نقد و بررسی تخصصی شاسی بلند فولکس واگن تیگوان در ایران

[ad_1]

صحبت از محبوبیت برندهای آلمانی در سراسر دنیا، کار بیهوده‌ای است. خودروسازان این کشور، جلوه‌ی کاملی از مهندسی و کارایی عالی در یک محصول مدرن را نمایش می‌دهند که تقریبا هر خریدار با هر سلیقه‌ای را به سمت خود می‌کشد. در این میان، گروه فولکس واگن با توجه به کیفیت بالای تولیدات در کنار قیمتی نسبتا مناسب، در هر کلاس خودرویی، محصولی قابل تأمل دارد.

کلاس شاسی‌بلند یا به بیان بهتر، کراس‌اوور، با توجه به مشخصات خاص ظاهری و فنی، فروش بسیار بالایی در سطح جهانی دارد و هر سال با تقاضای بیشتری از سوی مردم دنیا مواجه می‌شود. طبیعتا، از فولکس واگن‌ که در رقابت با تویوتا برای بیشترین میزان تولید خودروی جهان است، انتظار می‌رود کراس‌اوور مناسبی ارائه کند و به نیاز بازار پاسخ دهد. این شرکت از سال ۲۰۰۷ و با مدل تیگوان، به کلاس کراس‌اوورهای کوچک وارد شد؛ هرچند که از سال ۲۰۰۲ با مدل نسبتا بزرگ تورگ، اولین شاسی‌بلند خود را معرفی کرده بود.

نسل اول تیگوان، در ادامه‌ی نمایش یک طرح مفهومی در نمایشگاه خودروی لس‌آنجلس ۲۰۰۶، تولید شد. استقبال از این مدل، فراتر از انتظار فولکس واگن‌ بود و پس از تولید اولیه در کارخانه‌ی اصلی این برند در ولفسبورگ آلمان، خطوط مونتاژ در آرژانتین، چین، ویتنام و روسیه نیز به عرضه‌ی تیگوان پرداختند. این خودرو تا سال ۲۰۱۷ و بیش از ۱۰ سال، در سبد محصولات فولکس واگن قرار داشت و تنها یک بار در سال ۲۰۱۱، با فیس‌لیفت جزئی مواجه شد. رقم نهائی تولید برای نسل اول تیگوان، عدد جالب توجه ۲.۶۴۵ میلیون دستگاه را نشان می‌دهد که گواه موفقیت این خودرو در بازار جهانی است.

نسل دوم و آخرین مدل تیگوان، سال ۲۰۱۵ و در نمایشگاه خودروی فرانکفورت به نمایش درآمد. این خودرو بر اساس پلت‌فرم MQB شرکت فولکس واگن تولید می‌شود که خودروهای مختلفی از جمله آئودی Q3، آئودیTT و حتی مدل گلف را شامل می‌شود. این پلت‌فرم، مزیت‌های زیادی دارد که مهم‌ترین آن، امکان تولید خودرو با سایزبندی متغیر در ابعاد مختلف و حتی فاصله محور چرخ‌ها است. به همین دلیل، تیگوان نسخه‌ی آمریکا و چین، کابین بزرگ‌تری دارند تا برای سرنشینان و قسمت بار، فضای بیشتری فراهم شود.

نسل جدید تیگوان، با افزایش حجم بدنه و استفاده از پیشرانه‌های مدرن فولکس واگن، رقیب مهمی برای برندهای آسیایی و آمریکایی محسوب می‌شود و پس از گذشت ۲ سال از زمان عرضه، مورد استقبال بازار جهانی قرار گرفته است. این خودرو در خطوط تولید فولکس واقع در آلمان، مکزیک، هند و مالزی حضور دارد و تا کمتر از یک ماه دیگر، واردات رسمی خود به ایران را آغاز خواهد کرد.

تلفیقی از یک سبک طراحی اسپرت با ویژگی‌های لوکس، در زبان طراحی فولکس واگن دیده می‌شود؛ موضوعی که در دیگر محصول مشهور این برند، یعنی سدان پاسات نیز وجود دارد. در تیگوان جدید، حس انتقامجو در چراغ‌های تقویت شده است، درحالی‌که باابهت و تاحدودی اشرافی به نظر می‌رسد. پهنای بدنه، ۳ سانتیمتر افزایش نشان می‌دهد؛ اما فاصله‌ی استاندارد کف خودرو تا سطح زمین، به همین میزان کمتر شده که نشانه‌ی عزم فولکس واگن برای تولید یک خودروی کاربردی و راحت است؛ حتی اگر بهترین گزینه برای حرکت در مسیرهای سخت خارج جاده نباشد.

از نظر کارشناسان، طراحی تیگوان تحت تأثیر محصولات مشهور آئودی قرار گرفته است. مدل جدید این خودرو، با ریل‌های باربند روی سقف، جلوپنجره‌ی سه بخشی و یک سپر کاملا اسپرت ارائه می‌شود که زیبایی تیگوان را افزایش می‌دهد. از نظر ظاهری، تیگوان در دو نسخه‌ی استاندارد و R-Line تولید می‌شود که نوع دوم، اسپرت‌تر است و با سپر خاص خود، همراه با رینگ‌های اختصاصی ۲۰ اینچ، قابل سفارش خواهد بود. زاویه شیب قابل حرکت برای تیگوان، با توجه به اندازه‌ی سپر جلو و دیگر مشخصات ظاهری، ۱۸.۳ درجه است که البته عدد بالایی نیست؛ اما فولکس واگن می‌تواند با ارائه‌ی پکیج آپشن‌های آف‌رود، سپر مخصوصی روی تیگوان نصب کند که زاویه‌ی پیمایش آن را به ۲۵.۶ درجه می‌رساند.

در نمای روبرو، خطوط روی جلوپنجره، کاملا هماهنگ و در راستای چراغ‌های اصلی هستند. حتی نوار LED مربوط به روشنایی روز هم با شیوه‌ای هنرمندانه در امتداد این قسمت قرار گرفته است. داخل سپر هم به قرینه‌ی چراغ‌ها، فضاهای خالی پیش‌بینی شده تا زیبایی تیگوان افزایش یابد. طبق رویه‌ی معمول در سبک طراحی محصولات فولکس واگن، بخش جلوی تیگوان هم یک‌نواخت و به‌ دور از افراط‌گرایی است. قسمت زیادی از سپر، دارای فضای خالی مناسب جهت عبور هوای مورد نیاز پیشرانه و دیگر قطعات فنی است؛ درحالی‌که چراغ مه‌شکن یا هر تجهیز دیگر که خیره‌کننده‌ی چشم بیننده باشد، در آن دیده نمی‌شود. حتی خطوط حجم‌دهنده‌ی روی کاپوت نیز کاربردی و نسبتا ساده هستند. طراحی هنرمندانه و البته میانه‌روی فولکس واگن در تیگوان، نشانه‌ای دیگر از تلاش این برند محبوب در ساخت یک محصول مردمی و مورد قبول ملت‌ها در سرتاسر جهان است.

نمای جانبی تیگوان، از سادگی بیشتری در مقایسه با بخش روبرو استفاده می‌کند؛ هرچند که خطوط صاف روی در، یک‌نواختی آن را کاهش داده است. خط اول از انتهای چراغ جلو تا زیر پنجره‌ها دیده می‌شود و خط دیگری نیز با گذشت از دستگیره‌های روی در، به سمت چراغ‌های عقب می‌رود. حجم‌دهی بدنه در گلگیرها، با حداقل هیجان انجام شده است و همراه با قابی از پلاستیک، که در قسمت رکاب‌ها وجود دارد، سادگی و غیر لوکس بودن تیگوان در این بخش را تأیید می‌کند. نوار براق فلزی، پیرامون پنجره‌ها کشیده شده است که نقش زیادی در متمایز کردن شیشه‌ها از باقی بدنه دارد. استفاده از نوار باریک فلزی، در رکاب تیگوان هم دیده می‌شود که در کنار قطعات پلاستیکی، نشانه‌ای دیگر از تلاش فولکس واگن برای کاهش هزینه‌های تولید این خودرو است.

در قسمت عقب، فرم چراغ‌های اصلی حالت مناسبی دارد و برای یک خودروی کراس‌اوور، جذاب به‌ نظر می‌رسد. حجم‌دهی به این بخش، منحصر به امتداد گلگیر تا بالای سپر است که در صندوق را از باقی بدنه، متمایز می‌کند. شیشه‌ی عقب هم اندازه‌ی قابل قبولی دارد و هماهنگ با دیگر اجزاء دیده می‌شود. نوار فلزی براق، مشابه آنچه در رکاب‌های جانبی به کار رفته است؛ روی سپر و محل اتصال بخش پلاستیکی به بدنه‌ی اصلی وجود دارد که چراغ‌های باریک هشداردهنده را شامل می‌شود.

ابعاد تیگوان شامل، طول ۴.۴۲۶ متر همراه با عرض ۱.۸۰۹ متر و ارتفاع سقف ۱.۶۶۵ متر است که با فاصله محورهای ۲.۶۰۴ متر ارائه می‌شود. کف خودرو تا سطح زمین، نزدیک به ۲۰ سانتیمتر فاصله دارد؛ اما در نسخه‌های دو دیفرانسیل، اندکی بلندتر است. چهار مدل تیگوان شامل ترندلاین، کامفورت‌لاین، های‌لاین و آر-لاین، از نظر آپشن‌های ظاهری متفاوت هستند و هنوز مشخص نیست که با کدام جزئیات، به ایران وارد خواهند شد.

فضای داخلی و کابین

با ورود به فولکس واگن تیگوان، نمایی مدرن به چشم می‌خورد که سرشار از فناوری و تا حد زیادی، اسپرت به نظر می‌رسد. نمونه‌های تیگوان با داشبورد دورنگ، جذابیت بیشتری خواهند داشت که احتمالا در نسخه‌های گران‌تر و همراه با آپشن‌های بالا، قابل استفاده است.حتی در ارزان‌ترین مدل تیگوان هم نمایشگر ۵ اینچ و امکانات پخش چندرسانه‌ای وجود دارد؛ اما پنل پشت فرمان در نمونه‌ی پایه، عقربه‌ای و سنتی خواهد بود. استفاده از نمایشگر عریض ۱۲.۳ اینچ برای دور موتور، سرعت لحظه‌ای و دیگر اطلاعات فنی پشت فرمان، گزینه‌‌ای سفارشی محسوب می‌شود؛ درحالی‌که نمایشگر لمسی میان داشبورد هم می‌تواند از نمونه‌ی ۸ اینچی باشد.

طراحی نسل جدید تیگوان، نزدیک به ۳ سانتیمتر فضای بیشتر در اختیار سرنشینان عقب می‌گذارد که اهمیت زیادی در افزایش راحتی کابین دارد. این خودرو، از هر نظر جادار و فضای کابین هم از لبه‌ی در تا پشت صندلی عقب، حدود ۴۷ سانتیمتر است که ایده‌آل به نظر می‌رسد. با خواباندن صندلی‌های ردیف دوم، طول وسایل قابل حمل با تیگوان، به مرز ۱۵۰ سانتیمتر افزایش می‌یابد. حجم مفید صندوق، ۶۱۵ لیتر برآورد می‌شود و با جمع شدن صندلی‌ها، به ۱,۶۵۵ لیتر می‌رسد.

قسمت مربوط به نمایشگر اصلی و مجرای تهویه‌ی هوا، کاملا طراز و افقی نیست. این بخش همراه با کمی برجستگی نسبت به دیگر اجزاء داشبورد ارائه می‌شود؛ درحالی‌که حالتی خوابیده و متمایز از دیگر طرح‌های متداول در خودروهای امروزی دارد. نوار باریک کروم، با وسواس خاصی در کابین تیگوان استفاده شده است و پیرامون قسمت‌های عبور هوا، پنل پشت فرمان، کلیدهای نمایشگر و دسته‌دنده دیده می‌شود. حتی دستگیره‌ی داخلی در هم فلزی و براق است، ضمن اینکه پوشش چرم مصنوعی، هماهنگ با صندلی‌ها، در قسمت‌های مختلف تودری، ارزش طراحی کابین تیگوان را نشان می‌دهد.

پیشرانه و قوای فنی

طبق معمول محصولات فولکس واگن، طیف وسیعی از پیشرانه‌های مختلف بنزینی و دیزلی برای هر مدل قابل سفارش است. تیگوان هم با ۸ نوع پیشرانه‌ی متفاوت عرضه می‌شود که حق انتخاب علاقه‌مندان در بازار جهانی را افزایش می‌دهد. با توجه به استاندارد نه‌چندان خوب گازوئیل ایران و بی‌علاقگی بازار کشور به خودروهای دیزلی، به بررسی نمونه‌های بنزینی تیگوان می‌پردازیم که ۴ نسخه از سری TSIرا شامل می‌شود. سیستم دیفرانسیل جلو یا چهارچرخ محرک، برای تمامی مدل‌های تیگوان با پیشرانه‌های مختلف قابل سفارش خواهد بود؛ درحالی‌که جعبه‌دنده‌ی ۶ سرعته‌ی دستی، ۶ سرعته‌ی خودکار و ۸ سرعته‌ی خودکار، در نمونه‌هایی با پیشرانه‌های متفاوت وجود دارند.

ارزان‌ترین مدل تیگوان در بازار اروپا، دارای پیشرانه‌ی ۱.۴ لیتری توربوشارژ است که قدرت ۱۲۵ اسب بخار با گشتاور ۲۰۰ نیوتن‌متر از دور موتور ۱۴۰۰ دور بر دقیقه دارد. هرچند این ارقام برای خودرویی به وزن ۱۵۰۰ کیلوگرم (با سیستم تک دیفرانسیل و جعبه‌دنده‌ی دستی)، چندان جذاب به نظر نمی‌رسد؛ اما در شتاب‌گیری عملکرد بسیار خوبی دارد و ظرف ۱۰.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد. نهایت سرعت این خودرو با کد ۱٫۴TSi BMT 125 S 5dr، حدود ۱۹۰ کیلومتر بر ساعت است؛ درحالی‌که میانگین مصرف سوخت آن، ۶ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود. مصرف این نسخه از تیگوان با سرعت ثابت بزرگراه، ۵.۳ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر و در ترافیک شهری، ۷.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر برآورد می‌شود.

شاهکار فولکس واگن، با ارائه‌ی نسخه‌ی دیگری از تیگوان با پیشرانه‌ی ۱.۴ لیتری ادامه می‌یابد. با بهینه‌سازی سیستم توربوشارژ، مدل  ۱٫۴TSi BMT 150 S 5dr، قدرت ۱۵۰ اسب بخار و گشتاور ۲۵۰ نیوتن‌متر از دور موتور ۱۵۰۰ دور بر دقیقه تأمین می‌کند که برای رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت در زمانی نزدیک به ۹ ثانیه کافی است. نهایت سرعت این مدل، ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت خواهد بود و میانگین مصرف سوخت ۵.۸ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر در اختیار می‌گذارد. بیشترین مصرف سوخت این خودرو، ۸.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است؛ درحالی‌که می‌تواند با سرعت ثابت، حدود ۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر، مصرف بنزین داشته باشد. این مدل از تیگوان، محبوبیت زیادی در بازار جهانی دارد و با طیف وسیعی از آپشن‌های فنی مثل جعبه‌دنده‌ی ۶ سرعته‌ی دستی یا خودکار، در کنار سیستم دو دیفرانسیل مدرن فولکس واگن موسوم به ۴MOTION قابل خرید خواهد بود.

فولکس واگن تیگوان، تنها با یک پشرانه‌ی ۲ لیتری توربوشارژ و مجهز به اینترکولر در آمریکا ارائه می‌شود که قدرت ۱۸۵ اسب بخار و گشتاور ۴۰۰ نیوتن‌متر از دور موتور ۱۹۰۰ دور بر دقیقه دارد. این خودرو با کد ۲٫۰TSi BMT 150 SEL 5dr شناخته می‌شود و در همه‌ی مدل‌ها، با جعبه‌دنده‌ی ۸ سرعته‌ی خودکار ارائه می‌شود. این خودرو (بسته به سطح آپشن‌ها و وزن خالص)، در زمانی بین ۸ تا ۸.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و نهایت سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت خواهد داشت. میانگین مصرف سوخت برای تیگوان ۲ لیتری، ۵.۷ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است که در ترافیک شهری به ۶.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر و در بزرگراه به ۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر می‌رسد.

