاد مسیح – چین)

برای سال‌ها تصور میشد که خورشید گرفتگی تاریخی اوگاریت ، به تاریخی در حدود ۱۳۷۵ سال پیش از میلاد مسیح بر می‌گردد. اما مطالعات بعدی نشان داد که تاریخ دقیق این خورشید گرفتگی به ۱۲۲۳ سال پیش از میلاد مسیح بازگشته و نمی‌توان آن را به عنوان اولین و قدیمی‌ترین مشاهدات خورشید گرفتگی در طول تاریخ به شمار آورد. مشاهده خورشید گرفتگی در شهر آنیانک کشور چین، در حدود ۱۳۰۲ سال پیش از میلاد مسیح انجام گرفته و به عقیده بسیاری، این چینی‌ها بودند که برای اولین بار به تماشای این رویداد نجومی نشستند.

داستان تاریخی این رویداد، بر روی یک قسمت صاف از پوسته لاک‌پشت حک شده و به نوشته‌های باستانی «خط جیا گو ون» (Oracle Bone) ارتباط دارد. چینیان باستان معتقد بودند که با مشاهده این پدیده‌های نجومی، می‌توانند از رویدادهای آینده خبر دهند.

در این نوشته‌ها آمده است که سه شعله، خورشید را بلعیدند و ستاره‌ها قابل مشاهده شدند. محققان در توضیح این نوشته‌ها آورده‌اند که چینیان باستان، از وقوع یک خورشید گرفتگی کامل خبر داده‌اند که سه جریان روشن گازی در آن قابل مشاهده بوده است.

در سال ۱۹۸۹ میلادی، ستاره‌شناسان آزمایشگاه پیشرانە جت ناسا (JPL) با بهره‌گیری از مشاهدات آنیانک و مشاهدات ماه‌گرفتگی در دوره‌ای یکسان، زمان دقیق این خورشید گرفتگی را پنجم ژوئن در ۱۳۰۲ سال پیش از میلاد مسیح تشخیص دادند. محققان JPL همچنین با استفاده از یک مدل کامپیوتری نشان دادند که در ۱۳۰۲ سال پیش از میلاد مسیح، گردش زمین به علت اصطکاک جزر و مدی به میزان ۰٫۰۰۴۷ ثانیه کاهش یافته است.

۳- خورشید گرفتگی تالس (۵۸۵ سال پیش از میلاد مسیح – آناتولی)

طبق گفته‌ی هرودوت (Herodotus) مورخ یونان باستان، فیلسوف، ستاره‌شناس و ریاضی‌دانی با نام تالس (Thales of Miletus)، وقوع یک خورشید گرفتگی در قرن ششم میلادی را پیش‌بینی کرده بود.

اخترشناسان معتقدند اگر این پدیده نجومی آن‌طور که هرودوت می‌گوید رخ داده باشد، احتمالا یک خورشید گرفتگی حلقوی در ۲۸ می و در حدود ۵۸۵ سال پیش از میلاد مسیح بوده است. هرودوت همچنین نوشته است که این خورشید گرفتگی، در حال و هوای جنگی در نزدیکی رودخانه قزل‌ایرماق (Halys River) در بین مادها و لیدیان‌ها رخ داد. با وقوع رویداد نجومی مذکور، این جنگ را «نبردِ ایکلیپس» (Battle of the Eclipse) نام‌گذاری کردند.

اسحاق اسموف (Isaac Asimov) به عنوان یک نویسنده داستان‌های علمی و تخیلی، خاطر نشان کرد این اولین نبرد بزرگ تاریخی است که تاریخی دقیق برای آن وجود دارد. مورخان نیز بر این باورند که این اولین پدیده علمی بود که پیش‌بینی دقیقی برای آن صورت گرفت.

حامیان تالس استدلال می‌کنند که او قادر بود تاریخ و زمان احتمالی یک خورشید گرفتگی را با استفاده از چرخه ساروس (Saros Cycle) پیش‌بینی کند. چرخه‌ای ۱۸ ساله که در آن الگوهای ماه و خورشید تکرار می‌شوند.

اولین شواهد از چرخه ساسورس به ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح به تمدن بابلیان بازمی‌گردد. اما این احتمال وجود دارد که اطلاع از چنین پدیده‌ای، به مدت‌ها قبل‌تر از آن تعلق داشته باشد و تالس ضمن سفر به بابل آن را فرا گرفته بود.

۴- خورشید گرفتگی آناکساگوراس ( ۴۷۸ سال پیش از میلاد مسیح – یونان)

با استناد بر نوشته‌های یکی از قدیمی‌ترین مورخان یونانی با نام پلوتارخ (Plutarch) و دیگر نویسندگان باستانی، آناکساگوراس (Anaxagoras) به عنوان فیلسوف پیشاسقراطی اولین کسی بود که علت اصلی وقوع پدیده خورشید گرفتگی را کشف کرد. در واقع او نخستین فردی که فهمید خورشید گرفتگی پدیده‌ای است که با دخالت کره ماه رخ می‌دهد و این یک تغییر مستقل در خورشید نیست.

جزئیات دقیق‌تری از نحوه اطلاع یافتن آناکساگوراس از واقعیت امر در دسترس نیست. اما مورخان استدلال می‌کنند که او با توجه به توضیحات ملوانان و ماهی‌گیران بندر آتن از وقوع پدیده خورشید گرفتگی، تدریجی بودن این فرآیند را تشخیص داده است. در واقع آناکساگوراس متوجه شد که سایه مربوط به این پدیده در ابتدا فقط از یک منطقه خاص قابل دیدن است و رفته رفته از مناطق دیگر نیز قابل مشاهده خواهد بود.

اخترشناسان با محاسبات دقیق متوجه شدند که این خورشید گرفتگی تاریخی، در ۱۷ فوریه و در تاریخی حدود ۴۷۸ سال پیش از میلاد مسیح به وقوع پیوسته و از شهر آتن و محل زندگی آناکساگوراس قابل مشاهده بوده است. بر اساس این مشاهدات، او حتی توانست اندازه ماه و خورشید را نیز مورد محاسبه قرار دهد. آناکساگوراس معتقد بود که کره ماه به اندازه شبه جزیره پلوپونز در یونان و اندازه خورشید چندین برابر ماه است.

۵- خورشید گرفتگی هیپارخوس ( ۱۸۹ سال پیش از میلاد مسیح – یونان و مصر)

بر اساس نوشته‌های کلاودیوس بطلمیوس (Claudius Ptolemy) به عنوان ستاره‌شناس مصری-یونانی، هیپارخوس اولین فردی بود که موفق شد فاصله زمین تا ماه را به کمک یک خورشید گرفتگی قابل مشاهده از مصر و یونان مورد محاسبه قرار دهد. اخترشناسان مدرن، بر این باورند که این خورشید گرفتگی تاریخی در تاریخ ۱۴ مارس و در حدود ۱۸۹ سال پیش از میلاد مسیح به وقوع پیوسته است.

هیپارخوس یکی از ستاره‌شناسان شناخته شده در زمان خود بود که ۲۰ سال از عمر خویش را صرف مشاهده پدیده‌های خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی کرد. پدیده مذکور در یونان یک خورشید گرفتگی کلی و در اسکندریه مصر جزئی بود. هیپارخوس توانست با بررسی فواصل این دو منطقه، فاصله ماه از سطح زمین را مورد محاسبه قرار دهد.

او با برآورد فاصله بین این دو منطقه در مصر و یونان، توانست فاصله زمین تا ماه را در حدود ۴۲۹ هزار کیلومتر محاسبه کند. این رقم، تنها ۱۱ درصد بیشتر از محاسبه امروزی اخترشناسان است.

۶- خورشید گرفتگی هالی (Halley) – سال ۱۷۱۵ میلادی – انگلستان

ستاره‌شناس معروف آلمانی با نام یوهانس کپلر (Johannes Kepler)، با ارائه مفاهیم دقیقی از واقعیت خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی طی سال‌های ۱۶۰۴ الی ۱۶۰۵ میلادی، توانست به درک کاملا صحیحی از واقعیت این پدیده‌ها اشاره کند. اما متاسفانه او در سال ۱۶۳۰ چشم از جهان بست و هیچ‌گاه نتوانست پیش‌گویی‌های خود را به شکلی موثر به اثبات برساند.

افتخار پیش‌بینی علمی اولین خورشید گرفتگی تاریخی ، به ستاره‌شناس مشهور انگلیسی یعنی ادموند هالی (Edmund Halley) تعلق دارد، به افتخار دستاوردهای قابل تقدیر او، عنوان دنبال‌دار هالی نیز از نام ایشان اقتباس شده است.

در سال ۱۷۰۵ میلادی، او از وقوع یک خورشید گرفتگی تاریخی در سراسر انگلستان در تاریخ ۳ می خبر داد. یافته‌های او، بر نظریه گرانش جهانی ایزاک نیوتن (Isaac Newton) تکیه داشت و بر همین اساس هیچ نقصی در این پیش گویی مشاهده نشد.

هالی همچنین نقشه‌ای از مسیر خورشید گرفتگی را نیز منتشر کرد و از ستاره شناسان و اعضای عمومی خواست که مشاهدات خود را از این رویداد ارائه دهند.

هالی خودش نیز به تماشای این خورشید گرفتگی حلقه‌ای نشست. این خورشید گرفتگی تاریخی به گونه‌ای بود که تنها یک حلقه طلایی از خورشید قابل مشاهده بود و منظره‌ای زیبا را به نمایش می‌گذاشت. لازم به ذکر است که پیش‌بینی هالی و محاسبات او، تنها درصد بسیار کوچکی در زمان و مسافت خطا داشت.