قدرتمندترین نمونه‌ی تیگوان که با توجه به قیمت بالا و شرایط فنی خاص، در بیشتر نقاط جهان ارائه نمی‌شود، دارای پیشرانه‌ی ۲ لیتری به قدرت ۲۲۰ اسب بخار است. گشتاور این مدل، ۳۵۰ نیوتن‌متر است و از دور موتور ۱۵۰۰ دور بر دقیقه حاصل می‌شود. این نسخه از تیگوان، با پسوند Allspace نیز شناخته می‌شود و می‌تواند در زمانی حدود ۶.۵ ثانیه، به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد، درحالی‌که نهایت سرعت ۲۲۰ کیلومتر بر ساعت ارائه می‌کند. میانگین مصرف سوخت این خودرو کمتر از ۸ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است و فقط با جعبه‌دنده‌ی ۷ سرعته‌ی خودکار و سیستم دو دیفرانسیل هوشمند ۴MOTION ارائه می‌شود.

 

مدلپیشرانهقدرت (اسب بخار) زمان رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت

(ثانیه)

جعبه‌دندهقیمت (دلار)
۱٫۴TSi BMT 125 S 5dr۱.۴ لیتر چهار سیلندر توربوشارژ۱۲۵۱۰.۵دستی ۶ سرعته۲۶٬۰۰۰
۱٫۴TSi BMT 150 S 5dr۱.۴ لیتر چهار سیلندر توربوشارژ۱۵۰۹۶ سرعته‌ی خودکار۳۱٬۰۰۰
۲٫۰TSi BMT 180 4Motion۲ لیتری چهار سیلندر توربوشارژ۱۸۵۸۸ سرعته‌ی خودکار۴۱٬۰۰۰
Allspace۲ لیتری چهار سیلندر توربوشارژ۲۲۰۶.۵۷ سرعته‌ی خودکار۴۶٬۰۰۰

 

آپشن‌های رفاهی و امکانات داخلی

گزینه‌های قابل انتخاب از میان تجهیزات فنی و ظاهری مختلف، برای خریدار تیگوان در بازار جهانی بسیار زیاد هستند. در گام اول، ۱۴ رنگ مختلف برای بدنه قابل سفارش خواهد بود؛ درحالی‌که ترکیب رنگ داشبورد و صندلی‌ها، ۹ حالت مختلف دارد. ۷ مدل رینگ اسپرت هم برای تیگوان پیش‌بینی شده است که شامل سایزهای ۱۷ اینچ تا ۲۰ اینچ می‌شود.

ارزان‌ترین نسخه‌ی تیگوان، با پسوند S شناخته می‌شود و از سال ۲۰۱۷، دارای نمایشگر ۸ اینچ و رینگ‌های اسپرت ۱۷ اینچ است. پوشش صندلی‌های این مدل، چرم مصنوعی و به‌صورت تک‌رنگ سیاه خواهد بود که هماهنگ با داشبورد ارائه می‌شود. سیستم رادیوی پیشرفته‌ی فولکس واگن موسوم به DAB، ناوبری ماهواره‌ای، پخش‌کننده‌ی CD، امکان اتصال حافظه‌ی جانبی از طریق درگاه USB و کارت‌خوان SD، پخش موسیقی و ارتباط با گوشی‌ هوشمند از طریق بلوتوث، دریافت و نمایش پیام کوتاه (SMS)، از امکانات استاندارد تیگوان هستند.

بالاتر از مدل S، نسخه‌ی SE قابل خرید است که علاوه بر آپشن‌های استاندارد، دارای فرمان چرم، رینگ‌های آلومینیوم ۱۸ اینچ، کروزکنترل هوشمند، مه‌شکن قدرتمند و تهویه‌ی مطبوع سه‌گانه است. امکان سفارش تیگوان SE با سیستم ناوبری پیشرفته‌ی فولکس واگن وجود دارد که همراه با نرم‌افزار Car-Net ارائه می‌شود. این آپشن در کنار مسیریابی عالی و راهنمایی راننده در پیدا کردن مقصد، اطلاعات هواشناسی و قوانین محلی مربوط به راهنمایی و رانندگی را در اختیار می‌گذارد که شامل بهترین مکان برای سوخت‌گیری و پارک خودرو نیز می‌شود.

دیگر مدل تیگوان با آپشن‌های بیشتر، با کد SEL شناخته می‌شود. صندلی‌های جلوی این خودرو، تمام الکتریکی هستند و در ۱۴ حالت تنظیم می‌شوند؛ به صورتی که حتی در بخش پهنای زانو، قابل تغییر خواهند بود. گرم‌کن داخل صندلی‌های ردیف اول و فرمان چرم وجود دارد؛ درحالی‌که امکان سفارش ماساژور نیز برای صندلی‌ها وجود دارد. سانروف الکتریکی، تمام سقف این مدل را شامل می‌شود، درحالی‌که روشنایی ملایم داخلی از طریق LED-های داخل کابین تأمین خواهد شد. این نسخه، دارای نمایشگر ۱۲.۳ اینچ پشت فرمان نیز خواهد بود که با سیستم اطلاع‌رسانی پویا (Active Info Display) حتی نقشه‌های ماهواره‌ای و مسیریابی را انجام می‌دهد. فناوری نمایش اطلاعات‌ روی شیشه‌ی جلو (Head-up Display) با چرغ‌های تمام LED در جلو، عقب و روشنایی روز، همراه رینگ‌های اسپرت ۱۹ اینچ، مجموعه‌ی نسبتا کاملی از آپشن‌های تیگوان در اختیار می‌گذارد.

بالاتری سطح آپشن‌های تیگوان، در مدل R-Line دیده می‌شود که علاوه بر امکانات دیگر مدل‌ها، از نظر ظاهری نیز متمایز است. این خودرو با یک سپر اسپرت و کاملا متفاوت شناخته می‌شود که رینگ‌های اسپرت ۲۰ اینچ و عبارت R-Line روی جلوپنجره را به همراه دارد. لوگوی اختصاصی این نسخه، در قسمت‌های مختلف تیگوان، خصوصا پشت سری صندلی‌ها و تودری‌های آن دیده می‌شود. چرم مرغوب و طبیعی، مهم‌ترین آپشن لوکس برای کابین تیگوان R-Line است.

تست تصادف و آپشن‌های ایمنی

به‌جرئت می‌توان فولکس واگن تیگوان را یکی از ایمن‌ترین خودروهای شاسی‌بلند دنیا دانست. این مدل، همواره در لیست برترین محصولات جهان از نظر حفظ جان سرنشینان قرار دارد و با توجه به عملکرد عالی در تست‌های تصادف و سطح بالای فناوری‌های ایمنی، مورد توجه علاقه‌مندان است.

نتیجه‌ی تست تصادف موسسه‌ی ایمنی خودروی اروپا نشان می‌دهد که تیگوان برای سرنشین بالغ، ایمنی ۹۶ درصد در انواع برخوردها به همراه خواهد داشت؛ درحالی‌که این میزان برای کودکان ۸۴ درصد خواهد بود. عابران پیاده نیز در صورت تصادف با این خودرو، ۷۲ درصد احتمال زنده‌ ماندن خواهند داشت؛ چراکه بسیاری از فناوری‌های مدرن ایمنی، مثل ترمز خودکار و هشدار برخورد در تیگوان وجود دارد. با این حساب، امتیاز مربوط به آپشن‌های حفاظتی این محصول، ۶۸ درصد محاسبه شده است.

تمامی مدل‌های تیگوان دارای ۷ ایربگ هستند که شامل ۴ ایربگ استاندارد برای سر و شانه‌ی سرنشینان جلو، دو کیسه هوای پرده‌ای در قسمت عقب و یک مورد در بخش زانوی راننده می‌شود. به لطف دوربین عقب و سنسورهای متعدد که پیرامون خودرو قرار دارند، فناوری پارک کمکی (Park Assist system) به‌خوبی عمل می‌کند. ضمن اینکه، نسخه‌های SE از فولکس واگن تیگوان، دارای پارک خودکار هستند.

سنسورهای جلو، به‌خوبی با ترمز اضطراری هماهنگ شده‌اند و در صورت تشخیص احتمال برخورد با عابران یا موانع، عمل می‌کنند. این فناوری، همراه با کروزکنترل هوشمند (ACC) کارایی بسیار خوبی در ترافیک شهری خواهد داشت و بی‌نیاز از دخالت راننده، عمل کاهش و افزایش سرعت تا حد مجاز را انجام می‌دهد. دیگر سیستم‌های مربوط به فناوری خودران که در خودروهای مدرن وجود دارد، مثل تشخیص اجسام در نقطه‌ی کور و هشدار تعویض لاین، در تیگوان SE ،SEL و E-Line وجود دارد.

تست فنی و آزمایش رانندگی

نشستن پشت فرمان تیگوان، تجربه‌ی رضایت‌بخشی است. صندلی‌های راحت، طراحی داخلی قابل قبول و آپشن‌های متنوع، حس خوبی به راننده‌ی تیگوان می‌دهد. اگر تجربه‌ی سواری با خودروهای معمول کلاس کراس‌اوور از برندهای آسیایی را داشته باشید، متوجه تفاوت‌های این خودرو با رقبای غیر آلمانی خواهید شد. ظرافت طراحی کابین و هماهنگی آن با نیازهای سرنشین تیگوان، غیرقابل انکار است و ارزش بالای محصولی از فولکس واگن را نشان می‌دهد.

پیش از این اشاره کردیم که فضای داخلی تیگوان، جادار و راضی‌کننده است. در کنار در، زیر کشوی کنسول، میان داشبورد و قسمت‌هایی از این قبیل، می‌توان حجم قابل توجهی کاغذ، تلفن‌ همراه و حتی بطری‌های بزرگ نوشیدنی گذاشت. در مقایسه با خودروهای شاسی‌بلند موجود در ایران، تنها هیوندای سانتافه است که صندوق باری نزدیک به حجم تیگوان ارائه می‌کند و دیگر خودروهای شاخص در این کلاس، نظیر هیوندای توسان، نیسان ایکس‌تریل، کیا اسپورتیج و رنو کولئوس، قابل مقایسه با تیگوان از نظر فضای صندوق عقب نیستند. نکته‌ی مهم در طراحی صندوق این خودرو، هم‌سطح بودن کف، با لبه سپر است که گذاشتن و برداشتن وسایل را ساده‌تر می‌کند.

اگر انسان بالغ با قدی حدود ۱۸۰ سانتیمتر را شاخص یک سرنشین بزرگ‌سال تصور کنیم، تیگوان برای ۵ نفر کاملا مناسب است. فضای ردیف دوم، در قسمت فاصله‌ی زانو تا صندلی جلو و فاصله‌ی سر تا سقف، ایده‌آل است و راحتی بسیار خوبی فراهم می‌کند. شبیه به آنچه در هواپیماهای مسافربری دیده‌ایم، پشت صندلی جلو و در مقابل سرنشین عقب، جایگاهی جمع‌شونده برای قرار دادن ظرف غذا و نوشیدنی وجود دارد که مسلما در سفرهای طولانی مدت، کارآمد است. صندلی‌های عقب، حالت ریلی دارند و فاصله‌ی آن‌ها تا صندلی جلو، قابل تغییر خواهد بود تا در مواقع لازم، بتوان فضای بیشتری برای صندوق عقب در اختیار داشت.

تیگوان برای سفرهای طولانی مدت بین شهری، یا کوتاه‌مدت داخل شهری مناسب است. حتی نسخه‌ی پایه از این خودرو، ۱۲۵ اسب بخار قدرت دارد و به لطف فناوری‌های مدرن فولکس واگن، در کمتر از ۱۱ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد که برای راننده‌ی یک کراس‌اور، راضی کننده است. دید خوب راننده به اطراف و میانگین مصرف سوخت ۶ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر که در همه‌ی نسخه‌ها وجود دارد، استفاده‌ی روزانه از تیگوان را توجیه می‌کند.

آپشن‌های فنی و رفاهی تیگوان، تأثیر زیادی در رضایت کاربران آن دارند. به عنوان مثال، سیستم DCC به راننده این امکان را می‌دهد تا میزان سختی فنربندی و بخش تعلیق را، بین سه حالت استاندارد، نرم (Comfort) و سخت (Sport) تنظیم کند. سکوت کابین هم، برای خودرویی با سایز بدنه‌ی بزرگ، حتی در سرعت‌های بالای بزرگراه، بسیار خوب ارزیابی شده است.

از نکات منفی این خودرو می‌توان به سواری نه‌چندان اسپرت آن اشاره کرد که در شتاب‌گیری ناگهانی به هنگام سبقت‌های بزرگراه، کمی کند عمل می‌کند. تیگوان در بسیاری از قطعات داشبورد و داخل در، از پلاستیک سخت استفاده کرده است که حس لوکس این خودرو را، کاهش می‌دهد، هرچند که متریال عالی صندلی‌ها، راضی‌کننده است.

در تست‌های فنی فولکس واگن تیگوان که توسط معتبرترین رسانه‌های خودرویی دنیا انجام شده است، به خریداران احتمالی توصیه می‌شود تا نمونه‌ی تک‌ دیفرانسیل را به نسخه‌ی دو دیفرانسیل، ترجیح دهند. هرچند که فناوری مدرن ۴MOTION شبیه به سیستم کواترو در آئودی، به هنگام حرکت تیگوان دو دیفرانسیل در مسیرهای برفی یا دارای گل‌ و لای فراوان، کارآمد و مفید خواهد بود اما بهتر است افرادی که علاقه‌مند ماجراجویی در طبیعت نیستند یا در مناطقی کم‌بارش شبیه ایران زندگی می‌کنند، تیگوان تک‌دیفرانسیل خریداری کنند تا مصرف سوخت کمتر و چابکی بیشتری در اختیار داشته باشند. فرم بدنه و سپرهای تیگوان، طوری طراحی شده است که توانایی حرکت در دست‌اندازهای عمیق را کاهش می‌دهد و در صورت عبور از چنین مسیرهایی، امکان آسیب‌دیدگی زیادی دارد.

مقایسه با رقبا

تعدادی از مطرح‌ترین کراس‌اورهای سایز متوسط دنیا، در ایران حضور دارند که از میان آن‌ها، می‌توان به هیوندای توسان، کیا اسپورتیج، نیسان ایکس‌تریل، تویوتا Rav4، هوندا CR-V، میتسوبیشی اوتلندر و رنو کولئوس اشاره کرد. در رده‌بندی برترین خودروهای دنیا در این کلاس، هوندا CR-V قرار دارد؛ درحالی‌که تیگوان بالاتر از تویوتا Rav4 ارزش‌گزاری شده است.

در بازار جهانی، آستانه‌ی قیمت تیگوان حدود ۳ هزار دلار بالاتر از توسان و اسپورتیج است؛ اما با آپشن‌های کامل، قیمتی مشابه آن‌ها دارد. فراموش نکنیم که نسخه‌ی فعلی توسان در ایران، پیشرانه‌ی ۲ لیتری ۱۶۴ اسب بخار به همراه دارد که از نظر توانایی‌های حرکتی، مشابه تیگوان استاندارد است، اما به‌زودی شاهد واردات نمونه‌های توربوشارژ ۱.۶ لیتری هیوندای توسان خواهیم بود که با قیمتی در همین حدود، قدرت ۱۷۵ اسب بخار و زمان ۷.۵ ثانیه در تست سرعت صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت خواهند داشت.

درباره‌ی قیمت نهائی تیگوان، نمی‌توان نظری قطعی داد؛ اما می‌توان پیش‌بینی کرد که نمونه‌ی ۲ لیتری با آپشن‌های سطح متوسط، مثل جعبه‌دنده‌ی خودکار و سیستم‌های ایمنی مدرن، حدود ۲۰۰ تا ۲۱۰ میلیون تومان فروخته شود. با این حساب، علاقه‌مندان کراس‌اوورهای اسپرت و البته ارزان‌تر، خریدار محصولات کره‌ای باقی خواهند ماند؛ اما افرادی که جذب مهندسی آلمانی و برندهای اروپایی هستند، تیگوان را با تویوتا Rav4، نیسان ایکس‌تریل و هوندا CR-V مقایسه خواهند کرد که همگی بین ۲۳۰ تا ۲۵۰ میلیون تومان قیمت دارند.

احتمال عرضه‌ی فولکس واگن تیگوان با آپشن‌های بالاتر و قیمتی نزدیک به ۲۵۰ میلیون تومان، بسیار زیاد است؛ چراکه به تجربه دیده‌ایم نام سازنده و امکانات رفاهی، تأثیر زیادی بر بازار ایران و علاقه‌مندان نسبتا متمول کلاس شاسی‌بلند دارد. در این حالت، هیوندای سانتافه و کیا سورنتو که از نظر کلاس بدنه در گروه با بدنه‌ی بزرگ‌تر نسبت به تیگوان قرار دارند، رقبای آن محسوب می‌شوند.