۷- خورشید گرفتگی حلقه الماس بیلی (Baily) – سال ۱۸۳۶ میلادی – اسکاتلند

مشاهده ادموند هالی از اولین خورشید گرفتگی حلقه‌ای در سال ۱۷۱۵ میلادی، یکی از مهم‌ترین رویدادهای ستاره‌شناسی در دنیای دانش به شمار می‌رفت. خورشید گرفتگی تاریخی هالی را به عنوان خورشید گرفتگی حلقه الماس نیز می‌شناسند. در طی این رویداد، قسمت‌هایی از نور خورشید در قالب نقطه‌هایی نورانی ظاهر گشته و یک حلقه درخشان را تشکیل می‌دادند. ادموند هالی خود نیز توانست علت وقوع این پدیده را شرح دهد. پستی و بلندی‌های موجود در لبه ماه، موجب می‌شد برخی نقاط با ارتفاع بیشتر جلوی رسیدن نور خورشید به چشمان ناظر را بگیرند در حالی که نور خورشید از نقاطی با ارتفاع پایین‌تر خود را به زمین می‌رساندند.

مشابه همین پدیده، در سال ۱۸۳۶ میلادی و در اسکاتلند به وقوع پیوست. این خورشید گرفتگی حلقوی با نام حلقه الماس بیلی شناخته شد و از آن زمان تاکنون نیز آن را به همین عنوان نام‌گذاری کرده‌اند.

نظیر همین پدیده نیز در سال ۲۰۰۹ در کشور ژاپن توسط ستاره‌شناسان مورد مشاهده قرار گرفت. پدید خورشید گرفتگی حلقه الماس در ژاپن، در آخرین لحظات خود تنها یک مهره از این حلقه درخشان و زیبا را به نمایش گذاشت.

۸- خورشید گرفتگی شمال اروپا – سال ۱۸۵۱ میلادی

خورشید گرفتگی کلی در سال ۱۸۵۱ میلادی و در شمال اروپا نیز در لیست ۱۰ خورشید گرفتگی تاریخی دنیای نجوم به شمار می‌رود. این اولین پدیده علمی بود که انجمن اخترشناسی سلطنتی بریتانیا(RAS) و شمار دیگری از شتاره‌شناسان برای تماشای آن به شمال اروپا سفر کردند.

در مشاهدات اولیه مربوط به خورشید گرفتگی کلی در شمال اروپا، گزارشاتی از مشاهده لایه گازی کروموسفر وجود دارد که توسط ستاره شناس بریتانیایی با نام جورج ایری (George Airy) به عنوان یکی از اعضای RAS به ثبت رسید.

او در ابتدا تصور می‌کرد که موفق به تماشای کوهستان‌های روشن در خورشید شده، اما ستاره‌شناسان بعدها متوجه شدند که چیزی که به ثبت رسیده، در واقع گازی شفاف با نام اسپیکول‌ بوده که نمایی ناهموار را به کروموسفر می‌دهد.

یک گزارش معروف از خورشید گرفتگی کلی در شمال اروپا نیز وجود دارد که توسط یکی دیگر از اعضای RAS با نام جان کاوچ آدامز (John Crouch Adams) به ثبت رسید. او چند سال قبل‌تر از این رویداد موفق شده بود مدار سیاره نپتون را بر اساس میزان انحراف سیاره اورانوس مورد محاسبه قرار دهد. بخشی از این گزارش را در زیر می‌خوانید:

مشاهده این پدیده، احساس عجیب و غریبی را در ذهن من ایجاد کرد که هرگز نمی‌توانستم آن را فراموش کنم. در کنار این، یک احساس غیرارادی از تنهایی و اضطراب مرا فرا گرفت. گروهی که در ابتدای این سفر علمی در حال شادی و گفتگو با هم بودند، در این لحظه همگی سکوت اختیار کرده و در حال تماشای این رویداد متحیرکننده بوند. من نیز بر روی زمینه نشسته بودم و کلاغ تنها حیوانی بود که در نزدیکی من بود. او نیز همچون ما آشفته و مضطرب به نظر می‌رسید و شروع به پروازی نامعلوم و بی هدف در ارتفاعی نزدیک به زمین کرد.

اولین تصویر از خورشید گرفتگی کلی سال ۱۸۵۱ میلادی، توسط ژولیوس بروکوسکی (Julius Berkowski) و در رصدخانه سلطنتی کونیگسبرگ (Royal Observatory in Konigsberg) به ثبت رسید.

۹- خورشید گرفتگی هند – سال ۱۸۶۸ میلادی

در ۱۶ آگوست ۱۸۶۸ میلادی، ستاره‌شناس فرانسوی با نام ژول جانسن (Jules Janssen) توانست تصاویری از خورشید گرفتگی کلی در شهر گنتور (Guntur) کشور هندوستان را به ثبت برساند.

او با آنالیز تصویر تهیه شده توسط دستگاه طیف سنج، متوجه وجود یک خط روشن در قسمت زرد رنگ طیف خورشید شد. این پدیده، بیانگر وجود یک گاز ناشناخته در اتمسفر خورشید بود.

در ابتدا، جانسن تصور میکرد که خط روشن توسط عنصر سدیم ایجاد شده است. اما چند ماه بعد از این اکتشاف، نورمن لاکیر (Norman Lockyer) به عنوان ستاره‌شناس انگلیسی همان طیف نور را در روشنی روز مشاهده کرد و اظهار داشت که نمی‌توان آن را به هیچ عنصر شناخته شده‌ای نسبت داد.

این اکتشاف از سوی نورمن، با نام «هلیوم» نام‌گذاری شد. این عنوان، برگرفته از ترجمه یونانی خورشید با نام «هلیوس» است.

با وجود آنکه ستاره‌ها سرشار از هلیوم هستند، این عنصر در زمین بسیار کمیاب است؛ چرا که این عنصر بسیار سبک بوده و به راحتی از اتمسفر خارج می‌شود.

پس از کشف این عنصر در خورشید، وجود هلیوم در زمین تا ۳۰ سال بعد نیز ناشناخته باقی ماند. سرانجام یک شیمیدان اسکاتلندی با نام ویلیام رمزی (William Ramsay) توانست اختراع این عنصر در زمین را نیز به نام خود ثبت کند.

این تصویر ناسا، خورشید را طول موج‌های فرابنفش حاصل از اتم‌های هلیوم نشان می‌دهد.

۱۰- خورشید گرفتگی آلبرت انیشتین – سال ۱۹۱۹ میلادی – آفریقا و آمریکای جنوبی

تئوری نسبیت عام آلبرت انیشتین که بین سال‌های ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۵ میلادی مطرح شد، تاثیر گرانش بر نور را مورد بررسی قرار داد. در اساس این نظریه، پرتوهای نوری در هنگام عبور از اجسام سنگین همچون خورشید دچار خمیدگی می‌شوند.

اما اولین اثبات برای نظریه آلبرت انیشتین تا سال ۱۹۱۹ مقدر نشد. این نظریه، برای اولین بار با خورشید گرفتگی تاریخی در آفریقا و آمریکای جنوبی مورد آزمایش عملی قرار گرفت.

ستاره‌شناسان بریتانیایی یعنی آرتور ادینگتون (Arthur Eddington) و فرانک واتسون دیسون (Frank Watson Dyson) برای مشاهده این رویداد به جزیره پرینسیپ (Principe)، به آفریقا سفر کردند.

آن‌ها با اندازه‌گیری دقیق مکان‌های تحت پوشش توسط این خورشید گرفتگی تاریخی ، به استقبال آن رفته و محل دقیق ستاره‌های درخشانی همچون خوشه ستاره‌ای حوریان دریایی (The Hyades) در صورت فلکی برج ثور (Taurus) را تعیین کردند.

این ستاره‌شناسان در لحظه وقوع خورشید گرفتگی مذکور، تصاویری را از این ستاره‌های پر نور خوشه ستاره‌ای حوریان دریایی به ثبت رساندند. نتایج این آزمایش به شکل اعجاب‌آوری با نسبیت عام مطابقت داشت! نور این ستاره‌ها ضمن نزدیک شدن به خورشید در چنین شرایطی دچار خمیدگی میشد، در نتیجه این ستاره‌ها در نمای دیگری از موقعیت واقعی خود به نمایش در می‌آمدند؛ درست همانطور که انیشتین پیش‌بینی می‌کرد!

مشاهدات بعدی خورشید گرفتگی سال ۱۹۲۲ در آفریقا، اقیانوس هند و استرالیا نیز توانستند نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین را با قطعیت به اثبات برسانند.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

چرا میمون ها از قدرت تکلم و گفتار بی بهره هستند؟

[ad_1]

میمون ها از نخستی‌سانان اجتماعی هستند که با وجود هوش بالا و شباهت‌های دیگری که به ما دارند، قادر به حرف زدن نیستند؛ تحقیقات جدید دلیل این تفاوت را روشن‌تر کرده‌اند.

سال‌ها پیش فیلیپ لیبرمن (Philip Lieberman) در حال گوش دادن به برنامه‌ای رادیویی در مورد انسان‌شناسی (Anthropology) بود که به یکی از معمای تکامل، یعنی دلیل حرف نزدن میمون‌ ها، علاقه‌مند شد.