در مجموع، می‌توان امیدوار بود که به شرط قیمت‌گذاری صحیح و اطلاع‌رسانی قوی توسط نماینده‌گی اصلی، فروش بسیار خوبی در انتظار تیگوان باشد و خصوصا در بازار شاسی‌بلندهای ۲۰۰ میلیون تومانی، برتری نسبی خود در مقایسه با رنو کولئوس و محصولات کره‌ای را ثابت کند.

در جدول زیر، فهرستی از رقیبان احتمالی فولکس واگن تیگوان در بازار کشورمان را مشاهده می‌کنید.

مشخصات / مدل‌هافولکس واگن تیگوانرنو کولئوس ۲۰۱۶توسان ۲۰۱۷کیا اسپورتیج ۲۰۱۷هوندا CR-V ۲۰۱۶تویوتا RAV4میتسوبیشی اوتلندر ۲۰۱۷هیوندای سانتافه ۲۰۱۷کیا سورنتو ۲۰۱۷نیسان جوک اسپرتام‌جی GS
تعداد سیلندر۴۴۴۴۴۴۴۴۴۴۴
حجم موتور (لیتر)۱.۴۲.۵۲۲.۴۲.۴۲.۵۲.۴۲.۴۲.۴۱.۶۲
حداکثر توان (اسب بخار)۱۲۵۱۷۰۱۶۴۱۶۸۱۸۵۱۷۷۱۶۸۱۹۰۱۹۰۱۹۰۲۱۷
حداکثر گشتاور (نیوتن‌متر)۲۰۰۲۲۶۲۰۵۲۲۰۲۴۵۲۳۳۲۲۰۲۲۰۲۲۰۳۵۰
استاندارد آلایندگییورو ۶یورو ۵یورو ۵یورو ۵یورو ۵یورو ۵یورو ۵یورو ۵یورو ۵یورو ۵یورو ۵
مصرف سوخت ترکیبی (L/100 Km)۶۸.۴۸.۵۹.۴۸.۱۷.۱۹.۴۱۱۱۱.۲۶.۵۶.۲
جعبه دنده۶ سرعته خودکارCVT۶ سرعته خودکار۶ سرعته خودکارCVT۶ سرعته خودکارCVT۶ سرعته خودکار۶ سرعته خودکارCVT۶ سرعته خودکار
حجم باک بنزین۵۸۶۰۵۰۵۸۵۶۶۰۶۶۶۶۵۰۵۵
وزن (کیلوگرم)۱۵۰۰۱۶۰۰۱۵۲۰۱۶۹۵۱۷۸۰۱۵۸۰۱۵۷۰۱۵۸۵
قیمت (میلیون تومان)*۲۱۵۲۱۰۱۶۵۱۹۰۲۳۵۲۵۵۲۱۵۲۳۵۲۴۵۱۷۲۱۶۲

*مقادیر تخمینی با توجه به قیمت جهانی و محصولات هم‌رده در ایران

[ad_2]

لینک منبع

بررسی و قیمت خودرو فاو FAW Besturn B30 تازه وارد ایرانی

[ad_1]

خودروی چینی فاو بسترن بی ۳۰ (FAW Besturn B30) به زودی توسط بهمن موتور وارد بازار ایران می‌شود و اکنون قصد داریم مشخصات، امکانات و قیمت آن را بررسی کنیم.

فاو بسترن بی ۳۰ از سال ۲۰۱۵ وارد بازار چین شد. شرکت خودروسازی FAW، اولین و بزرگ‌ترین شرکت تولیدکننده خودرو در چین است که با همکاری غول‌های خودروسازی جهان یعنی فولکس واگن، آئودی، مزدا و جنرال موتورز به تولید سالانه بیشتر از ۳ میلیون دستگاه رسید. بسترن B30 بر روی پلتفرم Bora فولکس واگن ساخته شده که پیش از این در مدل موفق فولکس واگن Jetta نیز به کار رفته بود. حال قرار است شرکت بهمن موتور که پیش از این محصولاتی مانند مزدا ۳ و بسترن بی ۵۰ را در ایران عرضه می‌کرد، این محصول جدید را در آینده خیلی نزدیک وارد بازار کشورمان کند.

در جدول زیر، بسترن بی ۳۰ را از نظر حجم و اندازه با چند مورد از رقبا مقایسه می‌کنیم:

خودروزوتی Z300 (آریو)برلیانس H330دانگ فنگ H30لیفان X50بسترن B30
طول۴٫۵۶۵ متر۴٫۵۱ متر۴٫۳۵۱ متر۴٫۱۰ متر۴٫۶۲۵ متر
عرض۱٫۷۶۶ متر۱٫۷۵۵ متر۱٫۷۶ متر۱٫۷۲۲ متر۱٫۷۹ متر
ارتفاع۱٫۴۸۶ متر۱٫۴۶ متر۱٫۵۲۸ متر۱٫۵۴ متر۱٫۵۰ متر
فاصله بین دو محور۲٫۷۰ متر۲٫۵۸ متر۲٫۶۱ متر۲٫۵۵ متر۲٫۶۳ متر
ظرفیت صندوق بار۴۵۷ لیتر۴۶۰ لیتر۴۱۷ لیتر۲۸۰ لیتر۴۸۰ لیتر

 

مقایسه مشخصات فنی

خودروزوتی Z300 (آریو)برلیانس H330دانگ فنگ H30لیفان X50بسترن B30
موتور۱٫۶ لیتر۱٫۵ لیتر۱٫۶ لیتر۱٫۵ لیتر۱٫۶ لیتر
قدرت موتور۱۱۲ اسب بخار۱۰۳ اسب بخار۱۰۵ اسب بخار۱۰۲ اسب بخار۱۰۷ اسب بخار
نوع گیربکس۴ سرعته اتوماتیک۴ سرعته اتوماتیک۴ سرعته اتوماتیک۵ سرعته CVT۶ سرعته اتوماتیک
برند گیربکسLocal چینLocal چینآیسین ژاپنLocal چینآیسین ژاپن

سیستم پیشرانه فاو بسترن بی ۳۰ با موتوری به حجم ۱٫۶ لیتر که برای سایز خودروهای متوسط، مناسب است و همچنین طراحی با زنجیر تایم، منجر به کاهش صدای خودرو و هزینه‌های تعمیر و نگهداری شده است. علاوه بر آن، سری موتورهای ۴GB توسط شرکت خودروسازی چینی FAW توسعه داده شده و از توان و بازدهی بالا و مصرف انرژی مناسبی برخوردار است. این موتور موفق به کسب استاندارد آلایندگی یورو ۵ شده و قدرت ۱۰۷ اسب بخار و گشتاور ۱۵۵ نیوتن متر را ارائه می‌دهد.

در این خودرو از گیربکس ۶ سرعته اتوماتیک کد F21 ساخت بهترین برند تولیدکننده گیربکس در دنیا یعنی Aisin ژاپن استفاده شده است؛ یعنی همان سری گیربکس‌هایی که حتی بر روی برخی مدل‌های پورشه، شورولت، تویوتا، پژو، رنو، سوزوکی و هیوندای هم قرار گرفته است. از جمله مزایای این گیربکس می‌توان به ساختار پیشرفته، وزن کم، کارایی بالا در انتقال قدرت و سیستم ایمنی در برابر خرابی اشاره کرد. این سیستم در هنگام بروز مشکل در گیربکس به راننده کمک می‌کند ادامه مسیر تا تعمیرگاه را با سرعت کم طی کند و مانع از ورود آسیب جدی به گیربکس شود.

سیستم تعلیق فاو بسترن بی ۳۰ در جلو از نوع مک فرسون مستقل با میل موج گیر و در عقب از نوع میله پیچشی نیمه مستقل با میل موج گیر است. ساختار متراکم، ابعاد کوچک، وزن سبک، پاسخگویی سریع، ظرفیت ضربه‌گیری بالا، تغییرات اندک نسبت به موقعیت چرخ‌های جلو، رانندگی با پایداری عالی و میل موج‌گیر دو سره با اثربخشی بالا از جمله نکات قوت سیستم تعلیق خودرو هستند. اکسل عقب به همراه میل موج‌گیر باعث می‌شود سرنشینان عقب، احساس بهتری در خودرو داشته باشند و هماهنگی آن با سیستم تعلیق جلو نیز موجب تقویت پایداری رانندگی می‌شود. همچنین روکش صندلی‌های بسترن B30 بسیار زیبا و راحت با ترکیبی از پارچه و چرم بوده و به راحتی هرچه بیشتر سرنشینان کمک می‌کند.

سیستم فرمان الکتریکی (EPS) از دیگر امکاناتی است که در این خودروی چینی تعبیه شده است. این سیستم فرمان توسط شرکت مطرح Thyssenkrupp آلمان ساخته شده و رانندگی راحت در سرعت‌های پایین‌تر، پایداری و امنیت بیشتر را برای رانندگان به ارمغان می‌آورد. همچنین سیستم EPS جدید و ارتقایافته موجب برگشت‌پذیری مناسب و رانندگی آسان‌تر در مقایسه با سیستم هیدرولیکی شده و انرژی بیشتری را ذخیره می‌کند. پمپ هیدرولیکی فرمان همواره در زمان روشن بودن موتور، فعال است و ۳ تا ۵ درصد از توان موتور را می‌گیرد اما سیستم برقی با برخورداری از موتور الکتریکی مجزا، از باتری خودرو تغذیه می‌کند و توان موتور را کاهش نخواهد داد.

علاوه بر آن در این خودرو، ستون فرمان به قابلیت تنظیم زاویه با ساختار جاذب انرژی جمع شونده مجهز شده که عملکرد بهتری را در زمینه ایمنی ارائه می‌دهد. بسیاری از قطعات و تجهیزات سیستم فرمان الکتریکی به صورت یک جا در ماژول EPS قرار داده می‌شود و این موضوع باعث شده تا باز و بسته کردن سیستم به منظور تعمیر یا سرویس به راحتی انجام شود. غربیلک فرمان با طراحی شیک و مدرن و مجهز به روکش چرمی، سوییچ‌های مربوط به کروز کنترل، تنظیمات کامپیوتر سفری و سیستم پخش خودرو از دیگر ویژگی‌هایی هستند که در فرمان فاو بسترن بی ۳۰ مشاهده می‌شوند.

بسترن B30 از چهار حلقه رینگ و لاستیک به سایز R16 55/205 استفاده می‌کند که ظاهری زیبا و پویا را به خودرو بخشیده است. همچنین جهت بهبود ایمنی رانندگی و عملکرد خودرو، سیستم‌های ایمنی متنوعی به صورت اتوماتیک قرار گرفته‌اند. یکی از این سیستم‌ها، سیستم کنترل پایداری الکترونیکی (ESC) است که تمام سیستم‌های ترمز را یکپارچه کرده و پایداری خودرو را کنترل می‌کند. این سیستم مطابق با بوش نسخه ۹٫۰ است که افزایش ایمنی و راحتی خودرو را در پی دارد. ESC شامل سیستم‌های ترمز ABS (ترمز ضد قفل)، EBD (توزیع الکترونیکی نیروی ترمز)، BA (نیروی کمکی ترمز)، TCS (سیستم کنترل کشش) و HHC (کنترل حرکت در سربالایی) می‌شود.

فاو بسترن بی ۳۰ برای اطمینان و افزایش ایمنی سرنشینان از شاسی تقویت‌شده ساخته شده و بدنه مستحکمی را ایجاد کرده است. این خودرو توانسته ۵ ستاره ایمنی را از موسسه C-NCAP دریافت کند. این ۵ ستاره با وجود الزامات سخت‌گیرانه‌تر در ورژن جدید C-NCAP به دست آمده است و با این حساب می‌توان اطمینان داشت که محصول جدید بهمن موتور، امنیت سرنشینان را به خوبی تامین می‌کند.

سیستم مالتی مدیای این خودروی چینی دارای نمایشگر لمسی ۷ اینچی با رزولوشن ۸۰۰×۴۰۰ و سیستم رهیاب یا GPS است که نقشه ایران را نیز پوشش می‌دهد. از دیگر قابلیت‌های آن می‌توان به در نظر گرفتن محدوده طرح ترافیک در مسیریابی، موقعیت مکانی دوربین‌های کنترل سرعت، اطلاعات بیش از ۷۳۰ هزار مکان مهم مانند رستوران، بیمارستان، مسجد، جایگاه سوخت، سینما و پارک، نمایش سرعت و حداکثر سرعت در جاده‌ها، پشتیبانی از دوربین دید عقب، پشتیبانی از سور‌س‌های رادیو و مدیا شامل رادیو FM و AM، یو اس بی، پخش موزیک از طریق بلوتوث، ورودی AUX، پشتیبانی از سامانه ارسال اطلاعات رادیویی، ذخیره دستی و اتوماتیک ایستگاه‌های رادیویی بر روی حافظه، قابلیت اتصال به تلفن همراه از طریق بلوتوث و بارگذاری اطلاعات مخاطبان بر روی مالتی مدیا به همراه امکان جستجو بر اساس نام مخاطب اشاره کرد. سایر امکانات این خودرو را در ادامه مشاهده می‌کنید:

سایر امکانات بسترن B30

  • سنسور پارک
  • سانروف برقی
  • نمایشگر ۷ اینچی به همراه دوربین دنده عقب و راهنمای پارک
  • کمربند ایمنی جلو با قابلیت پیش‌کشنده
  • سیستم بلوتوث با قابلیت برقراری ارتباط تلفنی و ورودی AUX
  • ریموت کنترل مجهز به بازکن صندوق عقب
  • سیستم صوتی MP3 با ورودی USB با قابلیت کنترل از روی فرمان
  • سیستم جلوگیری از برخورد با مانع
  • رینگ آلومینیومی
  • چراغ مه‌شکن عقب
  • نشانگر دمای داخل و خارج کابین
  • چراغ‌های جلوی هالوژن
  • جا عینکی و چراغ مطالعه سقفی
  • نگه‌دارنده فنجان در قسمت عقب و جلوی اتاق
  • سیستم خودکار قفل‌کن درب‌ها در زمان حرکت
  • بالا رفتن شیشه به صورت اتوماتیک
  • چراغ روشنایی در روز (دی لایت)
  • قابلیت تا شدن صندلی‌های عقب به صورت کامل
  • باز شدن باک سوخت و صندوق عقب از داخل کابین
  • آینه بغل برقی مجهز به گرم‌کن و چراغ راهنما
  • سیستم باز شدن اتوماتیک درب‌ها پس از تصادف

 

قیمت احتمالی فاو بسترن بی ۳۰

هنوز قیمت دقیق و قطعی فاو بسترن بی ۳۰ اعلام نشده اما با توجه به قیمت ۶۹ هزار و ۸۰۰ یوآنی نسخه پایه خودرو و قیمت ۹۲ هزار و ۸۰۰ یوآنی آن برای نسخه اتوماتیک در چین، احتمال می‌رود خودروی جدید بهمن موتور با قیمت حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان در بازار ایران عرضه شود.

[ad_2]

لینک منبع

نقد و بررسی تخصصی خودرو کوچک فیات FIAT 500 ایتالیایی

[ad_1]

سابقه‌ی حضور فیات در ایران، کمتر از دیگر برندهای اروپایی نیست. هرچند که تولیدات فیات، از حدود ۵۰ سال پیش؛ حضور محدودی در کشورمان داشتند و خصوصا با مینی‌بوس‌های ارزان‌قیمت شناخته می‌شدند، با موج واردات خودروهای خارجی از ابتدای دهه‌ی ۵۰ خورشیدی، در مدل‌های ۱۲۸، ۱۳۱ و ۱۳۲، رسما و با تعداد نسبتا زیاد به خیابان‌های ایران رسیدند. فیات هم، مانند بسیاری دیگر از برندهای مشهور دنیا، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ممنوعیت واردات خودروهای خارجی، از بازار ایران دور شد و تنها خاطره‌ای از مدل‌های کم‌استهلاک و محبوب فیات ۱۳۱ و ۱۳۲ در ذهن علاقه‌مندان خودرو، باقی ماند.

شرکت فیات، نزدیک به ۱۲۰ سال قدمت دارد و می‌توان ادعا کرد که در ۵۰ سال اخیر، دچار بحران‌های مالی بزرگ نشده و با قدرت، فعالیت کرده است. هرچند نمی‌توان از فیات به عنوان یکی از محبوب‌ترین خودروسازان دنیا نام‌برد، انکار شهرت و فروش بالای محصولات این برند در اروپا، غیر ممکن خواهد بود. این شرکت، هم‌اکنون به عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه فیات-‌کرایسلر موسوم به FCA فعالیت می‌کند که بیش از ۱۲۱ میلیاد دلار، دارایی رسمی دارد و پس‌ از خرید ۱۰۰ درصد از سهام کرایسلر امریکا، توسط فیات تشکیل شد.