میمون رزوس (Rhesus macaque) یکی از شناخته‌شده‌ترین انواع میمون‌هاست که توانایی ایجاد سروصداهای گوناگون، از جیغ و فریاد گرفته تا خُرخُر و صداهای ملایم‌تر را دارد. شامپانزه‌ها و بونوبوها که نزدیک‌ترین اقوام ما در سیر تکامل هستند هم صداهای مختلفی تولید می‌کند؛ اما هیچ یک از این نخستی‌سانان قادر به تولید صداهای صامت و غیر صامتی که مکالمات را تشکیل می‌دهند، نیستند.

میمون رزوس (Rhesus macaque)

دانشمندان دو دلیل احتمالی برای این اتفاق مطرح کرده‌اند؛ ممکن است که سیستم عصبی مغز تمام نخستی‌ها به جز انسان، به اندازه کافی برای صحبت کردن پیشرفت نکرده باشد و یا این که نامناسب بودن حنجره‌ی این موجودات، قابلیت حرف زدن را از آن‌ها گرفته است.

لیبرمن که اکنون از اساتید بازنشسته‌ی رشته‌های زبان، علوم شناختی و علوم انسانی دانشگاه براون (Brown University) در ایالت رود آیلند آمریکاست، پس از مواجهه با این معما دست به کار شد؛ او و همکارانش در آزمایشی پیشگامانه که در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد انجام شد، دلیل حرف نزدن میمون‌ها را قالب و شکل حنجره‌ی این پستانداران، اعلام کردند. بر طبق نتیجه‌گیری‌های انجام‌شده، مجرای صوتی سوپرالارینجیال (Supralaryngeal) که فضای بین برآمدگی زبان در انتهای گلو تا قسمت خاصی از دهان است، در میمون‌های رزوس به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست. لیبرمن و همکارانش اعلام کردند که حتی اگر مغز میمون‌ها برای حرف زدن آماده‌ باشد، سیستم حنجره‌ی آن‌ها به اندازه‌ی کافی تکامل نیافته است. نتایج به دست آمده در کتاب‌های درسی هم به چاپ رسیدند.

پروفسور فیلیپ لیبرمن

تِکامسه فیچ (Tecumseh Fitch)، از استادان بیولوژی شناختی دانشگاه وین، در همین رابطه می‌گوید که باور ارتباط عدم وجود توانایی تکلم در میمون‌ها با شکل مجرای صوتیشان، در میان تمامی متخصصین تکاملِ گفتاری پذیرفته نیست؛ در حالی که زیست شناسان، انسان‌شناس‌ها و روانشناسان بسیاری این توجیه علمی را پذیرفته‌اند و هنوز به آن استناد می‌کنند.

اما موضوع صحبت کردن میمون‌ها که زمانی به عنوان معمایی حل‌شده قلمداد می‌شد، به تازگی، مجددا به بحثی داغ در میان دانشمندان تبدیل شده است؛ در ماه دسامبر، فیچ و همکارانش مقاله‌ای را در ژورنال Science Advances منتشر کردند که عنوان آن چنین بود: «مجرای صوتی میمون‌ها برای صحبت کردن آماده است». در هفته گذشته هم گزارش‌هایی از پاسخ لیبرمن به مقاله‌ی چاپ‌شده و جواب فیچ و همکاران به صحبت‌های لیبرمن در همان ژورنال به چاپ رسید.

پروفسور تِکامسه فیچ

در مقاله‌ی چاپ‌شده از تحقیق لیبرمن بر روی میمون رزوس که در سال ۱۹۶۹ در ژورنال Science به چاپ رسید، اینگونه آمده است:

با بررسی میمون رزوس متوجه محدودیت‌های آناتومی این حیوان شدیم.

محققان برای رسیدن به این نتیجه قالبی گچی از گلوی میمونی که به دلایل طبیعی مرده بود، ساختند. زبان یک میمون زنده هم که تحت تاثیر داروی آرام‌بخش بود، موردبررسی قرار گرفت و با ثبت حالت‌هایی که زبان این حیوان قادر به قرار گرفتن در آن‌ها بود، دامنه‌ی صوتی میمون رزوس اندازه‌گیری شد؛ تمامی اطلاعات نشان دادند که این گونه‌ی جانوری قادر به تلفظ حروف صداداری مانند ای کشیده (E) نیست. این حرف در بسیاری از زبان‌ها پر استفاده است.

در ادامه تحقیق لیبرمن، تصاویر اشعه ایکس از حنجره‌ی نوزاد انسان که در ابتدای تولد زبانی مانند میمون‌ها دارد، تهیه شد. زبان انسان پس از شروع فرآیند رشد، به سمت داخل گلو جابجا شده و باعث ایجاد مهارت صحبت کردن می‌شود.