به جرات می‌توان فیات ۵۰۰ را، محبوب‌ترین خودروی سایز کوچک دنیا، پس از فولکس بیتل (قورباغه) دانست. مدل‌های اولیه از این محصول، بین سال‌های ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۵ تولید شد و با تیراژی نزدیک به ۴ میلیون نسخه، پرفروش‌ترین خودروی تاریخ ایتالیا بود. از سویی دیگر، سابقه‌ی تولید فیات ۵۰۰، به عنوان محصولی ۲در با بدنه‌ی کامپکت؛ به سال ۱۹۳۶ باز می‌گردد، زمانی که با نام توپولینو (Topolino) به تعداد ۵۲۰ هزار دستگاه و تا سال ۱۹۵۵ عرضه شد. با این حساب می‌توان، قدمت فیات ۵۰۰ در خودروسازی جهان را، نزدیک به ۸۰ سال تخمین زد.

عرضه‌ی فیات ۵۰۰ مدرن از سال ۲۰۰۷، تا حدودی به تقلید از فولکس واگن و بازتولید مدل بیتل انجام شد. فولکس نشان داد که بازطراحی صحیح خودروهای محبوب قدیمی، می‌تواند به موفقیتی بزرگ رسد.با این تجربه، فیات هم به سراغ معادل ایتالیایی بیتل رفت تا از مدل ۵۰۰، خودرویی مدرن و قابل فروش در سطح جهانی بسازد. این تصمیم، به موفقیتی قابل توجه برای بزرگ‌ترین خودروساز ایتالیا منجر شد و با تولید همزمان فیات ۵۰۰ در ایتالیا، لهستان و مکزیک به بازارهای مهم دنیا همچون امریکا رسید. تمام ظرفیت تولید سالیانه‌ی این خودرو، در سه‌هفته‌ی اول پیش‌فروش آن در سال ۲۰۰۷، به اتمام رسید و تا سال ۲۰۱۵، مجموعا به تعداد ۱.۵ میلیون دستگاه فروخته شد.

فیات ۵۰۰، امروزه با پیشرانه‌های استاندارد، آپشن‌های آبارت و نمونه‌های الکتریکی تولید می‌شود. از نظر نوع بدنه هم، علاوه بر مدل اصلی با کد ۵۰۰C؛ فیات ۵۰۰L با بدنه‌ی هاچبک ۵در و ۵۰۰X در کلاس کراس‌اور کوچک عرضه می‌شوند که احتمال ورود هریک از آنها همراه پیشرانه‌های متنوع؛ به کشورمان وجود دارد، هرچند که با توجه به اطلاعات به‌دست آمده از نمایندگی فروش، فعلا فیات ۵۰۰ استاندارد (با بدنه‌ی ۳در هاچبک) در ایران فروخته خواهد شد و تا چند ماه دیگر مدل ۵۰۰L هم، آماده‌ی فروش خواهد بود.

طراحی ظاهری و بدنه

خودروهای هاچیک، ابعاد متفاوتی دارند و امروزه، در مدل‌هایی با کابین جادار و بسیار راحت نیز تولید می‌شوند. از سویی دیگر، شاخه‌ی نسبتا جدیدتری از محصولات کوچک  با این سبک بدنه، به نام خودروهای شهری (City Cars) شکل گرفته است که علاقه‌مندان خاص خود دارد. فیات ۵۰۰، مهم‌ترین خودروی دنیا در کلاس شهری محسوب می‌شود و با این هدف، طراحی شده است که در کنار اندازه‌ی کوچک خود، همراه سایز بدنه‌ی ایده‌آل سفرهای کوتاه‌مدت در میان ترافیک شهری؛کارآمد و مفید باشد.

هرچند که نسل جدید فیات ۵۰۰، از سال ۲۰۰۷ تولید و همچنان عرضه می‌شود، از سال ۲۰۱۶ با فیس‌لیفت جزئی همراه شد تا اندکی مدرن‌تر جلوه کند. البته نباید فراموش کرد که نسخه‌های پس از فیس‌لیفت، با تغییراتی گسترده در فضای داخلی و آپشن‌های کابین روبرو شدند. فیات ادعا کرده است که مدل جدید، در مقایسه با نمونه‌ی سال ۲۰۰۷، بیش از ۱۸۰۰ قطعه‌ی متفاوت دارد.

در نمای روبرو، وفاداری سازنده به نسخه‌ی مشهور ۱۹۵۷ دیده می‌شود و با این هدف، چراغ‌های نسبتا کوچک دایره‌ای همراه با جلوپنجره‌ی دوگانه که فضای باریکی برای عبور هوا دارد، در آخرین مدل فیات ۵۰۰ دیده می‌شود. با هدف القای حس اسپرت، فرم چراغ‌ها به نمای جانبی کشیده شده است تا از بی‌تفاوتی و سادگی ظاهری، کاسته شود. دو چراغ بیضی‌شکل، زیر نور اصلی دیده می‌شود که با نواری از LED، وظیفه‌ی تامین روشنایی روز را خواهد داشت. چراغ مه‌شکن، در قسمت پایین و فضای عبور هوای سپر قرار گرفته است که در مقایسه با مدل‌های قبل، بازدهی بهتری دارد و البته در کنار قطعاتی از جنس کروم که در گوشه‌های سپر دیده می‎‌شوند، نمای روبروی فیات ۵۰۰ را، چشم‌نوازتر می‌کند.

در نمای جانبی، کماکان با سادگی توام با جذابیت فیات ۵۰۰ روبرو هستیم که عملا تفاوتی با نمونه‌ی سال ۲۰۰۷ ندارد، اما برای خودرویی در کلاس شهری و البته با قیمتی نسبتا پایین، قابل قبول است. یک خط حجم‌دهنده، از چراغ جلو تا چراغ عقب کشیده شده، که مسلما تاثیر زیادی بر کاهش یک‌نواختی این بخش داشته است. بخش رکاب و گلگیر عقب نیز، با خطی مشابه و نه‌چندان عمیق، به فرم‌دهی در و نمای جانبی، کمک می‌کند. فیات ۵۰۰، حالت بیضی شکل و تخم مرغی خود را حفظ کرده است که علاوه بر نکات مثبت در بحث آیرودینامیک، فضای مناسبی برای سرنشینان ردیف جلو فراهم می‌کند.

فضای پشت فیات ۵۰۰، در مقایسه با دیگر محصولات هم‌رده، خصوصا مدل‌هایی نظیر ماتیز و لوبو که مشهورترین خودروهای کلاس شهری در ایران هستند؛ زیبایی قابل قبولی دارد. سپر پهن، با در عقب کاملا هماهنگ است، ضمن اینکه جایگاه بسیار خوبی هم برای پلاک‌های عریض بعضی کشورها مثل ایران در نظر گرفته است. نوار باریکی از کروم، باحداقل هزینه، زیبایی سپر ساده‌ی فیات ۵۰۰ را افزایش می‌دهد، درحالیکه خروجی اگزوز هم، حالتی مستطیلی و براق دارد. چراغ‌های عقب این خودرو هم، تمام LED هستند.

یکی از نکات مثبت در طراحی فیات ۵۰۰، استفاده‌ی استادانه از پنجره و شیشه‌های طرفین خودرو است که دید بسیار خوبی به راننده و دیگر سرنشینان می‌دهد. این موضوع، در قسمت عقب و زمانی که پارک خودرو انجام می‌شود، کارایی بسیار خوبی خواهد داشت.

ابعاد فیات ۵۰۰ شامل طول ۳.۵۴۶ متر، عرض ۱.۶۲۷ متر با ارتفاع سقف ۱.۴۸۸ متر است که همراه فاصله محورهای ۲.۳۰ متر ارائه می‌شود. وزن خالص این خودرو در مدل‌های مختلف و بسته به نوع آپشن‌ها متفاوت است، درحالیکه ۸۶۵ تا ۹۸۰ کیلوگرم خواهد بود.

فضای داخلی و کابین

به محض ورود به فیات ۵۰۰، متوجه خواهید شد که کابین آن، مشابه دیگر خودروهایی که تاکنون تجربه کرده‌اید، به نظر نمی‌رسد و خصوصا در نسخه‌های فول‌آپشن با داشبورد دورنگ، تاحدودی لوکس و توام با حس مدل‌های کلاسیک است. اندک نمونه‌های فیات ۵۰۰ که وارد ایران شده‌اند، با ترکیب سیاه و سرخ یا سیاه و سفید هستند که رنگ قالب داشبورد و صندلی‌ها، مشکی و قسمت‌های خاص مثل روبروی داشبورد و خط دوخت صندلی‌ها به رنگ قرمز است. در نمونه‌ی دیگر، رنگ قالب صندلی‌ها و روبروی داشبورد سفید است اما بالای داشبورد به رنگ سیاه ارائه می‌شود. در مجموع، فضاسازی سنتی، در پوشش صندلی‌ها و تودری‌ها به خوبی رعایت شده است و حتی نمونه‌هایی با طرح پارچه‌ی چهارخانه قابل خرید خواهد بود.

اغلب نسخه‌های فیات ۵۰۰ با نمایشگر لمسی ۵ اینچی ارائه می‌شوند که ناوبری ماهواره‌ای و سیستم سرگرمی‌های چندرسانه‌ای را مدیریت می‌کند. هرچند که در میان نمونه‌های وارد شده به ایران، نسخه‌هایی بدون نمایشگر روی داشبورد نیز، دیده شده است. پشت فرمان، تنها یک پنل دایره‌ای به قطر ۱۷ سانتیمتر وجود دارد، اما دور موتور و سرعت لحظه‌ای را با شیوه‌ای سرگرم‌کننده و دیجیتالی در پیرامون خود نشان می‌دهد. در مرکز این پنل، نمایشگر TFT کورچکتر قرار گرفته است که اطلاعات فنی خودرو، مثل مصرف سوخت و هشدارهای مهم را به اطلاع راننده می‌رساند.

این خودرو، طبیعتا بدون درهای عقب طراحی شده و برای ورود به آن، خواباندن صندلی کنار راننده، اجتناب‌ناپذیر است. نکته‌ی جالب در صندلی‌های ردیف دوم، فضای مناسب سرنشینان، حتی با قدی درحدود ۱.۸ متر است که فیات ۵۰۰ را برای سفرهای کوتاه‌مدت ۴ نفر انسان بالغ، قابل قبول نشان می‌دهد. در بخش صندوق بار هم، به نسبت کلاس بدنه، می‌توان از فضایی راه‌گشا به حجم ۱۸۵ لیتر استفاده کرد، درحالیکه با خواباندن صندلی‌های عقب، گنجایش این قسمت تا ۵۵۰ لیتر افزایش می‌یابد.

 

پیشرانه و قوای فنی

طیف وسیعی از پیشرانه‌های مختلف برای فیات ۵۰۰ جدید در نظر گرفته شده است که می‌توانند علاوه بر سوخت‌های بنزین، دیزل و حتی شارژ باتری، جعبه‌دنده‌های دستی ۶ سرعته، نیمه اتوماتیک یا تمام خودکار داشته باشند. پیشرانه‌های بنزینی فیات ۵۰۰، شامل نمونه‌های ۹۰۰ سی‌سی توربوشارژ، ۱.۲ لیتر و ۱.۴ لیتر تنفس طبیعی و ۱.۴ لیتر توربوشارژ خواهد بود که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم.

مدل ۱.۲ لیتری فیات ۵۰۰ که به احتمال فراوان مهم‌ترین نمونه در ایران خواهد بود، ارزان‌ترین نسخه از این خودرو محسوب می‌شود که با حجم دقیق ۱۲۴۲ سی‌سی قابل خرید است. قدرت این نسخه، ۶۹ اسب بخار و گشتاور آن ۱۰۲ نیوتن‌متر است که از گشتاور ۳۰۰۰ دور بر دقیقه در اختیار راننده خواهد بود. مسلما نمی‌توان از این مدل انتظار شتاب بالایی داشت و زمان ۱۳ ثانیه برای رسیدن سرعت آن از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت، ثبت شده است. نهایت سرعت این خودرو، ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت و میانگین مصرف سوخت آن، ۴.۹ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود، درحالیکه در ترافیک شهری ۶.۲ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر و در بزرگراه، حدود ۴ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است.

کوچک‌ترین پیشرانه‌ی فیات ۵۰۰ دربازار جهانی، نسخه‌ی ۲ سیلندر ۰.۹ لیتر توربو  است که قدرت ۸۵ اسب بخار و گشتاور ۱۴۵ نیوتن‌متر از دور موتور ۲۰۰۰ دور بر دقیقه، تامین می‌کند. این مدل در زمانی حدود ۱۱ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌‌رسد و نهایت سرعت ۱۶۵ کیلومتر بر ساعت خواهد داشت. هرچند که آمار و ارقام این نسخه‌ی فیات ۵۰۰ هم، چندان جذاب به نظر نمی‌رسد، میانگین مصرف سوخت ۵.۲ لیتر به همراه دارد ، درحالیکه در ترافیک شهری، ۷ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر و با سرعت ثابت بزرگراه، در حدود ۴.۶ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر، مصرف بنزین خواهد داشت.

مدل ۱.۴ لیتری و تنفس طبیعی فیات ۵۰۰، بیشتر در بازار امریکا یافت می‌شود و برای این ناحیه، ارزان‌ترین نمونه به حساب می‌آید. قدرت این خودرو، ۱۰۲ اسب بخار با گشتاور ۱۳۰ نیوتن‌متر است که رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت، ظرف ۱۱.۵ ثانیه با نهایت سرعت ۱۷۵ کیلومتر بر ساعت ممکن می‌کند. میانگین مصرف سوخت این نسخه از فیات ۵۰۰، حدود ۸ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است که در ترافیک شهری به ۸.۷ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر و در بزرگراه به ۷ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر می‌رسد.

نسخه‌ی توربوشارژ و ۱.۴ لیتری فیات ۵۰۰، با توجه به قیمت بالا و هزینه‌های مربوط به گمرک و مالیات، احتمالا به کشورمان وارد نخواهد شد، اما با توجه به قدرت ۱۳۵ اسب بخار و گشتاور ۲۰۵ نیوتن‌متری آن، می‌تواند جذابیت‌های خاصی داشته باشد. این خودرو به لطف استفاده از اینترکولر، می‌تواند در زمانی نزدیک به ۸ ثانیه سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت داشته باشد، درحالیکه نهایت سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت و میانگین مصرف سوخت ۷.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد داشت.

نمونه‌ی برقی فیات ۵۰۰، در مقایسه با دیگر نسخه‌های این خودرو، جدیدتر است و می‌توان به واردات آن به ایران امیدوار بود، هرچند که حتی با تخفیفات گمرک و مالیات هم، قیمت پائینی نخواهد داشت. پیشرانه الکتریکی این مدل، ۱۱۱ اسب بخار قدرت و ۲۰۰ نیوتن‌متر گشتاور دارد که همراه باتری‌های لیتیوم به ظرفیت ۲۴ کیلووات ساعت ارائه می‌شود. رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برای فیات ۵۰۰ برقی، ۸.۵ ثانیه طول می‌‎کشد و نهایت سرعت ۱۴۰ کیلومتر بر ساعت خواهد داشت. این خودرو، با شارژ کامل باتری‌ها تا مسافت ۱۳۶ کیلومتر، حرکت می‌کند.

مدلپیشرانهقدرت (اسب بخار) زمان رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت
(ثانیه)
جعبه‌دنده
قیمت (دلار)
Fiat 500 1.2 Pop۱.۲ لیتری چهار سیلندر۶۹۱۳دستی ۶ سرعته۱۵٬۰۰۰
Fiat 500 0.9 TwinAir Pop۰.۹ لیتر دو سیلندر۸۵۱۱دستی ۶ سرعته۱۷٬۰۰۰
Fiat 500 1.4 Pop۱.۴ لیتر چهار سیلندر۱۰۲۱۱.۵دستی ۵ سرعته۱۶٬۰۰۰
Fiat 500 1.4 TwinAir Pop۱.۴ لیتری چهار سیلندر۱۳۵۸دستی ۵ سرعته۲۱٬۰۰۰
Fiat 500 e Hatchالکتریکی۱۱۱۸.۵تک سرعته۳۴,۰۰۰

 

آپشن‌های رفاهی و امکانات داخلی

صحبت از سطح آپشن‌های یک خودروی وارداتی، با توجه به تصمیمات آینده‌ی نماینده‌گی رسمی و افراد تصمیم‌گیرنده، متغییر خواهد بود. با این حال، می‌توان درباره‌ی امکانات متداول فیات ۵۰۰، نتیجه‌گیری نسبی کرد.

این خودرو در اکثر مدل‌ها، دارای رینگ‌های اسپرت ۱۵ اینچ است، هرچند که نمونه‌های فول‌آپشن با رینگ‌های ۱۶ اینچ هم وجود دارند. ۱۳ رنگ بدنه نیز، برای فیات ۵۰۰ قابل سفارش خواهد بود که شامل مدل‌های مات و متالیک می‌شود. محبوب‌ترین رنگ‌های این خودرو که احتمالا در ایران هم وجود خواهند داشت، سیاه، سفید، زرد و قرمز هستند، درحالیکه نمونه‌های دورنگ (با سقف متفاوت از بدنه‌ی اصلی) در اروپا به وفور دیده می‌شود.

آپشن‌هایی مثل استارت دکمه‌ای، آینه‌های برقی جمع‌شونده و مجهز به گرم‌کن داخلی، چراغ‌های LED روشنایی روز، مه‌شکن جلو، لاستیک‌های با پهنای ۱۸۵ میلی‌متر، نمایشگر پشت فرمان، خروجی برق ۱۲ ولت، شارژر تلفن همراه از طریق USB با امکان پخش فایل‌های صوتی و گرم‌کن شیشه‌ی عقب، در همه‌ی مدل‌های فیات ۵۰۰ دیده می‌شودند، اما امکاناتی مثل، ناوبری ماهواره‌ای، گرم‌کن داخل صندلی، رینگ‌های ۱۶ اینچ آلومینیوم با تایرهایی به عرض ۱۹۵ میلی‌متر، سانروف برقی، سیستم صوتی از برند بیتز و صندلی‌های تمام چرم، کاملا انتخابی هستند و ممکن است در نمونه‌ی مختلف، موجود نباشند.

تست تصادف و آپشن‌های ایمنی

علی‌رغم آنچه انتظار داشتیم، فیات ۵۰۰ در گروه ایمن‌ترین خودروهای اروپا قرار نمی‌گیرد. این خودرو ۳ ستاره‌ی ایمنی از تست تصادف بنیاد ایمنی خودروی اروپا (Euro NCAP) دارد

باتوجه به کوچک بودن سایز بدنه و نزدیکی سرنشینان به سپرهای خودرو، طبیعتا احتمال آسیب‌دیدگی آنها نسبت به خودروهای کلاس بزرگتر، بیشتر است. نتیجه‌ی تست تصادف موسسه‌ی ایمنی خودروی اروپا نشان می‌دهد که فیات ۵۰۰ برای سرنشین بالغ، ایمنی ۶۶ درصد در انواع برخوردها به همراه خواهد داشت، درحالی‌که این میزان برای کودکان، ۴۹ درصد خواهد بود. عابران پیاده نیز در صورت تصادف با این خودرو، ۵۳ درصد احتمال زنده‌ ماندن خواهند داشت، چراکه بسیاری از فناوری‌های مدرن ایمنی، مثل ترمز خودکار و هشدار برخورد، در فیات ۵۰۰ وجود ندارد. با این حساب، امتیاز مربوط به آپشن‌های حفاظتی این محصول، ۲۷ درصد محاسبه شده است.

از نکات مثبت فیات ۵۰۰ در بخش ایمنی، می‌توان به ۷ ایربگ اشاره کرد که شامل ۴ ایربگ استاندارد برای سر و شانه‌ی سرنشینان جلو، دو کیسه هوای پرده‌ای در قسمت عقب و یک مورد در بخش زانوی راننده می‌شود. کمربندهای ایمنی پیش‌کشنده هستند و قسمت مخصوص صندلی کودک نیز، در صندلی عقب وجود دارد. فشار باد لاستیک‌ها به طور لحظه‌ای قابل مشاهده است و در هنگام پنچری یا ایراد فنی، به راننده هشدار خواهد داد. درصورت خرید نسخه‌ای از فیات ۵۰۰ که نمایشگر لمسی و دوربین عقب داشته باشد، سیستم کمکی پارک با علائم هشداردهنده‌ی گرافیکی، قابل استفاده خواهد بود.

آزمون رانندگی و کیفیت سواری

همان‌طور که پیشتر اشاره شد، فیات ۵۰۰ یک خودروی شهری جمع و جور است. با این اوصاف، نباید توقع راحتی و فضای زیاد یک مدل سدان و خانوادگی را برآورده کند. این محصول، در مقایسه با دیگر خودروهای هم‌کلاس خود، از فضای داخلی بسیار خوب و قابل قبولی بهره‌مند است که استفاده‌ی روزانه از آنرا لذت‌بخش خواهد کرد.

رانندگی با فیات ۵۰۰، خصوصا برای خانم‌هایی که علاقه‌مند این سبک خودروها هستند، تجربه‌ی خوبی خواهد بود، چراکه به لطف ستون‌های باریک در قسمت جلو، دید بسیار خوبی به اطراف فراهم می‌شود و حتی در نبود دوربین عقب نیز، به‌راحتی آنرا پارک کرد. ارتفاع صندلی‌ فیات ۵۰۰ در ردیف جلو، نسبتا زیاد است و این موضوع، با توجه به کوتاه‌ بودن درپوش موتور، تسلط راننده به جاده را افزایش می‌دهد.

شتاب‌گیری فیات ۵۰۰ با توجه به اطلاعات فنی به دست آمده از آن، چندان هیجان‌انگیز و جوان‌پسند نیست. هرچند که امکان خرید نمونه‌های توربوشارژ و قدرتمند این خودرو در بازار جهانی وجود دارد، بعید است با توجه به قیمت نهائی و شرایط رقابت در ایران، شاهد واردات نمونه‌های اسپرت با آپشن‌های آبارت باشیم. با این حساب، نسخه‌ی ۱.۲ لیتری با زمان ۱۳ ثانیه در رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت یا در بهترین حالت، نمونه‌ی توربوشارژ ۹۰۰ سی‌سی که پس از ۱۱ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد، تنها گزینه‌های قابل انتخاب خواهند بود.

سواری و فرمان‌پذیری فیات ۵۰۰، رضایت‌بخش است و خصوصا در رانندگی کوتاه‌مدت شهری، پاسخ‌گوی نیازهای کاربران خواهد بود. نوع طراحی صندلی‌ها، نسبتا راحت و قابل قبول ارزیابی می‌شود، اما در هنگام مانورهای تیز و چرخش‌های سریع خودرو، حالت اسپرت ندارند و بدن سرنشینان را ثابت نگه نمی‌دارند.

در مجموع، با توجه به سبک طراحی و آپشن‌های فیات ۵۰۰ که حتی در نمونه‌ی فول‌آپشن هم نسبتا پائین است، نباید انتظاراتی فراتر از یک محصول میان‌رده از این خودرو داشت، هرچند که فنربندی و سیستم تعلیق مدرن، در کنار پیشرانه‌ی کم‌مصرف و کابین کم‌صدا، می‌تواند جذابیت زیادی برای خریداران فیات ۵۰۰ داشته باشد.

قیمت نهائی و مقایسه با رقبا

حتما متوجه شده‌اید که حتی در سطح جهانی هم، نمونه‌ی استاندارد فیات ۵۰۰ یک خودروی ارزان قیمت به حساب نمی‌آید. با توجه به‌ اینکه نسخه‌ی پایه با پیشرانه‌ی ۱.۲ لیتری، جعبه‌دنده‌ی دستی، بدون نمایشگر و آپشن‌های مهم، حدود ۱۵ هزار دلار در بازار جهانی قیمت دارد، نمی‌توان نمونه‌ی وارد شده به ایران را، ارزان‌تر از ۱۱۰ میلیون تومان تصور کرد.

از نظر کلاس بدنه، میتسوبیشی میراژ، مزدا ۲ و هیوندای i10 رقبای فیات ۵۰۰ محسوب می‌شوند، درحالیکه اختلاف قیمت زیادی با این خودرو دارند و بیش از ۲۰ درصد، ارزان‌تر هستند. در کلاس قیمتی فیات ۵۰۰ هم، محصولات شناخته شده‌ای همچون مزدا ۳ دیده می‌شوند که مسلما برای خریدار ایرانی، جذابیت بیشتری دارند.

قدرتمندترین نسخه‌ی فیات ۵۰۰، با پیشرانه توربوشارژ ۱.۴ لیتری، در صورت ورود به ایران، آستانه‌ی قیمت ۱۵۰ میلیون تومان خواهد داشت که هرچند از نظر توانایی‌های فنی، جالب توجه به نظر می‌رسد، گزینه‌ی مناسبی برای واردات به ایران نخواهد بود و به فراموشی، سپرده خواهد شد.

در جدول زیر، فهرستی از رقیبان احتمالی فیات ۵۰۰ در بازار کشورمان را مشاهده می‌کنید.

مشخصات فنی / مدل خودروفیات ۵۰۰هیوندا i30کیا ریوتویوتا یاریسآلفارومئو جولیتامزدا ۳ام‌جی ۳رنو اسکالا ۱۶۰۰
تعداد سیلندر۴۴۴۴۴۴۴۴
حجم موتور (سی‌سی)۱۲۴۲۱۸۰۰۱۴۰۰۱۵۰۰۱۳۶۸۲۰۰۰۱۵۰۰۱۶۰۰
حداکثر توان (اسب بخار)۶۹۱۴۵۱۰۹۱۰۶۱۷۰۱۴۵۱۰۷۱۱۵
حداکثر گشتاور (نیوتن‌متر)۱۰۲۱۷۵۱۳۷۱۴۰۲۴۸۱۸۷۱۳۵۱۵۵
زمان صفر تا صد (به ثانیه)۱۳۹.۵۱۲.۵۱۰.۵۷.۵۹۱۰.۵۱۱.۵
نهایت سرعت (کیلومتر بر ساعت)۱۶۰۲۰۰۱۸۰۱۷۵۲۱۵۲۱۵۱۷۰۱۹۵
مصرف سوخت ترکیبی (L/100 Km)۴.۹۷.۵۶.۴۷.۱۵.۷۷.۵۶.۵۶.۸
جعبه دنده۶ سرعته دستی یا خودکار۶ سرعته خودکار۴ سرعته خودکار۴ سرعته خودکار۶ سرعته خودکار دو کلاچ۶ سرعته   خودکار۶ سرعته خودکارCVT
حجم باک بنزین۵۰۵۰۴۳۴۲۶۰۵۵۵۰۵۵
وزن (کیلوگرم)۹۰۰۱۴۰۰۱۱۷۰۱۰۹۰۱۳۱۰۱۳۴۲۱۱۲۰۱۳۰۰
قیمت (میلیون تومان)۱۱۰*۱۳۰*۱۰۸۱۲۵۱۷۰۱۱۸۷۰۱۰۵

*قیمت تخمینی با توجه به قیمت جهانی و محصولات هم‌رده در ایران

[ad_2]

لینک منبع

مقایسه شاسی بلند مزدا CX-5 Max با نیسان X-Trail ST

[ad_1]

باید اعتراف کرد که هیچ بخشی از بازار خودرو، امروزه به اندازه کراس اور ها دارای محبوبیت نیست، به گونه ای که عملا تمامی معیارهای خرید یک خودرو را به نسبت ۱۰ سال قبل دگرگون شده است.

این مورد در بازار خودرویی ما با توجه به تمامی محدودیت ها دیده می شود و شاهد رقابت به نسبت سنگین در این سگمنت هستیم. به همین منظور بر آن شدیم تا به بررسی و مقایسه محصولات دو برند پر اعتبار ژاپنی بپردازیم.

نیسان با مدل ایکس تریل چند وقتی است که در بازار ما حضور دارد در مقابل اما مزدا پس از دوران پسا برجام برنامه خود را تنها به مونتاژ نسل قدیم مزدا ۳ توسط گروه بهمن خودرو محدود کرده و هنوز مشخص نیست که برنامه این شرکت برای حضور در بازار ایران به چه صورت دنبال خواهد شد.

مدل های مورد بررسی قرار گرفته نسخه های تک محوره هستند و از این لحاظ مقرون به صرفه ترین نسخه های موجود از این دو خودرو هستند. در ادامه با ما همراه باشید تا ببینیم فرزندان بلند قامت ژاپنی چه چیزهایی در چنته دارند و کدام یک از این ها سر بلند از میدان خارج خواهند شد.

قیمت و تجهیزات

ایکس تریل حاضر در تست نسخه شماره ۲ یعنی مدل ۲۰۱۷ است. ۳۰،۴۹۰ دلار استرالیا بهای نیسان بدون مالیات است و مزدا تنها ۲۰۰ دلار قیمت بیشتری دارد.

تجهیزات زیر به صورت مشترک در هر دو دیده می شود:

۶ ایربگ، ترمز اضطراری، دوربین دید عقب، کروز کنترل، تهویه مطبوع دستی، استارت دکمه ای و بلوتوث/USB. علاوه بر موارد بالا نیسان مجهز به چراغ روز، دریچه تهویه سرنشینان عقب، سیستم هشدار برخورد از جلو نیز است.

مزدا از صفحه نمایش اطلاعات و سرگرمی بزرگ تر ۷ اینچ در مقابل ۵ اینچ نیسان بهره می برد. رادیو دیجیتالی، چراغ های LED، هشدار ترافیک و برخورد از عقب و مانیتور نقاط کور علاوه بر موارد گفته شده برخوردار است.

همچنین مزدا با یک آپشن ۱۴۰۰ دلاری چرخ های آلیاژِی مشکی و گزینه ۷۰۲ دلاری ناوبری ماهواره ای و خروجی SD کارت ارائه می شود.

قوای محرکه

هر دو خودرو با قوای محرکه شهری تر محور متحرک جلو در این مقایسه حاضر شده اند و اگر مدل های چهارچرخ متحرک آن ها طلب می کنید باید بودجه بیشتری معادل ۲ هزار دلار برای نیسان و ۳ هزار دلار برای مزدا کنار بگذارید.

مزدا از موتور کوچک تر ۲ لیتری با قدرت ۱۵۳ اسب بخار در دور ۶۰۰۰ و گشتاور ۲۰۰ نیوتن متری در دور ۴۰۰۰ بهره می برد. این موتور به جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک به همراه سیستم مبدل گشتاور مجهز شده است.

نیسان اما از موتور به نسبت قدیمی اما اثبات شده خود یعنی موتور ۲٫۵ لیتری ۱۶۹ اسب بخاری و گشتاور ۲۲۶ نیوتن متری که به ترتیب در دور ۶۰۰۰ و ۴۴۰۰ به حداکثر میزان خود می رسند، بهره گرفته است. این موتور به جعبه دنده با راندمان کاری بالای CVT مجهز شده است.

مزدا با این که قدرت کمتری دارد و همینطور در حدود ۳۲ کیلوگرم وزن بیشتری دارد اما موتور آن به نرمی دور می خورد و جعبه دنده بسیار خوب آن اجازه می دهد تا حداکثر کشش موجود موتور را استفاده کنید.

موتور نیسان اما بیشتر شخصیتی قدرتی دارد تا سرعتی و جعبه دنده CVT نیز با آن صدای مشهور خود عملکرد خوبی در حین تخته کردن پدال گاز از خود نشان نمی دهد و کمی خسته کننده به نظر می رسد.

مصرف سوخت این دو نیز در تست های ما رقم ۷٫۹ لیتر برای مزدا و ۹٫۴ لیتر برای نیسان را نشان می دهد که حکایت از تکنولوژی جدیدتر برای موتور مزدا دارد با این که به دلیل حجم پایین تر موتور مزدا شرایط کاری سخت تری دارد.

بر روی کاغذ نیسان می تواند برنده این بخش باشد اما در واقعیت قوای محرکه مزدا می تواند دلچسب تر از نیسان با لحاظ کردن تمامی موارد بالا باشد.

فضای داخلی

تغییرات اتاق ایکس تریل در مدل جدید محدود به طرح جدید فرمان و اهرم تعویض دنده، طرح جدید دریچه تهویه و استفاده از پلاستیک نرم در بخش کنسول کنار دست راننده در نقش تکیه گاه آرنج، می شود.

نکته مهم ارگونومی بسیار خوبی است که کار تمامی سرنشیان را راحت می کند. ارتفاع زیاد صندلی ها نیز دید بسیار خوبی به ارمغان آورده است.

از نقاط ضعف اتاق نیز می توان به صفحه نمایش ۵ اینچی با دکمه های فراوان یاد کرد که کاملا مربوط به خودروهای نسل گذشته است. همینطور ترمز پارک پایی و دوربین دید عقب بسیار کوچک از دیگر موارد قابل بیان است.

نسل جدید مزدا به راحتی در بخش طراحی اتاق، نیسان را شکست می دهد. طراحی صفحه نمایش لمسی در کنار سیستم کنترل کننده گرد که شبیه به محصولات بی ام و است و استفاده از دکمه ها و کلید ها با کیفیت و حس لمس بسیار خوب در کنار ترمز پارک الکتریکی از مواردی است که مزدا را در مقابل نیسان قرار می دهد.