به علاوه، لیبرمن در تحقیق خود ادعا کرد که مجرای صوتی نئاندرتال‌ها هم شبیه به نوزاد انسان بوده است. طبق اظهارات او، نئاندرتال‌ها با وجود داشتن توانایی محدودی برای صحبت کردن، نمی‌توانستند که به وضوح حرف بزنند.

لیبرمن که از دهه‌ی هشتاد تحقیقاتش را بر روی مغز نخستی‌سان‌ها متمرکز کرد، از سال ۱۹۶۸ اظهار کرده بود که هیچ یک از این پستان داران به جز انسان، توانایی مغزی برای شکل دادن به مکالمات پیچیده را ندارند.

این در حالی است که در دسامبر ۲۰۱۶، تیمی متشکل از زیست‌شناسان شناختی و انسان‌شناس‌ها با استفاده از تجهیزات پیشرفته، آزمایش‌های لیبرمن را تکرار کردند. تِکامسه فیچ که زمانی از دانشجویان لیبرمن بود هم در این تیم تحقیقاتی حضور داشت؛ اما نکته‌ی اصلی در تکرار آزمایش، افزودن تصاویر اشعه ایکس از میمون‌های رزوس زنده، در هنگام غذا خوردن یا سروصدا کردن، بود. بارت دِ بوئر (Bart de Boer)، از نویسندگان تحقیق سال ۲۰۱۶ و یکی از متخصصان تکامل گفتاری دانشگاه وریج بروکسل، در همین رابطه می‌گوید:

در این آزمایش داده‌های بیشتری در مقایسه با حالتی که از قالب‌های گچی یا سیلیکونی استفاده شده بود، به دست آمد. این اطلاعات نشان دادند که مجاز صوتی میمون رزوس قابلیت تولید رنج بیشتری از صداها را دارد.

این محققان با استفاده از ۹۹ عکس اشعه ایکس از گلوی میمون رزوس، فضای سه بعدی گلو و دهان حیوان را شبیه‌سازی کردند و با بررسی جریان هوا در این فضا، گستره‌ای فرضی از اصوات گفتاری که میمون‌ها تولید می‌کنند را به دست آوردند. بر طبق این اطلاعات، نتیجه شد که پتانسیل آوایی میمون رزوس هشت برابر بیشتر از آن چیزی است که در سال ۱۹۶۹، اعلام شده بود.

دانشمندان به کمک مدل شبیه‌سازی شده جمله «آیا با من ازدواج می‌کنی؟» را از دهان میمون رزوس ابراز کردند. کلمات تولیدشده غیرمعمول و شبیه به صدای شخصیت «گالوم» از سری فیلمهای ارباب حلقه‌ها بودند؛ اما در عین حال با شنیدن صوت، شنونده به خوبی از منظور مطلع می‌شد.

از همه مهم‌تر اثبات شد که میمون رزوس قادر به تلفظ حروف صدادار «اَ»، «اِ»، «آ» و «ای» است. بوئر در همین رابطه اظهار کرد که رنج صداهایی که پیش از این توانایی تولید آن‌ها به میمون‌ها نسبت داده می‌شد، بسیار محدود بوده است و برای یافتن سر منشا به وجود آمدن توانایی صحبت کردن در سیر تکامل باید تحقیقات آینده را بر روی تکامل شناختی متمرکز کرد. بر طبق صحبت‌های بوئر بازخوردها و نظرات‌ دریافت شده از طرف متخصصان تکامل (به جز لیبرمن)، در مورد نتایج تحقیق، مثبت و دلگرم‌کننده بوده‌اند. او در ادامه می‌گوید:

در سال‌های گذشته ایده‌ی مهم‌تر بودن نقش توانایی‌های ادراکی نسبت به شکل آناتومی صوتی، در میان متخصصان تکامل بیشتر موردتوجه قرار گرفته بود.

این در حالی است که لیبرمن از مقاله‌ی سال ۲۰۱۶ به عنوان سلسله اشتباهاتی که به منظور گمراهی مسیر علم انجام شده‌اند، یاد کرد و نتایج به دست آمده را به‌عنوان تاییدی بر تحقیقات خود قلمداد نمود. طبق اظهارات او گفتار شبیه‌سازی شده نشان می‌دهد که میمون‌ها قادر به تلفظ حرف «ای» کشیده، مانند کلمات دیدن یا پریدن، نیستند و حروف صدادار «او» و «آ» را هم به سختی تلفظ می‌کنند؛ ای کشیده در میان حروف صدادار جایگاه ویژه‌ای دارد و بر اساس مطالعات انجام‌شده، سایز مجرای صوتی افراد را می‌توان برای اساس ای کشیده‌ای که تلفظ می‌کنند، تخمین زد.