حتی در مدل های با تجهیزات پایین نیز مزدا یک خودروی خوش استایل به نظر می رسد و حتی سیستم صوتی بهتر و خروجی های USB بیشتری به نسبت نیسان دارد.

در مقابل اما صندلی های عقب نیسان قابلیت جا به جایی بر روی ریل را دارند و فضای سر و زانوی آن بیشتر از CX-5 است که به نسبت این کلاس فضای کمتری برای سرنشینان عقب فراهم می کند با این که صندلی های بسیار عالی و راحتی دارد و موقعیت دستگیره در آن نیز بهتر است.

تنها ۵ mm اختلاف در فاصله محورهای بین این دو خودرو وجود دارد اما مزدا اهمیت بیشتری به بحث طراحی داده و نیسان هم سعی کرده تا اصول و قواعد را به بهترین شکل ارائه کند.

فضای صندوق نیسان نیز ۵۶۵ لیتر به همراه ۵ صندلی است که این رقم در مزدا معادل ۴۴۲ لیتر است.

در این بخش نیسان به دلیل ارائه فضای بیشتر با قابلیت تطابق پذیری بهتر با توجه به معیارهای ما از یک اتاق جادار عنوان برنده را از آن خود می کند.

سواری و هندلینگ

مهم ترین مواردی که در این بخش به دنبال آن هستیم بیشترین آرامش و راحتی در کنار هندلینگ قابل پیشبینی و ایمن است.

هر دو خودرو از تعلیق مستقل در عقب خودرو بهره می برند و لاستیک های آن ها هم ۲۲۵/۶۵ است که بر روی چرخ های ۱۷ اینچی سوار شده اند.

نیسان نمی تواند به عنوان یک معیار در بخش دینامیک سواری عرض اندام کند، اما تعلیق به نسبت نرمی دارد و کوبش های دست اندازها را به خوبی جذب می کند و به سرعت وارد مرحله ریکاوری پس از کوبش می شود. در حالی که کمی بادی رول در بدنه وجود دارد، نیازی به تقلا کردن در آن مشاهده نمی شود.

همچنین ارتفاع بیشتر آن(۱۷ mm) به نسبت مزدا قابلیت های خارج جاده ای بهتری را به آن خواهد بخشید که در برنامه این مقایسه ما قرار ندارد.

جعبه فرمان الکتریکی بسیار سبک کار را در شرایط شهری آسان می کند اما اگر کمی وزن بیشتری در سرعت های بالا به آن اضافه می شد می توانست عملکرد رضایت بخش تری را از خود به نمایش بگذارد.

نیسان با استفاده از موادی در بخش عایق کاری کابین که به پاک سازی کابین از سر و صدای اضافی می پردازد آرامش را به سرنشینان تقدیم می کند و سیستم brake torque-vectoring کم فرمانی را به حداقل خود می رساند.

مزدا با توجه به سابقه خود سواری دقیق تری را ارائه می کند و حس و حال فرمان بهتری به نسبت نیسان دارد و به مقدار کمی سواری سفت تری دارد تا بدنه خودرو را کنترل کند، بدون این که حس ترس و واهمه به سرنشینان منتقل شود.

مزدا در این نسل گام های بسیار خوبی در سرکوب سر و صدای اضافی به داخل کابین را برداشته و سیستم G-Vectoring نیز سواری بسیار دقیقی بر سر پیچ ها ارائه می دهد، این تکنولوژی با قطع کردن نیروی ترمزی موتور چرخ داخل پیچ این اجازه را به راننده می دهد تا فرمان دهی دقیق تری داشته باشد.

واضح به نظر می رسد که مزدا لذت رانندگی بیشتری را عرضه می کند. فرمان نیسان برای رانندگی شهری بسیار مناسب است و همینطور دید رو به بیرون و حذف صدای های وارده به کابین (معیارNVH) خودرویی خانوادگی تر از آن ساخته است.

در هر صورت برنده ای را نمی توان در این بخش اعلام کرد و این موارد کاملا به سلیقه و نیازهای خریدار باز می گردد، البته اگر مبنای استفاده بر روی سطوح ناهموار و جاده های پر دست انداز باشد به نظر می رسد که برتری از آن نیسان خواهد بود، در حالی که مزدا بیشتر مناسب رانندگی در مسیرهای با کیفیت و کم چالش است.

نتیجه گیری

مزدا CX-5 Maxx با توجه به طراحی هیجان انگیز تر، سواری به نسبت جذاب تر و اتاق با طراحی و حس و حال مدرن و همینطور چند بسته ایمنی پیشرفته، می تواند مخاطبان بسیاری را به سمت خود بکشد.

نیسان اما با بهره گیری از فضای بیشتر اتاق، ویژگی های منحصر به فرد خود، مصرف سوخت بیشتر با توجه به پیشرانه قوی تر و همینطور گزینه انتخابی مدل ۷ صندلی می تواند به انتخابی منطقی تر برای استفاده های خانوادگی مبدل شود و مشتریان مسن تری را به سوی خود جلب کند.

[ad_2]

لینک منبع

مقایسه هیوندای النترا و مزدا ۳ کدام ارزش خرید بیشتری دارد؟

[ad_1]

مزدا ۳ و هیوندای النترا ، هر دو سابقه طولانی در کشورمان داشته و از محبوبیت بسیاری برخوردارند و به همین دلیل قصد داریم مقایسه‌ای میان این دو خودرو انجام دهیم.

مزدا ۳ (Mazda 3) در واقع خودروی جایگزین مزدا ۳۲۳ بود و پیشینه آن به سال ۱۹۶۳ میلادی بازمی‌گردد. در اکتبر سال ۲۰۰۳ میلادی یعنی حدود ۱۴ سال پیش، اولین نسل از مزدا ۳ در ژاپن رونمایی شد. این خودروی کامپکت ژاپنی در دو نسخه سدان و هاچ بک تولید شد و تولید آن تا سال ۲۰۰۹ نیز ادامه داشت. البته تا سال ۲۰۱۰ در ایران، تا سال ۲۰۱۳ در چین و تا سال ۲۰۱۴ در کلمبیا، همچنان شاهد ادامه تولید این خودرو بودیم.

نسل دوم مزدا ۳ در سال ۲۰۰۸ به صورت رسمی رونمایی شد و تا سال ۲۰۱۳ در خط تولید این خودروساز مطرح ژاپنی قرار داشت. در ژوئن ۲۰۱۳ نوبت به نسل سوم یا نسل فعلی این سدان محبوب رسید. نسل سوم مزدا ۳ نیز در دو نسخه سدان و هاچ بک تولید می‌شود و طراحی آن بر اساس زبان طراحی جدید مزدا به نام Kodo انجام می‌شد. Kodo اولین بار در نسل سوم مزدا ۶ و نسل اول کراس اوور مزدا CX-5 معرفی شده بود.

نسل سوم مزدا ۳ در سال ۲۰۱۷ نیز دچار فیس لیفت شد و تغییرات جزئی در آن صورت گرفت. این خودرو به همراه پدر اصلی‌اش یعنی مزدا ۳۲۳، پیشینه خوبی در بازار ایران دارد و از محبوبیت بسیار خوبی نزد مشتریان ایرانی برخوردار است. نسل‌های هفتم و هشتم مزدا ۳۲۳ و نسل اول و دوم مزدا ۳ توسط گروه بهمن در ایران تولید شد و با وجود معرفی نسل سوم مدل ۳، همچنان تولید نسل قبلی آن در ایران ادامه دارد.

نسل سوم این سدان ژاپنی با پیشرانه‌های دیزلی و بنزینی از سری موتورهای اسکای اکتیو عرضه می‌شود. ما در این مقایسه، پیشرانه ۲ لیتری ۴ سیلندر بنزینی تنفس طبیعی را در نظر گرفته‌ایم که قدرت ۱۵۵ اسب بخار و گشتاور ۲۰۳ نیوتن متر را ارائه می‌دهد. این میزان قدرت توسط گیربکس ۶ سرعته دستی یا ۶ سرعته اتوماتیک به چرخ‌های جلو منتقل می‌شود.

در سوی دیگر، هیوندای النترا (Hyundai Elantra) اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط این خودروساز کره‌ای معرفی شد. برای ساخت این مدل از پلتفرم میتسوبیشی استفاده شده بود و تولید آن تا ۵ سال بعد ادامه داشت. سپس نسل دوم این خودرو رونمایی شد که در برخی بازارها با نام آوانته نیز شناخته می‌شد.

نسل‌های بعدی، یکی پس از دیگر به بازار آمدند تا این که نوبت به نسل کنونی یا نسل ششم النترا رسید. این نسل از سدان کره‌ای در سال ۲۰۱۵ معرفی شد. همچنین نسخه کوپه النترا نیز به همراه نسل پنجم خودرو برای اولین بار در خط تولید قرار گرفت اما در نسل‌های فعلی دیگر خبری از نسخه کوپه نیست و تنها شاهد تولید سدان Elantra هستیم.

هیوندای النترا نیز مانند مزدا ۳ دارای سابقه خوب و پرباری در بازار ایران است و تقریبا تمام نسل‌های آن به جز نسل چهارم، در خیابان‌های کشورمان حاضر شدند. نسل اول و دوم النترا به صورت وارداتی به ایران آمد و کرمان موتور، نسل سوم آن را به صورت مونتاژی و با نام آوانته عرضه کرد. پس از قطع همکاری کرمان موتور و وقفه چند ساله‌ای که به وجود آمد، نسل پنجم این سدان کره‌ای به صورت وارداتی توسط آسان موتور وارد بازار ایران شد.

حالا با امضای قرارداد مجدد کرمان موتور و هیوندای کره جنوبی، شاهد قدرت‌نمایی نسل ششم النترا در بازار ایران هستیم. این خودرو نیز مانند رقیب ژاپنی خود با طیف متنوعی از پیشرانه‌ها وارد بازار جهانی شده که ما در اینجا همان نسخه‌ای که در ایران هم عرضه می‌شود یعنی نسخه ۲ لیتری ۴ سیلندر بنزینی تنفس طبیعی را با مزدا ۳ مقایسه کرده‌ایم. قدرت خروجی این پیشرانه ۱۴۷ اسب بخار و گشتاور آن ۱۸۰ نیوتن متر اعلام شده است. در پایان، جدول مشخصات این دو سدان مطرح و محبوب را مشاهده می‌کنید:

مقایسه مشخصات مزدا ۳ و هیوندای النترا

خودرومزدا ۳هیوندای النترا
پیشرانه۲ لیتری ۴ سیلندر تنفس طبیعی۲ لیتری ۴ سیلندر تنفس طبیعی
قدرت۱۵۵ اسب بخار۱۴۷ اسب بخار
گشتاور۲۰۳ نیوتن متر۱۸۰ نیوتن متر
گیربکس۶ سرعته اتوماتیک۶ سرعته اتوماتیک
محور محرکجلوجلو
شتاب صفر تا صد کیلومتر بر ساعت۸ ثانیه۸٫۳ ثانیه
حداکثر سرعت۲۱۲ کیلومتر بر ساعت۱۹۶ کیلومتر بر ساعت
مصرف سوخت ترکیبی۶٫۹ لیتر در هر صد کیلومتر۷٫۳ لیتر در هر صد کیلومتر
وزن۱۳۳۱ کیلوگرم۱۳۲۱ کیلوگرم
طول خودرو۴٫۵۸ متر۴٫۵۷ متر
فاصله محوری۲٫۷ متر۲٫۷ متر
ظرفیت صندوق بار۳۴۰ لیتر۳۹۵ لیتر
قیمت پایه۱۸ هزار و ۷۲۰ دلار۱۷ هزار و ۹۸۵ دلار

[ad_2]

لینک منبع

تست رانندگی و مسافرت شاسی بلند بی وای دی BYD S6

[ad_1]

اخیرا شرکت خودروسازی کارمانیا سفری یک روزه را برای برخی از خودرو نویسان ترتیب داد تا با BYD S6 از تهران به سمت پلور حرکت کرده و توانایی های جاده ای آن را بسنجند.

همچنین برنامه سفر به گونه ای چیده شده بود که پس از رسیدن به پلور، در منطقه دشت لار با توجه به شرایط منطقه‌ ای، تست آفرود و رانندگی در شرایط سخت خارج از جاده نیز انجام شود.

حرکت از دفتر مرکزی شرکت واقع در کیلومتر ۱۶ جاده مخصوص تهران کرج آغاز شد و پس از گذارندن خیابان ‌ها و بزرگراه‌ های شلوغ تهران، وارد آزادراه پردیس و سپس جاده هراز شدیم.

طراحی ساده و بی آلایش با ظاهری قدیمی

زمانی که این خودرو برای اولین ‌بار معرفی شد بسیاری آن‌ را نسخه کپی برداری شده از لکسوس RX نسل دوم که با کد XU30 شناخته می‌ شد، می ‌دانستند.

اما جالب است بدانید که کمپانی بی ‌وای ‌دی طی قراردادی طرح کلی این خودرو را از کمپانی تویوتا – لکسوس ژاپن خریداری کرده است و بی ‌وای ‌دی اس ۶ را بر مبنای آن طراحی و ساخته است.

پس شاید همین موضوع دلیل خوبی برای ظاهر به نسبت قدیمی این خودرو باشد، چرا که این طرح مربوط به سال‌ ۲۰۰۳ میلادی بوده و در آن خبری از المان‌ های طراحی بروز مربوط به سال ۲۰۱۷ نیست. با این حال وقتی به طور دقیق و ریزبینانه به اس۶ نگاه می ‌کنیم متوجه می‌ شویم که سادگی طراحی این خودرو بیش از آن‌که خسته‌ کننده به نظر برسد، کارآمد بوده. به گونه‌ ای بوده که این طرح موجب می ‌شود پس از مدت زمانی طولانی اصالت خود را حفظ کند.

در نمای جلو شاهد چراغ‌هایی کشیده با طرحی ساده رو به‌ رو هستیم که از دو بخش مجزا تشکیل شده است، همچنین جلوپنجره ‌ای که از جنس کروم بوده در مرکز خودنمایی می ‌کند. سپر بزرگ و حجیمی که بخش وسیعی از نمای جلو را تشکیل داده در میان خود دو چراغ مه‌ شکن و یک ورودی هوای نسبتا کوچک را جای داده است.

البته نکته قابل توجه ارتفاع مناسب آن از سطح زمین بوده که به اصطلاح زاویه ورود خوبی را برای این کراس‌ اوور پدید آورده است. نمای جانبی آن جایی است که بیش از جلو شباهت این خودرو را با لکسوس RX نسل دوم نمایان می ‌کند.

همچنین قسمت عقب نیز به دلیل بکار بردن از چراغ ‌های بزرگ و بیضی شکل، خیلی شبیه به لکسوس RX است. بکار بردن دستگیره استیل روی در صندوق تا حدودی سادگی طراحی نمای عقب را پوشانده است. همچنین سپر کوتاه عقب یکی دیگر از نکات مثبتی است که توانایی خارج از جاده این خودرو را افزایش داده است. نصب دیفیوزر پلاستیکی مشکی رنگ روی سپر عقب علاوه ‌بر زیبایی، ظاهری اسپرت ‌تر را برای اس ۶ به ارمغان آورده است.

فضای و امکانات رفاهی BYD S6

زمانی که در خودرو را باز می‌ کنیم و وارد کابین می‌ شویم، ناخودآگاه بار دیگر یاد لکسوس RX می‌افتیم، زیرا صندلی ‌ها، داشبورد و محل قرارگیری اهرم تعویض دنده دقیقا مشابه آن بوده. اما نکته قابل توجه فضای بزرگ و کافی کابین بوده که به لطف ابعاد بزرگ بدنه و فاصله کافی بین دو محور ایجاد شده است.

فرم کلی داشبورد به گونه ‌ای است که از یک طرح به نسبت ساده پیروی کرده که البته برای کاربر تا حدی خوشایند است. چرا که بسیاری از خریداران از شلوغ بودن داشبورد و ادوات نصب شده روی آن رضایت نداشته و معتقدند که استفاده از امکانات آن ممکن است هنگام رانندگی موجب سردرگمی آن‌ها شود.

تریم داخلی بی ‌وای ‌دی اس ۶ به دو صورت عرضه می ‌شود که یکی شامل تودوزی مشکی رنگ بوده و دیگری دارای تودوزی دورنگ مشکی و طوسی روشن است. اما نکته ‌ای که ممکن است در همان لحظه اول توجه را به خود جلب کند، کیفیت خوب و قابل قبول متریال مصرفی در این خودروست که در مقایسه با سایر چینی ‌های موجود در بازار، در موقعیت بهتری قرار دارد. وجود زیر آرنجی روی صندلی راننده، یکی دیگر از میراثی است که از لکسوس RX به بی‌ وای ‌دی اس ۶ رسیده است.

بی وای دی اس ۶ از نظر امکانات رفاهی در سطح قابل قبولی به ‌سر می ‌برد، برای مثال می توان به دوربین دنده عقب و زیر آینه شاگرد، تهویه دوگانه اتوماتیک، مانیتور ۷ اینچی، سیستم رهیاب، پخش صوتی با هشت بلندگو، سانروف، سنسور پارک جلو و عقب، دی‌ لایت، صندلی برقی، کروز کنترل، آینه تاشوی برقی، آینه کرومیک، قطب‌ نما، سنسور نور، استارت دکمه و.. اشاره کرد، مجموع این موارد باعث شده اند که سطح امکانات رفاهی این خودرو در جایگاه مناسبی باشد.

سیستم ‌های ایمنی مانند شش محفظه کیسه هوا، ترمزهای دیسکی با ABS، EBD و BOS و… نیز بخشی دیگر از تجهیزات بی وای دی S6 را شامل می شوند.

تجربه رانندگی با بی وای دی S6

با وجود روشن بودن کولر در بیشتر مسیر و ترافیک سنگین در قسمت ‌های از شهر تهران، مصرف سوخت این شاسی ‌بلند نسبتا بزرگ در حدود ۱۰٫۵ لیتر بود که باتوجه به اندازه و وزن خودرو عدد نسبتا معقولی به نظر می‌رسد. همچنین عملکرد خوب کولر یکی دیگر از نکات مثبتی است که در این تست نمایان شد.

پس از رسیدن به دشت لار و محدوده سد لار، اقدام به برگزاری تست ‌های آفرودی کردیم، که نتیجه کار تا حدودی دور از انتظار بود. سواری نرم و بی ‌صدا یکی از مشخصه‌ های اصلی اس ۶ بوده که به هنگام رانندگی با سرعت ‌های بالا در جاده خاکی و روی سنگ‌ریزه‌ ها به خوبی نمایان می‌ شود.

البته که این نرمی اتاق تا حدی مدیون لاستیک‌های بزرگ و رینگ ۱۷ اینجی S6 است. مسیر تست ما به شکلی تعیین شده بود که پیش از این تجربه رانندگی با دو خودرو رقیب S6 را در آنجا داشتیم که این روزها به عنوان یکی از پرفروش ترین کراس ‌اوورهای چینی بازار شناخته می ‌شوند.

به واقع می‌توان گفت که کیفیت سواری و میزان صدای کابین به مراتب بهتر از سایر رقبای چینی نظیر جک S5 و چری تیگو ۵ بود. همچنین انعطاف بالای سیستم تعلیق S6 باعث می‌شد تا در هنگام عبور از چاله‌های بزرگ، اصطکاک چرخ‌ های خودرو با سطح زمین حفظ شود.

زمانی که اقدام به صعود از یک تپه با شیب نسبتا تند کردیم، متوجه شدیم موتور چهار سیلندر ۲٫۴ لیتری با توان ۱۶۰ اسب ‌بخار، کشش نسبتا خوبی دارد و از پس گذر از مسیرهای پر شیب بر می آید، همچنین هماهنگی خوب جعبه‌ دنده ۶ سرعته دو کلاچه با موتور یکی از مزایای بی ‌وای ‌دی اس ۶ بوده که این موضوع در اکثر خودرو های چینی کمتر دیده شده است.

در پایان باید اشاره کرد که اگر بی ‌وای‌ دی اس ۶ مجهز به سیستم چهارچرخ متحرک بود، می توانست گزینه بسیار مناسبی برای آفرود و سفرهای طبیعت‌ گردی باشد. چرا که با وجود سپرهای کوتاه و زاویه ورود و خروج مناسب به خوبی از پس موانع و ناهمواری ‌های پیش روی بر می ‌آید.

نتیجه گیری نهایی

در پایان تست به این نتیجه رسیدیم که بی وای دی اس ۶ از نظر کیفیت سواری نسبت رقبای خود در کلاس کراس اوور هایی با حدود یکصد میلیون تومان قیمت برتری هایی دارد.

همچنین دقت مونتاژ شرکت خودروسازی کارمانیا برای این خودرو خوب و مناسب است و در سفر به نسبت سخت ما کم‌ ترین صدای مزاحمی به اتاق نفوذ می ‌کرد.

[ad_2]

لینک منبع

نقد و بررسی تخصصی گوشی سامسونگ گلکسی J5 Pro

[ad_1]

معمولاً عادت داریم پسوند Pro را در محصولات گران قیمت و رده بالای بازار ببینیم، اما سامسونگ اعتقاد دارد حتی یک موبایل اقتصادی هم می تواند با اضافه شدن لغت Pro به میان رده تبدیل شود.

شرکت کره ای برای این منظور اخیراً مدل ارتقاء یافته از موبایل های سری Galaxy J را در برخی بازارهای آسیا معرفی کرده است، از جمله J5 Pro که نسخه قوی تری از (Galaxy J5 (2017 به حساب می آید.

سامسونگ در حقیقت موبایل جدید را برای کاربرانی عرضه می کند که به پرداخت هزینه سنگین برای تلفن هوشمند تمایلی ندارند اما در عین حال سخت افزار عموماً ضعیف موبایل های اقتصادی هم نیاز آنها را براورده نمی کند.

اگر شما هم از چنین کاربرانی هستید، با بررسی شهر ای تی از Galaxy J5 Pro همراه باشید تا ببینیم میان رده ۹۰۰ هزار تومانی شرکت کره ای با چه ویژگی هایی به این بازار نه چندان آسان قدم گذاشته است.

طراحی

موبایل های سری J سامسونگ محصولاتی پلاستیکی و نه چندان زیبا بودند که شرکت کره ای در سال ۲۰۱۷ با دگرگون کردن طراحی این محصولات، فاصله ظاهری آنها را با میان رده های سری A از جمله A5 2017 کمتر کرد.

حالا «جی ۵ پرو» هم از نظر طراحی ظاهری هیچ تفاوتی با J5 مدل ۲۰۱۷ ندارد. بدنه آلومینیومی دستگاه از استحکام مناسبی برخوردار است و لبه های بدنه خمیده ساخته شده که به خوبی در دست کاربر جای می گیرد.

این موضوع در کنار ابعاد ۵.۲ اینچی، ارگونومی بسیار مناسبی برای «جی ۵ پرو» فراهم کرده و هر چقدر هم که دست و انگشتان شما کوچک باشند، با آسودگی می توانید از محصول اقتصادی سامسونگ استفاده کنید.

به لطف طراحی ساده پشت بدنه، ظاهر دستگاه می تواند برای هر نوع سلیقه قابل قبول باشد، هرچند وجود دو خط پلاستیکی در بالا و پایین بدنه که احتمالاً مربوط به تجهیزات ارتباطی دستگاه هستند، تا حدی زیبایی بدنه را تحت تاثیر قرار داده است.

بیرون زدگی لنز دوربین در موبایل های اقتصادی مرسوم نیست. لنز «جی ۵ پرو» هم اندکی به سمت داخل فرورفتگی دارد و یک نوار بیضی شکل اطراف آن را گرفته که جذابیت بدنه را بیشتر می کند.

«جی ۵ پرو» ۸ میلی متر ضخامت دارد، یعنی نیم میلی متر کمتر از رقیبی مثل Redmi Note 4X و نزدیک به یک میلی متر بیشتر از هوآوی پی ۱۰ لایت.

روی بدنه شیشه ۲٫۵D قرار دارد و به لطف لبه های خمیده جلوه زیبایی به نمای روبروی دستگاه بخشیده است، هرچند با توجه به عدم شفاف سازی شرکت سازنده مشخص نیست میزان استحکام و مقاومت این بخش در برابر ضربه چگونه خواهد بود.

مقدار حاشیه های اطراف نمایشگر مناسب است و ۷۱ درصد از نمای روبروی «جی ۵ پرو» را صفحه نمایش تشکیل داده که در این بخش از بازار رقم کاملاً مرسومی به حساب می آید.

در پایین بدنه دکمه هوم بیضی شکل همیشگی سامسونگ قرار گرفته که حسگر اثر انگشت را هم در خود دارد. ۲ طرف آن دکمه های لمسی ناوبری اندروید به چشم می خورند که البته به چراغ مجهز نیستند.

اسپیکر مثل محصولات سری J سال ۲۰۱۷ در بخش بالای سمت راست بدنه واقع شده و کمی پایین تر دکمه خاموش و روشن کردن دستگاه قرار دارد. دکمه های مربوط به صدا هم در سمت دیگر هستند و بخش پایین آنها ۲ درگاه برای کارت حافظه و ۲ سیم کارت به چشم می خورند.

خوشبختانه در این محصول هم مثل J5 2017 امکان استفاده همزمان از ۲ سیم کارت و یک کارت حافظه وجود دارد، بر خلاف روند مرسوم بازار که باید بین سیم کارت دوم و کارت حافظه یکی از آنها را انتخاب کنید.

نمای بالای بدنه کاملاً خالی است و در نمای پایین درگاه USB قرار گرفته که مثل اکثر موبایل های اقتصادی از نوع مایکرو USB در نظر گرفته شده است. جک ۳.۵ میلی متری هدفون هم مثل پرچمداران سامسونگ در همین قسمت دیده می شود.

نمایشگر

ارزان قیمت ترین موبایل اقتصادی جدید سامسونگ یعنی J3 Pro یک نمایشگر TFT دارد که در دنیای میان رده ها چندان قابل قبول محسوب نمی شود، اما خوشبختانه سامسونگ در ساخت «جی ۵ پرو» هم مثل برادر بزرگترش J7 Pro، پنل Super AMOLED را استفاده کرده است.

این پنل ۵.۲ اینچی در حقیقت با J5 2017 یکسان است و از رزولوشن ۷۲۰p یا HD بهره می برد که به معنای وجود ۲۸۲ پیکسل در هر اینچ خواهد بود.

این مقدار در مقایسه با رقبای چینی موجود در بازار که عموماً به رزولوشن Full HD مجهز هستند چندان بالا به نظر نمی رسد و تشخیص پیکسل ها هم روی صفحه نمایش «جی ۵ پرو» چندان سخت نیست.

اما در عوض پنل سوپر امولد قادر است تک تک پیکسل های بخش های مختلف صفحه را به طور مجزا خاموش کند و با این روش رنگ مشکی عمیقی تولید می شود که برای نمایشگر LCD رقبا ممکن نیست

کنتراست و پویایی رنگهای نمایشگر «جی ۵ پرو» به لطف این ویژگی عالی است و به راحتی می تواند از نظر کیفیت، رضایت کاربر را جلب کند.

حداکثر روشنایی صفحه نمایش به ۳۰۰ نیت می رسد که با J5 2017 برابری می کند و نسبت به برچسب قیمت محصول قابل قبول است.

با این میزان استفاده از «جی ۵ پرو» در محیط های پر نور به سادگی ممکن است، اما به دلیل بازتاب زیاد نور از سطح نمایشگر، خوانایی دستگاه زیر نور مستقیم خورشید تا نصف کاهش پیدا می کند.

زاویه دید نمایشگر هم قابل قبول است و هنگامی که از زاویه مستقیم به صفحه نمایش نگاه نمی کنید، تغییر قابل توجهی در رنگها و خوانایی ایجاد نمی شود.

نرم افزار

«جی ۵ پرو» به اندروید نوقا مجهز است و از آخرین نسخه رابط کاربری تاچ ویز بهره می برد که با بهبودهای انجام گرفته با سالهای اخیر طراحی و عملکرد مناسبی دارد.

رابط کاربری به لطف ۳ گیگابایت حافظه رم در «جی ۵ پرو» به شکل روان اجرا می شود و برخی از امکانات پرچمداران اخیر را در اختیار کاربران این محصول اقتصادی قرار می دهد، از جمله Secure Folder که در حقیقت یک بخش بسیار امن و رمزگذاری شده از حافظه دستگاه به حساب می آید.

به لطف این ویژگی می توانید اطلاعات خصوصی مثل عکس، اسناد یا حتی ویدیوهای ضبط شده در گالری را از دسترس دیگران خارج کنید و تنها با گذرواژه به آنها دسترسی داشته باشید.

دومین ویژگی مهم دستگاه هم Dual Messenger نام دارد و به لطف آن می توانید ۲ نسخه مجزا از اپلیکیشن های پیام رسان مثل تلگرام، مسنجر فیسبوک و نرم افزارهای مشابه را در حافظه نصب و با دو حساب کاربری متفاوت استفاده کنید.

دوربین

هر دو دوربین عقب و جلوی «جی ۵ پرو» ۱۳ مگاپیکسلی هستند، اما یک تفاوت در این میان وجود دارد. گشادگی دریچه دیافراگم دوربین جلو اف ۱.۹ در نظر گرفته شده است که رقم قابل قبولی است، اما این مقدار در دوربین اصلی اف ۱.۷ در نظر گرفته شده که با پرچمداران اخیر سامسونگ برابر است و بهترین در بازار به حساب می آید.

البته موضوع تنها بخشی از کیفیت تصویر را تشکیل می دهد و جزئیات متعدد دیگری هم وجود دارد که سازنده در مورد آنها شفاف سازی نکرده است، غیر از اینکه دوربین اصلی فوکوس خودکار هم دارد.

طراحی رابط کاربری با پرچمداران اخیر سامسونگ یکسان است و به لطف توان پردازش کافی با سرعت مناسبی اجرا می شود. با سوایپ کردن به چپ حالت های مختلف عکاسی مثل HDR و پانوراما قابل انتخاب هستند. یک دکمه شاتر مجازی هم وجود دارد که می توانید هرجای تصویر که خواستید قرار دهید.

در نور روز، عکسای «جی ۵ پرو» عالی هستند و رنگها کاملاً نزدیک به واقعیت ثبت می شوند، هرچند با وجود رزولوشن کافی، پردازش های ثانویه نرم افزاری تا حدی جزئیات تصویر را کاهش داده اند. این موضوع البته تنها در صورتی محسوس است که عکسها را با اندازه ی کامل رو نمایشگر کامپیوتر مشاهده کنید.

موبایل اقتصادی سامسونگ ضمناً به دلیل محدودیت دامنه پویایی سنسور گاهی اوقات بخش های روشن تصویر را بیش از حد نورانی یا بخش های کم نور تاریک و بدون جزئیات ثبت می کند.

برای رفع این موضوع می توانید حالت HDR را فعال کنید (تصویر سمت چپ)، اما باید توجه داشته باشید که در این صورت ثبت عکس به حدود ۱ ثانیه زمان احتیاج دارد و در نتیجه عکس گرفتن از سوژه های متحرک دشوار خواهد بود.

در نور شب اما جالب اینجاست که با وجود ضریب اف ۱.۷، دوربین نمی تواند نور کافی جذب کند (احتمالاً به دلیل پیکسل های بزرگ سنسور)، در نتیجه دستگاه سعی می کند به شکل نرم افزاری این موضوع را جبران کند که به کاهش مقدار جزئیات منجر می شود.

خوشبختانه فلش «جی ۵ پرو» با عملکرد عالی خود به خوبی قادر است نور مورد نیاز را تامین کند و تغییری هم در طبیعی بودن رنگها ایجاد نخواهد کرد. موبایل اقتصادی سامسونگ ضمناً به قابلیت pre-flash هم مجهز است و می توانید پیش از ثبت عکس صفحه را لمس کنید تا دستگاه برای تنظیم کادر فلش را لحظاتی روشن کند.

دوربین سلفی «جی ۵ پرو» به لطف ضریب اف ۱.۹ و رزولوشن ۱۳ مگاپیکسلی عکسهای شفاف و پر جزئیاتی ثبت می کند که رنگهای آن نزدیک به واقعیت هستند.

حرکت دادن دوربین به چپ و راست یک عکس سلفی با عرض بیشتر ثبت کنید، قابلیتی که در موبایل های قبلی شرکت کره ای هم مشاهده کرده بودیم.

موبایل اقتصادی سامسونگ ضمناً ویدیوها را با رزولوشن حداکثر Full HD و نرخ ۳۰ فریم در ثانیه ثبت می کند که رقم دندان گیری محسوب نمی شود. «جی ۵ پرو» علاوه بر این لرزشگیر هم ندارد و این موضوع کیفیت ویدیوهای ثبت شده را تحت تاثیر قرار می دهد.

در مجموع اما باید گفت عملکرد عکس برداری «جی ۵ پرو» کاملاً قابل قبول است و عمده ترین ایراد به عکاسی در شب باز می گردد که با توجه به برچسب قیمت محصول جای انتقاد چندانی ندارد.

در پایان از شما دعوت می کنیم کیفیت دوربین دستگاه را در گالری عکس های ثبت شده با دوربین Galaxy J5 Pro مشاهده فرمایید.