لیبرمن می‌گوید که صدای ای کشیده به سادگی قابل تشخیص است و تنها یک راه برای تلفظ آن در مجرای صوتی انسان وجود دارد. این در حالی است که حروف صدادار دیگر را به روش‌های مختلفی می‌توان تلفظ کرد. برای تلفظ این حرف صدادار انسان‌ها زبان خود را به سمت بالا و جلوی دهان جابجا می‌کنند و در عین منقبض کردن فضای جلوی دهان، حفره‌ای به نسبت ده به یک را بر روی حنجره ایجاد می‌کنند. اما نخستی‌سانان دیگر مانند میمون‌ها به دلیل صاف بودن زبان، قادر به این کار نیستند. همچنین، با شنیدن تلفظ ای کشیده افراد می‌توانند طول مجرای صوتی گوینده را تخمین بزنند و از منظور طرف مقابل با خبر شوند.

بوئر با قبول اینکه ای کشیده مختص صحبت کردن انسان‌هاست، اظهار کرد که ممکن است میمون‌ها روش دیگری برای با خبر شدن از سایز مجرای صوتی داشته باشند. فیچ هم می‌گوید که اهمیت ای کشیده هنوز جای بحث دارد و تمامی کارشناسان بر روی جایگاه این حرف صدادار هم‌نظر نیستند. هردوی این دانشمندان در آخرین گزارش خود اهمیت ای کشیده را زیر سوال برده‌اند که این امر از نظر لیبرمن قابل قبول نبوده است. کارشناسان دیگری مانند آنا بارنی (Anna Barney)، مهندس آکوستیک پزشکی از دانشگاه ساوت‌همپتون انگلستان هم با نظر بوئر و فیچ موافق هستند.

لیبرمن در جدیدترین اظهارنظر خود در مورد مقاله‌ی فیچ، به نقل قولی از چارلز داروین در مورد وضعیت مخصوص و نسبتا خطرناک نای انسان در هنگام غذا خوردن اشاره کرده است؛ طبق صحبت‌های لیبرمن نخستی‌سانان دیگر چینش آناتومی متفاوتی دارند و به همین دلیل، رنج اصوات تولیدی توسط انسان بیشتر است. البته این مزیت گفتاری احتمال خفگی در هنگام غذا خوردن را هم افزایش می‌دهد.

بوئر در جواب می‌گوید که هدف اصلی اثبات این موضوع بود که شکل مجرای صوتی میمون‌ها مانع گفتار ابتدایی و بدوی این موجودات نمی‌شود؛ بنابراین ممکن است که توانایی‌های گفتاری قبل از تغییر سیستم حنجره و در زمانی که اجداد ما مجرای صوتی شبیه به میمون‌ها داشتند، شکل گرفته باشد.

بحث بر سر این موضوع هم چنان ادامه دارد، اما مهم‌ترین نکته تلاش دانشمندان برای روشن‌تر کردن مسیر تکامل انسان است که از طریق رقابت و تحقیقات آکادمیک و به صورت اصولی و علمی صورت می‌گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

آب استخری که ما در آن شنا می کنیم چه میزان ادرار در آن وجود دارد؟

[ad_1]

قبل از اینکه دوباره برای آب تنی به استخر موردعلاقه خود بروید، لازم است بدانید که در اکثر موارد مقداری ادرار در استخر ها وجود دارد؛ در ادامه تحقیقات انجام‌شده در این رابطه را بررسی خواهیم کرد.

در یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۲ مشخص شد که یک نفر از هر پنج نفر حداقل یک ‌بار در استخر شنا ادرار می‌کند. بر طبق صحبت‌های کارلی جییِر (Carly Geehr)، از اعضای پیشین تیم ملی شنای آمریکا هم تقریبا تمامی شناگران المپیکی این کار را انجام می‌دهند!

انجمن شیمی آمریکا (ACS) تخمین می‌زند که چیزی بین ۳۰ تا ۸۰ میلی‌لیتر ادرار به ازای هر یک نفر در استخرها وجود دارد. مطالعه‌ای هم که در سال ۱۹۹۷ در این رابطه انجام شد، میزان ۷۰ میلی‌لیتر را تخمین زده بود. با این حال اگر عدد ۸۰ میلی‌لیتر را مبنا قرار دهیم، برای رسیدن به مقدار یک لیتر ادرار باید ۱۲ نفر از استخر استفاده کنند. از طرف دیگر، یک استخر شنای استاندارد المپیکی ۲٫۵ میلیون لیتر آب را در خود جای می‌دهد؛ پس آنقدرها هم جای نگرانی نیست!

اما اعداد اعلام‌شده در تحقیقات فقط برآوردهایی از مقدار واقعی هستند. از آنجایی هم که میزان ادرار موجود در استخرها به سختی قابل اندازه‌گیری است، تنها منبع اطلاعاتی ما همین برآوردهاست. درست است، دانشمندان در اندازه‌گیری میزان ادرار در استخرها مشکل دارند؛ یعنی این موضوع که با ادرار کردن در استخر، مواد شیمیایی افزوده‌شده به آب باعث می‌شوند که رنگ آب به بنفش یا قرمز تغییر کند هم شایعه‌ای بیش نیست.