سخت افزار

گذشته از شباهت های ظاهری، بخش عمده سخت افزار «جی ۵ پرو» هم با J5 2017 یکسان است، از جمله چیپست اگزینوس ۷۸۷۰ ساخت سامسونگ. این چیپست به روش ۱۴ نانومتری ساخته شده و ۸ هسته Cortex-A53 با توان ۱.۶ گیگاهرتز دارد.

این چیپست در مقایسه با محصولات هم قیمت عمل کرد مناسبی دارد و با کسب امتیاز ۴۵ هزار در بنچمارک AnTuTu کمی بالاتر از Moto G5 جدید موتورولا قرار می گیرد، در حالی که این محصول تقریباً دو برابر موبایل اقتصادی سامسونگ قیمت دارد.

به نظر می رسد استفاده از رزولوشن HD به جای Full HD مرسوم در بازار اینجا به کمک سامسونگ آمده و در عوض موبایل اقتصادی جدید را از نظر توان پردازش نسبت به قیمت در رده های بالای جدول قرار داده است.

بنچمارک Geekbench هم نرم افزار دیگری است که «جی ۵ پرو» در آن امتیاز ۷۲۱ (تک هسته) و ۳۵۸۶ (چند هسته ای) را کسب کرده و این موضوع نتیجه بنچمارک پیشین را تایید می کند.

«جی ۵ پرو» در مجموع نسبت به بسیاری از رقبای هم قیمت و حتی گران تر از جمله اکسپریا ال ۱ و نوکیا ۶، توان پردازش بالاتری دارد.

البته در هر حال با محصول ارزان قیمتی مواجه هستیم که نمی تواند به سرعت پرچمداران نرم افزارها را نصب کند، اما سازنده در نسخه پرو حافظه رم را از ۲ به ۳ گیگابایت افزایش داده که برای مالتی تسکینگ و اجرای همزمان چند نرم افزار در حافظه کافی به نظر می رسد.

در دنیای واقعی هم چیزی غیر از این نیست و تاخیر و مشکلی فراتر از توقع برای انجام عملکردهای روزمره با موبایل اقتصادی جدید سامسونگ به چشم نمی خورد.

اما بر خلاف پردازنده، پردازشگر گرافیکی ARM Mali-T830 MP2 نمی تواند در این بخش قدرت نمایی چندانی داشته باشد. این مدل تنها ۱ هسته دارد و از API ولکان هم پشتیبانی نمی کند.

البته امکان اجرای بازی های سنگین مثل آسفالت ۸ هم وجود دارد، اما حین اجرای بازی، کاهش تعداد فریم ها کاملاً محسوس است، خصوصاً در بخش های شلوغ و گرافیکی.

از طرف دیگر ۲ مزیت در این بخش وجود دارد، یکی محل قرار گرفتن اسپیکر در بالای لبه سمت راست بدنه که هنگام افقی گرفتن محصول زیر دست کاربر نمی رود. قابلیت دوم هم Game Tools است که در بخش نرم افزار به جزئیات آن پرداختیم.

«جی ۵ پرو» علاوه بر این ۱۶ گیگابایت حافظه داخلی دارد که کمتر از نیمی از آن در اختیار کاربر قرار گرفته است، اما در صورت تمایل می توانید با کارت حافظه این مقدار را تا ۲۵۶ گیگابایت دیگر افزایش دهید.

اسپیکر

همانطور که در بخش قبلی اشاره کردیم تنها اسپیکر «جی ۵ پرو» مثل موبایل های سری J سال ۲۰۱۷ در لبه سمت راست بدنه واقع شده و به این راحتی دست کاربر نمی تواند مسیر پخش صدای آن را سد کند.

وضوح و کیفیت صدای اسپیکر هم روی بلندی متوسط با توجه به برچسب قیمت محصول مناسب است، اما وقتی صدا را بلندتر می کنید فرکانس های زیر تاحدی دیستورت شده و به اصلاح «تیز» به گوش می رسند.

«جی ۵ پرو» خوشبختانه جک ۳.۵ میلی متری هدفون هم دارد که مثل پرچمداران سامسونگ زیر بدنه به چشم می خورد.

باتری

سامسونگ در J5 2017 جنس بدنه را از پلاستیک به فلز تغییر داد و با این کار علاوه بر کاهش ظرفیت باتری، قابلیت تعویض باتری به دست کاربر را هم کنار گذاشت.

«جی ۵ پرو» هم حالا مثل مدل ۲۰۱۷ به یک باتری غیر قابل تعویض با ظرفیت ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعت مجهز است، یعنی ۱۰۰ میلی آمپر کمتر از مدل ۲۰۱۶.

اما با توجه به ابعاد و رزولوشن نمایشگر، به نظر نمی رسد موبایل اقتصادی سامسونگ با این ظرفیت باتری مشکل خاصی داشته باشد، خصوصاً که ظرفیت باتری گلکسی اس ۸ همین مقدار است.

برای بررسی بیشتر از بنچمارک PCMark استفاده کردیم که با شبیه سازی استفاده ترکیبی، از عمر باتری نزدیک به ۱۳ ساعت مداوم حکایت دارد، یعنی یکبار شارژ کامل در روز می تواند برای دستگاه کافی باشد.

«جی ۵ پرو» ضمناً به فناوری شارژ سریع مجهز نیست، اما ۱۵ دقیقه شارژ برای رسیدن به ۱۵ درصد کافی است و یک ساعت شارژ این مقدار را به ۲۹ درصد می رساند. شارژ کامل هم مثل J5 2017 در کمی بیشتر از ۲ ساعت انجام می شود که ۱ ساعت از مدل ۲۰۱۶ کمتر است.

جمع بندی

موبایل های سامسونگ در سالهای اخیر از کیفیت و عملکرد مناسبی برخوردار بودند و «جی ۵ پرو» هم در ادامه ی همین روند به تولید رسیده است.

بدنه فلزی این تلفن هوشمند ۸۰۰ هزار تومانی خیال کاربر را در مورد استحکام و طول عمر دستگاه آسوده می کند و ارگونومی دستگاه به لطف ابعاد ۵ اینچی و خمیدگی های پشت بدنه بسیار مناسب است، خصوصاً اگر دست های چندان بزرگی نداشت هباشید.

طراحی ساده بدنه هم می تواند انواع سلیقه های مختلف را راضی کند، هرچند زیبایی بدنه به مدل های گران قیمت تر مثل سری A و البته پرچمداران سامسونگ نمی رسد.

رزولوشن ۷۲۰p صفحه نمایش از بیشتر رقبا کمتر است، اما در عوض رنگهای شاداب پنل سوپر امولد جای دیگری پیدا نمی شود. رزولوشن پایین از طرف دیگر در کنار ۳ گیگابایت حافظه رم باعث شده «جی ۵ پرو» از رقبای هم قیمت خود قوی تر باشد. البته پردازشگر گرافیکی فقط یک هسته دارد و نباید توقع داشته باشید با این موبایل اقتصادی بازی های سنگین را به بهترین شکل اجرا کنید.

عمر باتری دستگاه مناسب است و کیفیت صدای اسپیکر با توجه به برچسب قیمت در بازه قابل قبول قرار می گیرد. عملکرد دوربین هم جایی بینابین است، در نور روز عکسها عالی و چشم نواز هستند و در شب نتیجه نهایی به مقدار نور محیط بستگی دارد.

اگر موافق هزینه زیاد برای تلفن هوشمند نیستید یا موبایل دوم احتیاج دارید، نکات مثبت این محصول اقتصادی را مرور کنید، شاید همان گزینه ای باشد که برای شما مناسب است.

نکات مثبت
  • ارگونومی
  • بدنه فلزی
  • نمایشگر سوپر امولد
  • قدرت پردازنده و حافظه رم
  • عملکرد دوربین در روز
نکات منفی
  • رزولوشن نمایشگر
  • توان پردازش گرافیکی
  • کیفیت متوسط اسپیکر
  • عملکرد دوربین در شب

[ad_2]

لینک منبع

چرا شیائومی Mi Mix ارزش خرید بیشتری از آیفون ۷ پلاس دارد؟

[ad_1]

مقدمه

طرفداران سری آیفون‌های اپل عموما بسیار به محصولات این شرکت وابسته و پایبند هستند. درست است که آیفون‌های اپل کیفیت ساخت عالی دارند و هماهنگی مابین بستر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری اختصاصی آن‌ها تقریبا نمونه مشابه و قابل مقایسه‌ای در بین دستگاه‌های اندرویدی ندارد. اما با این وجود از نظر ما برخی محصولات اندرویدی همچنان می‌توانند جایگزین بسیار عالی و مخصوصا مقرون به صرفه‌تری برای آیفون‌های اپل باشند!

یکی از اسمارتفون‌هایی که به نظر ما می‌تواند جایگزین عالی و منحصر به فردی برای آیفون ۷ پلاس اپل باشد، گوشی هوشمند شیائومی می میکس است. حتما از خود می‌پرسید که این گوشی چگونه می‌تواند از پرچمدار فعلی سری آیفون‌های اپل برتری داشته باشد؟ ما در این مقاله دقیقا در مورد همین مسئله صحبت می‌کنیم و اشاره خواهیم کرد که چرا آیفون ۷ پلاس اپل از آیفون ۷ پلاس اپل بهتر است. با سایت شهر ای تی همراه باشید.

طراحی و ظاهر کاملا منحصر به فرد

اولین و شای مهم‌ترین مسئله‌ای که به نظر ما خرید گوشی می میکس شیائومی را به گزینه بهتری نسبت به آیفون ۷ پلاس تبدیل می‌کند، مسئله طراحی و ظاهر است. صفحه نمایش این گوشی به طرز عجیب و منحصر به فرد تقریبا کل پنل جلویی دستگاه را در بر گرفته و زمانی که این گوشی را در دست می‌گیرد، احساسی کم‌نظیر به شما منتقل می‌شود. شاید باور نکنید اما حسی که از گوشی شیائومی می میکس دریافت خواهید کرد حتی از حس در دست گرفتن آیفون ۷ پلاس اپل با ظاهر و سبک طراحی تکراری‌اش لذت‌بخش‌تر است. پس اگر به دنبال یک گوشی منحصر به فرد هستید، شیائومی می میکس انتخاب بهترین نسبت به آیفون ۷ پلاس خواهد بود.

پشتیبانی همزمان از دو سیم کارت.

گوشی شیائومی می میکس به طور پیش‌فرض از اتصال همزمان دو سیم کارت پشتیبانی می‌کند، اما آیفون ۷ پلاس اپل مثل همیشه از این ویژگی بی‌بهره است. بنابراین اگر تمایل داشته باشید که در یک گوشی از دو سیم کارت استفاده کنید، باز هم خرید می میکس شیائومی از آیفون ۷ پلاس انتخاب بهتری خواهد بود.

صفحه نمایش بزرگ‌تر

اگرچه گوشی هوشمند شیائومی می میکس از نظر ابعاد چندان تفاوت محسوسی با آیفون ۷ پلاس اپل ندارد، اما با این حال سبک طراحی آن منجر شده که دستگاه از نمایشگری ۶٫۴ اینچی بهره‌مند شود! بنابراین شیائومی می میکس مفهوم یک فبلت واقعی را به تصویر می‌کشد. در سمت مقابل آیفون ۷ پلاس با بدنه‌ای تقریبا هم اندازه با گوشی شیائومی می میکس از نمایشگری ۵٫۵ اینچی بهره می‌برد! پس اگر به اندازه نمایشگر اهمیت می‌دهید، باز هم باید شیائومی می میکس را به آیفون ۷ اپل ترجیح دهید.

وضوح تصویر بیشتر نمایشگر

صفحه نمایش ۶٫۴ اینچی شیائومی می میکس وضوح تصویر ۲۰۴۰ در ۱۰۸۰ پیکسل را ارائه می‌کند. در سمت مقابل نمایشگر ۵٫۵ اینچی آیفون ۷ پلاس وضوح ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل یا اصطلاحا فول اچ‌دی دارد. بنابراین از نظر وضوح تصویر، نمایشگر شیائومی می میکس وضعیت بهتری نسبت به آیفون ۷ دارد.

نسبت تصویر به بدنه بیشتر

همانطور که پیش از این هم اشاره داشتیم، بخش عظیمی از پنل جلویی شیائومی می میکس توسط صفحه نمایش آن احاطه شده است. اگر به صورت درصد بیان کنیم، باید بگوییم که ۸۳٫۶ درصد از پنل جلویی این گوشی توسط صفحه نمایش آن احاطه می‌شود. در سمت مقابل محل قرارگیری دکمه هوم (Home)، خروجی اسپیکر و حاشیه‌های آیفون ۷ پلاس سبب شده که تصویر به بدنه آن فقط ۶۷٫۷ درصد باشد. این موضوع هم ظرافت بیشتر گوشی شیائومی می میکس در مقایسه با آیفون ۷ پلاس اپل را به تصویر می‌کشد.

حافظه داخلی بیشتر در نسخه پایه‌ای

نسخه پایه‌ای آیفون ۷ پلاس اپل ظرفیت ۳۲ گیگابایتی دارد. این موضوع در حالی است که نسخه پایه‌ای شیائومی می میکس از حافظه داخلی ۱۲۸ گیگابایتی بهره می‌برد. بنابراین از این نظر هم شیائومی می میکس از آیفون ۷ پلاس اپل بهتر است.

رم بیشتر

مسئله بعدی که گوشی شیائومی می میکس را نسبت به آیفون ۷ پلاس اپل برتر می‌کند، مربوط به ظرفیت رم دستگاه می‌شود. رم نسخه پایه‌ای این گوشی ۴ گیگابایتی بوده و شیائومی حتی نسخه برتر آن را با تجهیز به رم ۶ گیگابایتی روانه بازار کرده است. این موضوع در حالیست است که آیفون ۷ پلاس اپل از رم ۳ گیگابایتی بهره می‌برد.

پشتیبانی از شارژ سریع

با توجه به اینکه گوشی هوشمند شیائومی می میکس به تراشه اسنپدراگون ۸۲۱ کوالکام مجهز است، جای تعجبی ندارد که از نسخه ۳ تکنولوژی شارژ سریع (Quick Charge 3.0) کوالکام هم پشتیبانی کند. متاسفانه آیفون ۷ پلاس اپل از این ویژگی بهره‌مند نیست و این مسئله هم یک برتری دیگر برای گوشی شیائومی می میکس محسوب می‌شود.

باتری با ظرفیت بیشتر

مسئله بعدی که فبلت شیائومی می میکس را از آیفون ۷ پلاس برتر می‌کند، مربوط به ظرفیت باتری آن‌ می‌شود. شیائومی برای این گوشی  یک باتری ۴۴۰۰ میلی آمپر ساعتی را در نظر گرفته است، اما در سمت مقابل باتری آیفون ۷ پلاس ظرفیت ۲۹۰۰ میلی آمپر ساعتی دارد. پس از نظر ظرفیت باتری هم حداقل بر روی کاغذ، باتری شیائومی می میکس از آیفون ۷ پلاس اپل قدرتمندتر است.

قیمت مناسب‌تر

اما در نهایت مسئله مهم‌تری که خرید گوشی شیائومی می میکس را به گزینه بهتری نسبت به آیفون ۷ پلاس تبدیل می‌کند، مربوط به قیمت آن می‌شود. نسخه پایه‌ای این گوشی که از حافظه داخلی ۱۲۸ گیگابایتی و رم ۴ گیگابایتی بهره می‌برد، هم اکنون با قیمتی در حدود ۱،۹۰۰،۰۰۰ تومان قابل خرید است. این موضوع در حالیست که نسخه پایه‌ای آیفون ۷ پلاس با رم ۳ و حافظه داخلی ۳۲ گیگابایتی قیمتی در حدود ۳،۱۰۰،۰۰۰ تومان دارد! بنابراین از نظر قیمت هم تفاوت قابل ملاحظه‌ای مابین گوشی شیائومی می میکس و آیفون ۷ پلاس اپل وجود دارد که برتری شیائومی می میکس را به تصویر می‌کشد.

جمع‌بندی

موارد و موضوعاتی که در این مقاله به آن‌ها اشاره کردیم، مجموعه برتری‌های گوشی یا بهتر بگوییم فبلت شیائومی می میکس در مقایسه با آیفون ۷ پلاس را شامل می‌شوند. بدون تردید آیفون ۷ پلاس اپل هم برتری‌های زیادی نسبت به شیائومی می میکس دارد، اما با وجود تمام این مسائل به نظر ما فبلت شیائومی می میکس یکی از بهترین رقیب‌های مجود برای آیفون ۷ پلاس اپل محسوب می‌شود. نظر شما در رابطه با این مسئله چگونه است؟ آیا همچنان خرید آیفون ۷ پلاس را به شیائومی می میکس ترجیح می‌دهید؟

[ad_2]

لینک منبع