ادرار انسان شامل اجزا مختلفی از جمله آب، نمک، پروتئین و مواد زائد و دفعی دیگر می‌شود. در سال ۲۰۱۳ نتایج یک تحقیق نشان داد که حداکثر ۳ هزار ماده‌ی شیمیایی مختلف در این مایع وجود دارد که همگی مختص ادرار نیستند و در مواد دیگر هم یافت می‌شوند.

بر طبق صحبت‌ها یکی از اساتید شیمی دانشگاه ایندیانا به نام ویلیام کارول (William Carroll)، ادرار حاوی ترکیبات آلی مختلفی است که شبیه به مواد ارگانیک دیگر هستند. کارول در مصاحبه‌ای با وب سایت لایو ساینس (Live Science) اظهار کرد که وقتی این ترکیبات با مواد گندزدایی مانند کلر (Chlorine) تماس پیدا می‌کنند، به واسطه‌ی خواص ضدعفونی کننده ماده موردنظر، ترکیبات به مولکول‌هایی اصلی و ابتدایی تجزیه می‌شوند. بنابراین تنها چیزی که از ادرار در استخر باقی می‌ماند، مولکول‌هایی تجزیه‌شده است که تشخیص منشا آن‌ها از میان ادرار و مواد آلی دیگر غیرممکن است.

راه حلی شیرین برای اندازه‌ گیری ادرار در استخر ها!

در یک مقاله‌ که در ماه مارس ۲۰۱۷ به چاپ رسید، پژوهشگرانی از کانادا روشی برای تعیین میزان ادرار در استخرها پیشنهاد کردند که به نوعی واکنش‌های شیمیایی رخ‌داده را دور می‌زند؛ این پژوهشگران یکی از ترکیبات موجود در ادرار را هدف قرار دادند که با مواد شیمیایی دیگر ادرار و کلر افزوده‌شده به آب استخر واکنش نمی‌دهد. این ترکیب یک شیرین‌کننده‌ی مصنوعی به نام اسسولفام پتاسیم (Acesulfame potassium) است.

نویسندگان این مقاله که در ژورنال Environmental Science & Technology Letters چاپ شد، میزان اسسولفام پتاسیم موجود در ۲۲ استخر شنا و ۸ جکوزی را اندازه‌گیری کردند و مقدار این ماده را در آب آشامیدنی دو شهر کانادا، موردبررسی قرار دادند.

میزان اسسولفام پتاسیم اندازه‌گیری شده از ۳۰ نانوگرم تا ۷۱۱۰ نانوگرم به ازای هر لیتر، متغیر بود که دلیل گستردگی این بازه، فاکتورهایی چون روش فیلتر کردن آب و تعداد افرادی بود که از استخرها استفاده می‌کردند. همچنین، در این تحقیق ادعا شد که به صورت میانگین غلظت این شیرین کننده‌ی مصنوعی در ادرار، ۴ هزار نانوگرم به ازای هر یک میلی‌لیتر آب است.

با مبنا قرار دادن غلظت اسسولفام پتاسیم اندازه‌گیری شده از ۲۲ استخر و ۸ جکوزی موردبررسی، محققان ۱۵ نمونه را در یک بازه زمانی سه هفته‌ای، از دو استخر شنا جمع‌آوری کردند؛ بر اساس اطلاعات موجود، تخمین زده شد که میزان ادرار در استخری ۸۳۰ هزار لیتری، ۷۵ لیتر است و یک استخر ۱۰۰ هزار لیتری هم حدودا، ۳۰ لیتر ادرار درون خود دارد.

درست است، تصور ۷۵ لیتر ادرار می‌تواند کمی حال به هم زن باشد، اما در استخری با ظرفیت ۸۳۰ هزار لیتر، این مقدار تنها ۰٫۰۱ درصد کل آب موجود است؛ تقریبا مانند قطره‌ای در یک سطل بزرگ!

اگر مدرک بیشتر برای اثبات وجود ادرار در استخر ها نیاز دارید، دفعه بعدی که در یک مجتمع آبی هستید به بوی آب توجه کنید؛ شاید فکر کنید که بویی که معمولا به استشمام آن عادت دارید، مربوط به کلر باشد، اما برخلاف انتظار این بو ناشی از وجود ترکیبی به نام نیتروژن تری‌کلرید (Trichloramine) است که از واکنش ماده شیمیایی اوره با کلر موجود در آب به وجود می‌آید. اوره در عرق و ادرار انسان یافت می‌شود!

[ad_2]

لینک منبع